نوروز یا کریسمس، حاجی فیروز یا پاپانوئل؟
26 آوریل 2018 - 23:14
بازدید 22
1

فرزندان ما مهاجران ایرانی، یا به قول معروف «مهاجران نسل دوم»، از آنجا که هم زمان در هر دو فرهنگ ایرانی و غربی بزرگ می شوند و با دو تقویم کاملا متفاوت سر و کار دارند، بهانه های زیادی برای شادی و بازی و سرگرمی دارند. آنها فارغ از اینکه بستر فرهنگی خانواده شان چیست […]

ارسال توسط :
پ
پ

فرزندان ما مهاجران ایرانی، یا به قول معروف «مهاجران نسل دوم»، از آنجا که هم زمان در هر دو فرهنگ ایرانی و غربی بزرگ می شوند و با دو تقویم کاملا متفاوت سر و کار دارند، بهانه های زیادی برای شادی و بازی و سرگرمی دارند. آنها فارغ از اینکه بستر فرهنگی خانواده شان چیست در هرجای دنیا که باشند، این فرصت را دارند که مناسبت های اصلی را بجا آورند، مثلا می توانند هم از شکلات جمع کردن شب هالووین لذت ببرند و هم موقع چهارشنبه سوری آتشی برپا کنند و در کنار پدر و مادرشان خاطرات کودکی شان را بسازند. 

کودکان ایرانی می توانند دو بار در سال آغاز سال نو را جشن بگیرند و بدین ترتیب هم از پاپانوئل، کادوهای کریسمس، تعطیلات ژانویه، مسافرت و بودن با خانواده خوشحال باشند و هم موقع نوروز عیدی بگیرند و آجیل عید بخورند و پای سفره هفت سین از تماشای ماهی قرمزها (که این روزها بحث بر سر خریدن یا نخریدن آنها در بین ایرانیان داغ است) غرق در دنیای کودکانه شوند و شادی کنند.

 

اینکه فرزندان ما به کدام فرهنگ دلبستگی بیشتری داشته باشند دغدغه ای است که خیلی از والدین ایرانی دارند اما جای هیچ گونه نگرانی ندارد. بچه ها قرار نیست در هیچ کدام از این فرهنگها غرق شوند، آنها میتوانند در این جریان سیال بین تقابل دو فرهنگ شناور باشند و از شنا کردن شان لذت ببرند. بچه ها اینجا (در کانادا) مدرسه میروند، دوستان کانادایی دارند، در مراسم و تولدها و جشنها و میهمانی های شرکت میکنند و ناخودآگاه با فرهنگ غربی آشنا میشوند و از اینهمه شادی و سرگرمی و بازی و خنده سرمست میشوند. از طرفی آنها در خانواده هایی زندگی میکنند که آداب و رسوم ایرانی را میدانند و بجا میآورند و البته قطعا از آن بهره مند میشوند و لذت میبرند. اینکه پدر و مادر در کجای میان این دو فرهنگ ایستاده اند و چقدر بچه ها را با مؤلفه های فرهنگ ایرانی آشنا و درگیر میکنند قطعا در شکل گیری فرهنگ کودکان (که شکل دهنده تمامی مراحل زندگی آنها است) تأثیر خواهد گذاشت.

 

کانادا یک کشور چند فرهنگی (مولتی کالچرال) است و بنابراین شهروندان آن با فرهنگهای مختلف آشنا هستند. آنها همانطور که با غذاهای عربی و کره ای و مکزیکی آشنا هستند،  و همانگونه که شروع سال نو چینی را به چینی ها تبریک میگویند، نوروز را نیز بخوبی میشناسند و برای مثال اگر همسایه های کانادایی شما بدانند که شما ایرانی هستید به شما تبریک میگویند و حتی گاهی معلمان برخی دانش آموزان ایرانی در مدرسه و به احترام آنها سفره هفت سین تزئین میکنند تا در شادی آغاز سال نو شمسی سهیم شده باشند.

 

از طرفی شروع سال نو شمسی شروع بهار هم هست و این مناسبتی است که در تمام فرهنگها قابل احترام و مهم تلقی میشود. پایان زمستان، شروع روزهای بلند است و گرمای زمین و بالا رفتن دمای هوا که با نغمه ی پرندگان و صدای جویبارها و رودها زیبایی آفرین است و هر انسانی را فارغ از نژاد و فرهنگ و ملیت به وجد میآورد. شاید برای ما که (کمی ؟) از کودکی فاصله گرفته ایم این بهترین فرصت باشد که ما هم مثل بچه ها از این نو شدن و دگرگونی بهار بهره مند شویم و در کنار بجای آوردن آداب و رسوم شب عید به گذشته های خود نیز نیم نگاهی داشته باشیم و حس و حال عید را که قطعا انرژی بخش و شادی آفرین است در خانواده مان تقویت کنیم.

 

اما نوروز بدون آجیل و شیرینی عید و سفره هفت سین و سماخ و سنجد و سیب و سیر و سبزه صفایی ندارد. همه ساله در ماه مارچ که مقارن با اسفند ماه است، همچنان که به روزهای آغازین سال نو شمسی نزدیک میشویم جنب و جوش و شور و شوقی در مغازه های ایرانی شهرهای مختلف کانادا به راه میافتد و هر زمان که وارد مغازه های ایرانی شوید با شلوغی انبوه هموطنان ایرانی روبرو میشوید که برای خرید آجیل و شیرینی های مخصوص ایرانی و سایر اقلام مربوط به عید نوروز بهمراه خانواده هایشان آمده اند و خوش و بش میکنند و بدنبال پسته و بادام مرغوب و شیرینی باب میلشان هستند. درواقع گاهی بنظر میرسد که نوروز در خارج از کشور برای ایرانیان نمود بیشتری دارد و تعصب بیشتری برای برگزاری کامل و بدون نقص همه آداب و رسوم وجود دارد، به این معنی که اگر برخی خانواده ها از خرید یا پرورش سبزه در ایران سرباز میزدند اینجا هر طور شده میبایست سبزه داشته باشند تا مؤلفه های فرهنگ نوروز را بدرستی حفظ کنند و به دیگران نیز معرفی کنند.

