پیشنهادات کنپارس برای اصلاح سیستم امتیازبندی
10 آوریل 2011 - 17:37
بازدید 119
5

پیشنهاداتی در جهت بهبود سیستم امتیازبندی نیروی متخصص فدرال (متن انگلیسی پیشنهادات را در اینجا مطالعه کنید.) با توجه به تصمیم قابل تقدیر اداره مهاجرت کانادا در اصلاح سیستم امتیازبندی نیروی متخصص فدرال، شرکت خدمات مهاجرت کنپارس با همکاری تیمی از متخصصان شرکت و تجربه صدها پرونده مهاجرتی، پیشنهاداتی را در بهبود این مسیر به […]

ارسال توسط :
پ
پ

پیشنهاداتی در جهت بهبود سیستم امتیازبندی نیروی متخصص فدرال

(متن انگلیسی پیشنهادات را در اینجا مطالعه کنید.)

با توجه به تصمیم قابل تقدیر اداره مهاجرت کانادا در اصلاح سیستم امتیازبندی نیروی متخصص فدرال، شرکت خدمات مهاجرت کنپارس با همکاری تیمی از متخصصان شرکت و تجربه صدها پرونده مهاجرتی، پیشنهاداتی را در بهبود این مسیر به اطلاع می‌رساند. محور این پیشنهادات بر سه رکن استوار بوده است:

  • اول، تغییراتی که منجر به انتخاب نیروهای مفیدتر و موثرتر برای بازار کار کانادا باشد تا هدف اصلی برنامه نیروی متخصص فدرال بهتر تامین شده و به نیازهای فزاینده بازار کار کانادا در سال‌های اخیر توجه بیشتری شود؛
  • دوم، افزایش توجه به موضوع انطباق‌پذیری متقاضیان و اعضا خانواده آنها که علاوه بر سرعت بخشیدن به ورود موثر مهاجران به جامعه کانادایی، تبعات منفی بحران‌های سال‌های اولیه ورود را کاهش داده و از مشکلات دولت نیز می‌کاهد؛
  • سوم، افزایش سرعت بررسی پرونده، متناسب با شرایط متقاضی؛

بر این اساس مجموعه پیشنهاداتی در کنپارس مدون شده که نتایج عملی آن می‌تواند به افزایش حداقل یکی (و عمدتا بیش از یکی) از محورهای فوق منجر شود. این پیشنهادات به این شرح است:

درباره نمره زبان

تصمیم برای مشخص کردن حداقل قابل قبول برای پذیرش پرونده افراد در خور تحسین است اما کفایت نمی‌کند. در سیستم فعلی برای همه انواع مشاغل یک نوع روش محاسبه معین شده بدین معنا که وزارت مهاجرت همان انتظاراتی را که از متقاضی متخصص در رشته پزشکی دارد از راننده چرثقیل به یک میزان دارد در حالی‌که می‌دانیم این با واقعیت‌های بازار کار منطبق نیست. مثلا در حالی‌که یک پزشک یا استاد دانشگاه  باید در مهارت نگارش از سطح بالایی برخوردار باشد یک آشپز یا راننده جرثقیل به چنین مهارتی نیاز حیاتی و در سطح بالا ندارد. یا توانایی آنها در گفتگو نباید در سطحی باشد که یک مشاور امور مالی بدان نیازمند است.

پیشنهاد اول:مشاغل مورد نیاز بر اساس واقعیت‌های بازار از نظر سطح مهارت‌های زبانی به سه (یا چهار) گروه تقسیم شوند (مشاغل با نیاز بالا، متوسط و پایین) و برای هر گروه، امتیازبندی مستقلی از نظر میزان مهارت‌های زبانی معین شود. بدین ترتیب ممکن است یک راننده جرثقیل با متوسط آیلتس ۶ (و بر اساس زیرمجموعه مهارت‌ها)، حداکثر امتیاز مربوط به زبان را به دست آورد.

از آنجا که معمولا برای هر یک از رشته‌های شغلی، پیشتر از طریق مراکز آموزشی یا آکادمیک (برای ورود به دوره‌ها) و انجمن‌های صنفی یا تنظیمی (regulatory body) فعالیت‌هایی برای تعیین سطح زبان مورد نیاز انجام شده است، مشخص کردن این گروه‌ها کار چندان دشواری نیست.

