بالا رفتن سن جمعیت و ایجاد فرصت‌‌های شغلی برای مشاوران
23 آوریل 2010 - 22:42
بازدید 88
7

 پیشتر به موضوع بیبی بومرها و تغییراتی که پیری جمعیت در بازار کار کانادا ایجاد کرده و در دهه آینده خواهد کرد به دفعات اشاره کرده ایم. مقاله حاضر توضیح می دهد که همین موضوع چگونه در حال گسترش دادن سریع یک حوزه شغلی در کاناداست. حوزه ای که مشاغل بسیار متعددی را پوشش می […]

ارسال توسط :
پ
پ

 
پیشتر به موضوع بیبی بومرها و تغییراتی که پیری جمعیت در بازار کار کانادا ایجاد کرده و در دهه آینده خواهد کرد به دفعات اشاره کرده ایم. مقاله حاضر توضیح می دهد که همین موضوع چگونه در حال گسترش دادن سریع یک حوزه شغلی در کاناداست. حوزه ای که مشاغل بسیار متعددی را پوشش می دهد.
 

فرزندان بیبی بومرها خود را آماده می کنند تا برای رفع نیازهای والدینشان به متخصصان رجوع کنند. 
 

این روزها خانواده های بسیاری برای آگاهی بیشتر از دنیای سخت و پیچیده کهنسالان به سراغ مشاوران می روند تا مسائل مختلفی را با آنان مطرح کنند از جمله نحوه برخورد با مشکلات ناگهانی که برای سلامتی آنان پیش می آید و یا حتی یافتن یک سرای سالمندان مناسب برای آنان.

اوسیس که در حال حاضر مدیریت یکی از این خانه های سالمندان را در شهر کلگری به عهده دارد، درباره این وضعیت می گوید: «برخورد با یک سالمند و بیماری ها و مشکلات او موقعیت گیج کننده ای است. درست مثل این است که با چتر در یک کشور غریب فرود آمده باشید. شما زبان آنها را نمی فهمید و روش زندگی اشان را نمی شناسید و نمی دانید باید از کجا شروع کنید.» 
 

در حال حاضر مشاوران امور سالمندان که تا کنون تقریبا ناشناخته مانده بودند، با توجه به بالا رفتن سن بیبی بومرها و مسئولیت یافتن فرزندان آنها که به آنها «نسل ساندویچی» (کسانی که از یک سو باید مراقب والدین خود باشند و از سوی دیگر مراقبت از فرزندان خود را نیز به عهده دارند) نیز گفته می شود، کم کم مورد توجه بیشتری قرار گرفته اند. 
 

خانوداه هایی که در پی کمک هستند معمولا برای طی کردن یک دوره انتقالی آرام برنامه ریزی نکرده اند و حالا با استیصال هرچه تمام می خواهند که به سریع ترین شکل ممکن مشکلاتشان حل شود زیرا والدین شان یک باره بیمار و از کار افتاده شده اند و دیگر نمی توانند به تنهایی زندگی خود را اداره کنند.
 

شرکتی که اوسیس در آن به فعالیت مشغول است، کتاب های اینترنتی درباره سالمندان منتشر می کند و جلسات آموزش مراقبت از کهنسالان برگزار می نماید. او می گوید: «یکی از چیزهایی که ما با آن مواجهیم موضوع انکار مسئله است. در حال حاضر افراد زیادی پیش ما آمده اند و به دلیل این که بحران را بسیار نزدیک دیده اند، از ما تقاضای برگزاری جلسات خصوصی برای خود دارند.»

 

جیل اودانل می گوید وقتی بیست و پنج سال پیش مرکز مشاوره کهنسالان خود را در تورنتو راه انداخت اولین و تنها مشاوری بود که در این زمینه فعالیت می کرد. در سال های اخیر با توجه به تغییرات جمعیت شناختی و بالا رفتن تقاضا، او عده زیادی را دیده که به فعالیت در این حوزه مشغول شده اند.  
 

امروزه تعداد افراد بالای ۸۰ سال در حال زیاد شدن است و افراد حتی با داشتن بیماری های مزمن نیز بیشتر عمر می کنند. فرزندان این عده از بیبی بومرها حاضرند تا برای مراقبت از والدین شان به متخصصان پول بدهند همان طور که در حوزه های دیگر زندگی اشان هم حاضر به خرج کردن هستند.
 

اودانل می گوید: «ما برای انجام کارهای حقوقی امان به سراغ وکلا می رویم، برای کارهای مالیاتی امان سراغ حسابدار می رویم، در صورت ضرورت به فیزیوتراپیست سر می زنیم، اگر بیمار باشیم پیش دکتر می رویم پس چرا وقتی در زمینه مراقبت از کهنسالان به کمک نیاز داریم نباید به سراغ متخصصان این حوزه برویم؟» 
 

یکی از متخصصان امراض پیری و مدیر مؤسسه Senior Wise Services نیز گفته که در سال های اخیر و پس از این که او موسسه را از صاحب قبلی اش که به دلیل کمبود تقاضا دچار مشکلات عدیده مالی شده بود خرید، مشتریان او دو برابر شده اند. او می گوید: «فکر می کنم افراد قبلی هیچ توجهی به این نسل ساندویچی نداشتند؛ کسانی که فکر نمی کنند با وجود این همه مشغله ، سپردن وظیفه مراقبت از پدران و مادران پیرشان به دیگرانی که این کار را بهتر انجام می دهند مایه شرمساری باشد. این کار واقعا کار بزرگی است.» البته او معتقد است که خانواده ها بدون کمک او هم می توانند از پس مشکلاتشان برآیند اما این کار ممکن است سال ها طول بکشد و آنها این همه وقت ندارند. 
 

خانم اودانل می گوید گاهی فرزندان برخی سالمندان از او می خواهند تا برای مدتی طولانی نقش چشم و گوش آنها را بازی کند و مراقبت از این سالمندان را به عهده بگیرد اما غالب این درخواست ها درخواست های کوتاه مدتی هستند که از طرف مشتریانی که دیگر با بحران مواجه شده اند مطرح می شود.
 

خانم جودیت کاستین که خود اکنون۷۶ سال دارد، بیست سال پیش را به یاد می آورد که در آن یک روز مدیر سرای سالمندانی که مادرش در آن زندگی می کرد، به یک باره به آنها گفت که دیگر نمی توانند از وی مراقبت کنند. در آن زمان خانم اودانل به آنها کمک کرده بود تا مرکز دیگری را پیدا کنند و آنها را با ماشین خود به آنجا برده بود و تمام بعد ازظهر را مانده بود تا مادر او کاملا در جای جدید مستقر شود. به اعتقاد کاستین، اودانل با این کار او را که تازه به تورنتو آمده بود و نمی دانست چه باید بکند به خوبی حمایت کرد.
 

اکنون کاستین بعد از گذشت بیست سال بی آن که هیچ مشکلی برای تنهایی زندگی کردن داشته باشد و در حالی که مرتب هم ورزش های آبی انجام می دهد، از اودانل خواسته تا مسئول مراقبت از او باشد و حتی نام وی را به عنوان یکی از وارثانش در وصیت نامه خود ذکر کرده است. 
 

برای مشاهده اصل مقاله اینجا را ببینید 

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.