 

گاهی ممکن است فکر کنید که چون تعطیلی رسمی ندارید یا هنوز برف میبارد و هوا سرد است، حال و هوای عید را ندارید یا برایتان کمرنگ است، شاید باید به شما حق داد، اما خبر خوشایند این است که نوروز اکنون در کانادا به رسمیت شناخته میشود و با تلاشهای دکتر رضا مریدی نماینده پارلمان اونتاریو از سال 2009 بطور رسمی وارد تقویم کانادایی شده و همگان با آن آشنا هستند. علیرغم اینکه هنوز هیچ تعطیلی رسمی بمناسبت نوروز تعریف نشده اما  فرصتی که خیلی از خانواده های ایرانی از آن بهره میبرند تعطیلات مارچ است که بمدت یک هفته مدارس تعطیل اند و خانواده ها میتوانند با گرفتن مرخصی راهی کشورهای آمریکای لاتین یا مقاصد دیگر شوند و از گرمای هوا لذت ببرند و با بودن کنار هم اوقات خوشی را رقم بزنند.

چیز زیادی به جشن کریسمس نمانده است. بابانوئل هم یک شخصیت تاریخی است که خیلی زیاد با فرهنگ عامیانه کشورهای غربی و مسیحی آمیخته شده است. بابانوئل معمولا یک پیرمرد چاق با ریش سفید بلند و لباس قرمز است. معمولا او یک کیسه پر از هدیه به همراه دارد که در روز کریسمس یا شب قبل از آن برای بچه ها به ارمغان می آورد.

مسیحی ها بر این باورند که بابانوئل از شومینه وارد خانه می شود و بچه ها را به دسته های خوب و بد تقسیم می کند و برای کودکانی که رفتاری شایسته داشته باشند، هدیه می آورد. همچنین افسانه ای وجود دارد مبنی بر اینکه این هدایا در «کارگاه اسباب بازی سازی بابانوئل» در قطب شمال ساخته می شوند.

اما این موضوع اصلا به این معنا نیست که هرکسی دلش خواست می تواند لباس بابانوئل بپوشد و در سطح شهر رفت و آمد کند. آنها باید در مدرسه ای به نام «سانتاکلاوس» دوره های تخصصی ببینند و پس از آن گواهی بابانوئلی دریافت کنند.

این مدرسه، افرادی با میانگین سنی ۶۳ سال را پذیرش می کند و به آنها یاد می دهد که چگونه با کودکان معاشرت کنند. بابانوئل ها باید در مدرسه یاد بگیرند که چگونه در ایام تعطیلات کریسمس سرحال باشند. آنها باید اصول اخلاقی را به خوبی بیاموزند و یاد بگیرند که چطور برای دوربین های عکاسی ژست بگیرند.

اولویت ثبت نام با کسانی است که سری پر از موی سفید و ریش بلند داشته باشند اما افرادی که این ویژگی را نداشته باشند هم می توانند در مدرسه ثبت نام کنند؛ مخصوصا اگر در حوزه روانشناسی کودک تجربه داشته باشند.

رئیس «سانتاکلاوس» در وبسایت این مدرسه خطاب به علاقه مندان حرفه بابانوئلی نوشته است: «دانشگاه من به شما می آموزد که این ریش، شکم و کت و شلوار قرمز نیست که شما را بابانوئل می کند بلکه آنچه از شما یک بابانوئل خوب می سازد، آن چیزی است که در قلبتان دارید.»

حالا در آستانه سال ۲۰۱۸ حدود ۳۰۰ بابانوئل از ۱۲ مرکز مختلف در ایالات متحده آمریکا فارغ التحصیل شده اند تا در تعطیلات کریسمس به هر کجای دنیا که می خواهند، سفر کنند و برای بچه هایی که انتظارشان را می کشند، هدیه ببرند.

بابانوئل ها در ایران هم هستند اما معمولا افرادی هستند که خود را با گریم شبیه بابانوئل می کنند و بیشتر هم در محله های ارمنی نشین تردد می کنند و با مردم عکس می گیرند.

این در حالی است که زمان زیادی به عید نوروز ما ایرانی ها هم باقی نمانده است. عیدی که یکی از نمادهایش «حاجی فیروز» است اما مردم کشور ما هیچ علاقه ای ندارند با حاجی فیروزهای متکدی که صورت خود را با واکس سیاه می کنند و شب ها در خیابان پی لقمه نانی پرسه می زنند، معاشرت کنند.

حاجی فیروز یک چهره افسانه ای در ادبیات فولکور ایران است که باید در نخستین روزهای هر سال به شهرها بیاید تا آمدن نوروز را به مردم خبر بدهد. او یک مرد لاغراندام و سیاه رخ، با کلاه دوکی، گیوه های نوک تیز و جامه سرخ است که با دایره زنگی و تنبک به خیابان ها می آید و به رقص، شیرین کاری و خواندن آواز می پردازد اما مدت هاست که در ایران حاجی فیروزهای واقعی جای خود را به متکدیانی در پوشش لباس حاجی فیروز داده اند تا به جای اینکه در سطح شهر آمدن بهار را نوید دهند، لقمه نانی برای خود دست و پا کنند.

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.