شرایط آزمون

نکته دیگر در مورد زبان به موضوع محدودیت شدید تعداد آزمون‌های مورد پذیرش بازمی‌گردد. در حال حاضر تنها نتایج دو آزمون آیلتس و CELPIPاز نظر اداره مهاجرت مورد پذیرش است که به دلیل عدم برگزاری آزمون CELPIPدر خارج از کانادا عملا پذیرش نتایج آزمون زبان به یک مورد یعنی آزمون آیلتس منحصر شده است. صرف‌نظر از اینکه این آزمون ریشه آمریکای شمالی ندارد و اساسا برای تعیین سطح زبان در کشورهای دیگری طراحی شده، محدودیت مراکز برگزاری آن در کشورهایی چون ایران و انتظار طولانی داوطلبان برای دریافت فرصت که توام با تشویش و نگرانی است عملا، هم سیستم دریافت مدارک را کند و مختل کرده و هم از عدالت به دور است. از آنجا که امروزه تقریبا تمام مراکز معتبر برای تعیین سطح مهارت‌های زبانی داوطلبان طیف گسترده‌ای از آزمون‌های استاندارد زبان را می‌پذیرند و جداول استاندارد تطبیق دهنده نتایج هم وجود دارد دلیلی برای تداوم این انحصار دیده نمی‌شود. حتی اگر توجیه این باشد که تمرکز آزمون‌های دیگر بیشتر بر مراکز آکادمیک Academicاست تا کاربردهای عمومی Generalباید پاسخ داد که اولا بعید است در موضوعی که الان محل بحث ما است (تعیین سطح مهارت‌های زبانی متقاضی دریافت ویزای مهاجرت) تفاوت معناداری میان این دو نوع تعیین سطح باشد و ثانیا چون آزمون‌های آکادمیک دشوارتر از آزمون‌های عمومی هستند پس کسب امتیاز لازم و موفقیت از آنها قطعا معرف موفقیت در آزمون‌های عمومی خواهد بود.

پیشنهاد دوم: پذیرش نتایج تمامی آزمون‌های معتبر استاندارد زبان به عنوان مدرک تعیین سطح زبان.

 

در باره امتیاز همسر

سیستم نیروی متخصص فدرال تاکنون نگاهی فردی به متقاضی مهاجرت داشته و همین سبب شده است که اعضا خانواده متقاضی تلاش زیادی برای همراهی با متقاضی اصلی و آمادگی برای ورود به جامعه جدید از خود نشان ندهند. در این میان نقش همسر بسیار اهمیت دارد. تنها موردی که هم‌اکنون به آن توجه شده و جای تقدیر دارد امتیاز مدرک تحصیلی همسر است درحالی‌که می‌دانیم اهمیت مهارت‌های زبانی بسیار زیاد است. همسری که آمادگی‌های زبانی بالایی کسب کرده می‌تواند همپای متقاضی اصلی برای ورود به بازار کار تلاش کند، سریع‌تر با قوانین و مقررات حاکم بر جامعه کانادا اشنا ‌شود، تحصیلاتش را در کانادا ادامه دهد و در امر کمک به تحصیل فرزندگان نقش مهمی ایفا کند. چنین فردی یک همراه موثر برای متقاضی اصلی و یک نیروی حمایت‌گر برای برنامه‌های مهاجرپذیری کانادا است. اگر هم بر اثر بحران‌های سال‌های اولیه مهاجرت کار به متارکه کشید، چنین فردی می‌تواند روی پای خود بیایستد و نیازمند حمایت‌های دولتی نخواهد شد.

پیشنهاد سوم:اعطای حداکثر ۵ امتیاز اضافه برای تسلط همسران متقاضیان اصلی به یکی از زبان‌های رسمی کانادا. این حداکثر برای دریافت نمره ۶ آیلتس یا معادل آن باشد.

در باره امتیاز فرزند

برنامه‌های متعددی در کانادا به منظور تشویق زوج‌های جوان به بچه‌داری تدارک شده است. چرا چنین چیزی در مورد برنامه نیروی متخصص فدرال که بزرگ‌ترین برنامه پذیرش مهاجر است در نظر گرفته نشود؟ خصوصا که جهت‌گیری امتیازبندی جدید به سمت نیروهای جوان‌تر است که به مرور سبب کاهش فرزندان همراه مهاجران خواهد شد پس لازم است حداقل این کاهش به شکلی جبران شود. ورود مهاجران جوان با فرزندان خردسال که در سیستم آموزشی و تربیتی کانادا تربیت پیدا کنند یک تیر با چند هدف است. هم صرفه‌جویی در مخارج تشویق به بچه‌داری است و هم تضمین جمعیت جوان و مولد آینده.

پیشنهاد چهارم: اختصاص ۲ امتیاز اضافه برای فرزندان زیر ده سال متقاضیان؛ حداکثر تا دو فرزند.

درباره امتیاز تحصیل و آموزش

سیستم فعلی امتیازبندی، بیشتر بر سنوات تحصیلی آکادمیک استوار است در حالی‌که برای بسیاری از مشاغل مورد نیاز کانادا (نظیر آشپزی، برق‌کار صنعتی یا ساختمانی، راننده جرثقیل، بهداشت‌کار دهان…)، گذراندن دوره‌های کوتاه‌مدت آموزشی اهمیتی بیش از مدرک تحصیلی دانشگاهی دارد. به نظر می‌رسد باید در این زمینه تفکیکی روشن صورت بگیرد.

