ازدواج‌ فاجعه‌آفرین و اهمیت نقش مشاوران مهاجرت
28 جولای 2010 - 22:25
بازدید 126
7

    گاهی مورد پرسش قرار می گیریم که اهمیت و کارکرد وکیل و مشاور مهاجرت در چیست؟ قصه حاضر که ترجمه مقاله ای از این منبع است فقط به یکی از هزاران مصادیق بی توجهی عموم به ظرایف حقوقی و محدودیت های قانونی در امر مهاجرت اشاره می کند. بی توجهی که به قیمت […]

ارسال توسط :
پ
پ

 

 

گاهی مورد پرسش قرار می گیریم که اهمیت و کارکرد وکیل و مشاور مهاجرت در چیست؟ قصه حاضر که ترجمه مقاله ای از این منبع است فقط به یکی از هزاران مصادیق بی توجهی عموم به ظرایف حقوقی و محدودیت های قانونی در امر مهاجرت اشاره می کند. بی توجهی که به قیمت از دست دادن این فرصت تمام شده است.

 

همیشه انتظار این است که ازدواج و جشن مربوط به آن مایه خوشحالی باشد. هرچند که در دنیای مهاجرت ازدواج گاهی به یک موقعیت رنج آور تبدیل می شود و پایانی می شود بر رویاهای کانادایی یک مهاجر.

 

سارا (نام غیر واقعی) اهل کشوری پرآشوب و فقیر بود. پدر کانادایی او اسپانسرش شد تا او را به کانادا بیاورد و به رغم تمام سختی ها و زمان زیادی که صرف انجام امور اداری شد، باز هم او خوشحال بود که قرار است یک بار دیگر پدرش را ببیند. صدور ویزای او نیز مدت زیادی طول کشید تا بالاخره آنها بلیط پرواز را تهیه کردند.

 

وقتی او به کانادا رسید در حالی که تمام فکر و ذهنش متوجه دیدار دوباره با پدر و در آغوش کشیدن او فقط در فاصله کمی آن سوتر بود، در دفتر مرزی چند سوال معمول از او پرسیده شد و او به تمام آنها با صداقت تمام پاسخ داد. از او پرسیده شد که آیا پس از صدور ویزای مهاجرت، تغییری در موقعیت او اتفاق افتاده یا خیر. او بدون معطلی پاسخ داد که مدت کوتاهی پس از صدور ویزا با مرد جوانی ازدواج کرده و قصد دارد تا در آینده اسپانسر او شود. 

 

البته او باید حقیقت را می گفت. قانون هم همین را می خواهد. اما همین حقیقت شروع دردسرهای بسیاری برای وی شد.

پدر او به عنوان یک کانادایی این حق را داشته که برای فرزند وابسته یا dependent childخود مادامی که زیر ۲۲ سال سن داشته و همسر قانونی یا شریک زندگی هم نداشته باشد، تقاضای اسپانسرشیپی کند.

 

زمانی که پدر برای اسپانسر کردن سارا تقاضا داد او کمتر از ۲۲ سال سن داشت و به همین دلیل سن او مطابق با همان زمانی که فرم تقاضای وی به دست اداره مهاجرت رسیده بود محاسبه شد. حتی چنانچه طی روند بررسی پرونده مهاجرت سن فرد از ۲۲ سال هم بگذرد باز هم موضوع ایرادی نخواهد داشت. اما وضعیت تاهل او را نمی توان نادیده گرفت و به زمان درخواست ویزا ارجاع داد. او برای این که همچنان dependent childاسپانسر خود محسوب شود باید نه فقط در زمان صدور ویزا بلکه حتی در زمانی که به عنوان یک مقیم دائم وارد خاک کانادا می شود نیز مجرد باشد.

 

نکته مهم این جاست که اکنون که او ازدواج کرده مسئله اسپانسرشیپی اش به طور کل منتفی تلقی می شود. اما این قسمت قضیه بدترین قسمت نیست.

 

وقتی او فرم تقاضای اقامت دائم خود در کانادا را امضا می کرد، قسمتی را امضا کرده که در آن آمده است کلیه اظهاراتی که وی در آن فرم اعلام کرده صحیح و مطابق با واقعیت است. همین طور هم بوده. گرچه کمی جلوتر با یک خط بسیار ریز (مثل همان چیزی که در یک قرارداد اجاره اتومبیل می بیند و هیچ وقت هم به صرافت خواندنش نمی افتید) یک مطلب دیگر ذکر شده و آن این است که: «متعهد می شوم که در صورت رخ دادن هر نوع تغییر در مواردی که اکنون در فرم تقاضای خود ذکر کرده ام، مراتب را هر چه سریع تر به اطلاع دفتر صدور ویزای کانادایی که اکنون در آن این فرم ها را تکمیل نموده ام برسانم.»

 

وقتی او از حالت تجرد به حالت تاهل درآمد باید فورا این تغییر را به اطلاع دفتر صدور ویزای مهاجرت کانادا می رساند تا آنها بتوانند به بررسی تغییر اشاره شده بپردازند.

 

این حقیقت که او مسئله ازدواج خود را سریعا به اطلاع دفتر صدور ویزای مهاجرت کانادا نرسانده می تواند ورود او را به کانادا غیرمجاز کند زیرا این امر بر اساس قوانین مهاجرت کانادا در واقع «حاوی مسئله و نکته ای است که می تواند یا توانسته خطایی را در روند صدور مجوز برای ورود فرد به کانادا» ایجاد نماید.      

 

سارا که هیچ دروغی به اداره مهاجرت نگقته، اکنون به دلیل «اظهارات غلط» با یک محرومیت یک ساله از ورود به کانادا مواجه است و چشم انداز آینده او هم این است که در صورت رفع این محرومیت، دیگر نتواند حتی برای دیدار پدرش نیز ویزای مسافرت به کشور کانادا را دریافت کند.

 

برای جوانانی که در حال ترک موطن خود هستند خیلی طبیعی است که نگران آینده و وضعیت ازدواج خود در یک سرزمین ناآشنا و غریب باشند. همین نگرانی گاه سبب می شود تا آنها در آخرین لحظات تصمیم به ازدواج با کسی بگیرند که او را خوب می شناسند تا این که بخواهند خود را درگیر ماجراهای عاشقانه به سبک کانادایی آن کنند.

 

این گونه ازدواج ها چه به خواست قلبی و تمایلات عاشقانه فرزند اسپانسر شده باشد، چه به دلیل احساس عدم اطمینان آنان از آینده و یا به خواست والدین این افراد، باید خیلی زود به اطلاع دفتر صدور ویزا برسد و یا این که آنها باید بعدا منتظر مشکلات متعاقب آن باشند.

 

با توجه به تعداد بالای مهاجرانی که به این معضل دچار شده اند چنین به نظر می رسد که باید برای رفع این مشکل در فرم های مهاجرتی چاره ای جدی اندیشیده شود و به خصوص به افراد گفته شود که چنانچه قصد ازدواج داشته باشند یا رابطه مشترکی داشته باشند که بیش از یک سال به طول انجامیده، این احتمال وجود دارد که صلاحیت شان برای اسپانسرشیپی تحت تاثیر قرار بگیرد و به طور جدی این موضوع به هنگام صدور ویزای ورود به کانادا دوباره به آنها یادآوری شود.

 

و فراتر از همه این حرف ها این که ازدواج باید برای ساختن آینده باشد… نه ویران کردن آن. 

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.