سن و مهاجرت (بخش دوم- شخصیت مهاجر)
12 سپتامبر 2009 - 12:40
بازدید 103
7

      در پست مرتبط قبلی درباره رابطه سن مهاجر و شیوه امتیازبندی دولت فدرال سخن گفتیم تا دریابیم از نظر دولت کانادا چه محدوده سنی برای مهاجرت ایده آل تر است. در این پست به مسئله رابطه مهاجرت و سن با شخصیت مهاجر می پردازیم. واقعیت این است که در میان پارامترهای مختلفی […]

ارسال توسط :
پ
پ

 

 
 
در پست مرتبط قبلی درباره رابطه سن مهاجر و شیوه امتیازبندی دولت فدرال سخن گفتیم تا دریابیم از نظر دولت کانادا چه محدوده سنی برای مهاجرت ایده آل تر است. در این پست به مسئله رابطه مهاجرت و سن با شخصیت مهاجر می پردازیم.
واقعیت این است که در میان پارامترهای مختلفی که با موضوع بالا رفتن سن و میزان موفقیت در مهاجرت مرتبط هستند هیچ یک به اهمیت خود فرد مهاجر و عادات، خلقیات و روحیات وی اهمیت ندارند. افراد بسیاری بوده اند که در سنین بالا مهاجرت کرده و موفق بوده اند و همچنین بسیاری را که موفق نبوده و بازگشته اند و یا با شرایطی به مراتب پایین تر از وضعیت و موقعیت خود در ایران در کانادا گذران کرده اند.
چرا چنین است؟
مهاجرت همان طور که بسیاری از آن تعبیر به یک «تولد دوباره» کرده اند یک آغاز است. شما به عنوان یک مهاجر تازه وارد باید جستجو کنید و بهترین مسیر برای این رشد جدید را بیابید. این رشدی است که خود شما و همه گذشته و تجربه شما چون والدینی جدید برای شما عمل می کنند تا شما را آماده زندگی جدید کنند و خود شما مشخص خواهید کرد که چقدر پدر و مادر مسئولیت پذیری در این مسیر بوده اید.
ممکن است مجبور باشید تا برای یک دوره، کارهای متفاوتی انجام دهید که از سطح تجارب و توانایی ها و توقعات شما پایین تر باشد و شاید مجبور باشید برای تربیت و آموزش خود دوباره به پشت میز بازگردید. این قبیل رفتارها و اعمال برای همه راحت نیست و هر چه سن بالاتر می رود انجام آن برای عده ای دشوارتر می شود. کسی که مثلا ۲۰ سال پیش برای همیشه با درس و مشق خداحافظی کرده خیلی سخت تر می تواند درس خواندن آنهم در شرایط دشوارتر با یک زبان دیگر و یک فرهنگ آموزشی دیگر را تحمل کند. اما کسی که در ایران هیچ گاه از فراگرفتن و ادامه تحصیل (به معنای عام آن) فاصله نگرفته و از هر فرصتی برای ارتقا معلوماتش استفاده کرده کانادا را به دلیل تنوع امکانات موجود در این زمینه و همه گیری فرهنگ «ز گهواره تا گور دانش بجوی» (که در کانادا به آن “Lifetime Learning” می گویند) بسیار جذاب می یابد.
کسی که در دوران طولانی کارنامه شغلی خود، همیشه دنبال فراگرفتن نکات جدید بوده، کاتالوگ هر دستگاه جدید را در اولین فرصت زیر و رو کرده و از هر فرصتی برای سرک کشیدن به خط تولید یا تجربه یک تکنولوژی جدید استفاده کرده با کسی که به پشت میزنشینی، امضا کردن اسناد و فرار از هر پدیده چالشی عادت کرده قطعا از تجربه مهاجرتی یکسانی برخوردار نخواهند بود. آن اولی به زودی و اگر در برقراری ارتباط با دیگران مشکل نداشته باشد با هزاران فرصت شغلی که در آن آخرین تکنولوژی های روز در معتبرترین شرکت های بین المللی به کار گرفته می شود برخورد خواهد کرد و از آنها مشعوف خواهد شد اما دومی از فکر کردن درباره چنین کابوسی هم وحشت دارد.
رابطه مهاجرت و سن تشابه زیادی با رابطه سن و ورزش دارد. اگر فردی از دوران جوانی خودش را با ورزش کردن عادت داده باشد و بدن ورزیده ای داشته باشد، افزایش سن نمی تواند تاثیر خیلی زیادی بر روی او داشته باشد و او به مرور خودش را با این تاثیرات تدریجی عادت می دهد اما اگر ورزش را کاملا کنار گذاشته باشد بدنش به راحتی نمی تواند تغییرات شدید را تحمل کند و باید در جستجوی حرکت هایی باشد که با وضعیت جدید متناسب باشند و لاجرم دامنه انتخابش محدود می شود.
 
اما نکته اصلی اینجاست که بسیاری از موانع موجود برای یک مهاجر سن و سال دار فاقد آمادگی، همچنان ذهنی هستند. همین افراد اگر تن به آب بزنند و مثلا یک پروگرام تحصیلی را در یک کالج آغاز کنند به زودی در می یابند که تحصیل به رغم همه سختی هایش راحت تر از آن بوده که قبلا می پنداشته اند. غلبه بر این موانع ذهنی مهم ترین وظیفه مهاجرانی است که می پندارند سن و سالشان برای یک شروع جدید بالا است.
در پست بعدی به موضوع نگاه کارفرمایان به سن شاغلین خواهیم پرداخت.
 
 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.