پیشنهاد پنجم: تفکیک مشاغل مورد نیاز از نظر اهمیت میزان تحصیلات آکادمیک و دوره‌های آموزشی trainingو اختصاص امتیاز مجزا به این دوره‌ها.

اهمیت حضور دوستان نزدیک و فامیل در کانادا

در سیستم فعلی در بحث انطباق‌پذیری، تنها به حضور فامیل درجه اول اهمیت داده شده که بسیار مهم است اما ممکن است حضور دوستی با سابقه آشنایی ۲۰ ساله و همکار سابق که الان هم در کانادا در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند برای متقاضی جدید معرف شغلی باشد یا راه‌های ورود وی به بازار کار تخصصی فرد را آموزش دهد، اهمیتی دوچندان داشته باشد. چرا سیستم پذیرش مهاجر از این ظرفیت‌ها استفاده نکند؟ حضور این افراد دو حسن دیگر هم دارد:

نخست اینکه با تدارک فرم‌هایی که باید توسط این افراد تکمیل و تایید شود می‌توان سابقه شغلی متقاضی را بیشتر بررسی کرد و از صحت ادعاهای وی اطمینان کسب کرد؛

دوم اینکه برای بررسی‌های امنیتی، چنین معرف‌هایی اهمیت به مراتب بیشتری دارند چون معرف خودش در کانادا ساکن است و می‌شود در صورت نیاز پرسش‌های دقیق‌تری از وی انجام داد.

پیشنهاد ششم: اعطای امتیاز اضافه برای داشتن معرف‌هایی در کانادا با سابقه آشنایی طولانی‌مدت با داوطلب (بیش از ۵ سال). تعداد این افراد تا سه نفر (هر نفر یک امتیاز). معرف‌ها نباید اعضا یک خانواده باشند. آنها می‌توانند شهروند کانادا یا دارای اقامت دائم باشند و برای اینکه معرف فرد محسوب شوند باید فرم خاصی را تکمیل و امضا نمایند.

درباره سرعت بررسی پرونده‌ها

سیستم امتیازبندی فعلی تنها به کف امتیازات توجه دارد و دریافت امتیاز بیشتر عملا تاثیری در پذیرش فرد ندارد. بدین ترتیب کسی که ۶۸ امتیاز دارد با کسی که توانسته ۸۰ امتیاز کسب کند در یک مسیر قرار می‌گیرند در حالی‌که معنای ۸۰ امتیاز، انطباق بیشتر متقاضی با شرایط مورد نظر سیستم انتخاب کننده و بازار کار کانادا است. در حالی‌که آمادگی برای ورود به بازار حتی مهم‌تر از رشته شغلی است. به عبارت دیگر، متخصصی که امتیاز وی ۸۰ شده است و مثلا از ۱۶ امتیاز زبان همه آن را کسب کرده برای ورود به بازار کار خیلی آماده‌تر و برای ورود به زندگی کانادایی خیلی منطبق‌تر از کسی است که در آن رشته ۶۸ امتیاز دارد ولو اینکه این فرد دوم یکسال زودتر اقدام کرده باشد. بدین جهت در شرایطی که کانادا بیش از هر زمان دیگری به نیروهای متخصص نیاز دارد و سالانه مرتبا بر تعداد ویزاهای موقت کار افزوده می‌شود منطقی است اگر بخشی از انرژی و هزینه سیستم انتخاب، صرف راه‌اندازی مسیرهای سریع‌تر شود. این پیشنهاد در تکمیل پیشنهاداتی در بالا است که برای همسر، فرزند و داشتن معرف امتیازات اضافه در نظر گرفته که نتیجه آن فاصله افتادن بین کسانی است که امتیاز بالاتری کسب می‌کنند با کسانی‌که فقط حداقل امتیاز را به دست آورده‌اند.

پیشنهاد هفتم: تاسیس مسیرهای موازی سریع‌تر برای کسانی‌که حداقل ۱۰ امتیاز بیش از امتیاز کف (۶۷ امتیاز) آورده باشند (برای امتیاز ۷۷ به بالا) به شرطی که حداقل دو سوم حداکثر امتیاز زبان و سابقه شغلی را کسب کرده باشند.

پیشنهاد هشتم: آن دسته از متقاضیان سال‌های قبل که بر اساس امتیازبندی جدید شروط پیشنهاد هفتم را تامین می‌کنند می‌توانند برای استفاده از مسیر سریع تقاضا دهند مشروط بر اینکه در صورت لزوم مدارک مورد نیاز را تهیه یا تجدید کنند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.