آیا ادامه تحصیل مهاجران در کانادا ضرورت دارد؟
01 فوریه 2017 - 0:00
بازدید 511
9

بیشتر مهاجران در بدو ورود به سرزمین جدید شروع به جستجوهای مختلف برای ورود به رشته تحصیلی و دانشگاه جدید میکنند. درباره این شور و اشتیاق برای ادامه تحصیل دو نکته لازم به یادآوری است اول اینکه آیا منطقی بنظر میرسد که در بدو ورود و بدون آشنایی داشتن با نیازهای شغلی جامعه جدید نسبت […]

ارسال توسط :
پ
پ

بیشتر مهاجران در بدو ورود به سرزمین جدید شروع به جستجوهای مختلف برای ورود به رشته تحصیلی و دانشگاه جدید میکنند.

درباره این شور و اشتیاق برای ادامه تحصیل دو نکته لازم به یادآوری است

  • اول اینکه آیا منطقی بنظر میرسد که در بدو ورود و بدون آشنایی داشتن با نیازهای شغلی جامعه جدید نسبت به ادامه تحصیل اقدام کنم ؟ 
  • دوم اینکه ادامه تحصیل برای چه منظوری ؟  این سؤال دوم خیلی ساده بنظر میرسد اما خیلی ها حتی در خلوت خودشان پاسخی برای این پرسش ندارند.

یادمان باشد که بیشتر ما مهاجران در دهه چهارم از زندگی وارد کشور جدید میشویم و در اینباره دو نکته را باید در نظر داشت.

  • اول اینکه الگوهای ادامه تحصیل در کانادا بطور کلی با ایران متفاوت است. انگیزه هایی که در ایران افراد را به سمت تحصیل سوق میدهد اصولا در کانادا وجود نخواهند داشت و یا تفاوتهای اساسی خواهند داشت.
  • دوم اینکه آیا ادامه تحصیل میتواند در دهه چهارم و پنجم از زندگی من نقش اساسی در رشد و پیشرفت شغلی و اجتماعی و اقتصادی من داشته باشد ؟ اگر نه چه دلیلی دارد که من بخش زیادی از انرژی و وقت و سرمایه خود را برای آن هزینه کنم ؟ و اگر بلی، جایگاه و اولویتی که ادامه تحصیل در زندگی من دارد کجاست و چگونه است ؟

یکی از مسائلی که در بین افراد تحصیلکرده در کشورهای در حال توسعه عمومیت دارد فاصله و شکاف عمیق بین رشته تحصیلی و علاقه های شخصی است، و این مسئله مهاجران را بر آن میدارد که عموما در سالهای اولیه بعد از ورود به کانادا بدنبال علایق خود بروند و مثلا آرزوی چندین و چند ساله خود برای تحصیل در موسیقی، پزشکی، سینما،،، را تحقق ببخشند.

در این موارد بدنبال رویاها رفتن قطعا ارزشمند است، اما باید همراه با در نظر گرفتن واقعیتهای زندگی نیز باشد. در این میان مهاجرانی هم هستند که با این تصمیم بزرگ براحتی کنار نمیایند و تا مدتها درگیر آن میشوند. نکته ای که باید توجه داشت این که تصمیم برای ورود به یک حرفه جدید آن هم با ضعف زبان و در یک کشور جدید تصمیمی بسیار بزرگ است که نیاز به انگیزه های بزرگ دارد، اگر انگیزه ها وجود داشته باشند و منطقی برنامه ریزی شود میتواند منجر به موفقیت شود اما باید توجه داشت که این یک برنامه بلند مدت است و میبایست به دید بلند مدت به آن نگاه کرد. از طرفی این تغییر رشته اگر با انگیزه های کافی و کسب مهارتهای زبانی و ارتباطی کافی صورت نگیرد باعث سرخوردگی و احساس شکست خواهد بود.

بنابراین توصیه میشود قبل از تغییر رشته در مورد آن تحقیق کنید و اگر پا به این راه سخت و طولانی گذاشتید مطمئن قدم بردارید و با برنامه پیش روید.

گاهی اما علایق شخصی و رشته انتخابی فرد در گذشته همسو بوده اند و مهاجران تصمیم به ادامه تحصیل در همان رشته خود و برای مقاطع بالاتر میگیرند. در این مورد هم نیاز به تحقیق و مشاوره دقیق هست. آیا صرف هزینه و زمان و انرژی برای چند سال دیگر خواهد توانست شانس من برای دستیابی به موقعیتهای شغلی بهتر را افزایش دهد یا اینکه بهتر است تمرکز خود را بر روی تقویت زبان بگذارم و بعنوان کارشناس یا تکنسین در همان مقطع تحصیلی که قبلا پشت سر گذاشته ام مشغول به کار شوم ؟

پاسخ به این پرسش راهگشا خواهد بود. گاهی وقتها مشکل Over Qualify بودن برای مهاجران سدی برای اشتغال آسان آنها میشود، چراکه مثلا فرد اگر با داشتن مدرک لیسانس رزومه شغلی را ارائه میکرد شانس بیشتری برای استخدام داشت اما حالا که فوق لیسانس یا دکتری در دست دارد برای مشاغل مورد نظر نمیتواند در نظر گرفته شود.

و درآخر میبایست به الگوهای توزیع دستمزد بین سطوح مختلف تحصیلی در کانادا نگاهی دقیق داشت. براحتی روشن خواهد شد که هرگز الگوهای خاورمیانه صدق نمیکنند، درواقع حرف اول را کسانی میزنند که از مهارتهای بالاتری برخوردار هستند. یک تکنسین ممکن است تا دو برابر یک مهندس درامد داشته باشد. بنابراین چه دلیلی دارد که یک تکنسین مثلا برق که از ایران به کانادا مهاجرت کرده و به کار خود نیز علاقمند است و مهارتهای کافی نیز دارد بدنبال ادامه تحصیل برود ؟

در این موارد بهترین و مؤثرترین و سریعترین راهکار این است که فرد مهارتهای زبانی را بالا ببرد، با انجمنهای حرفه ای و تخصصی خود ارتباط برقرار کند، دانش و مهارتهای خود را بروز کند و سعی کند علاوه بر پر کردن رزومه برای درخواست کار مجوزهای لازم برای خوداشتغالی را نیز دریافت کند و بتواند خود بعنوان پیمانکار جزء با شرکتها طرف قرارداد شود و بجای اینکه در سر سودای ادامه تحصیل بپروراند، وارد فرایند تولید و پیشرفت اقتصادی کشور جدید شود که خواهد توانست بسرعت او را در زندگی اجتماعی و اقتصادی و داشتن آینده مطمئن رشد دهد.

توجه: این مطلب پیش از این در تاریخ 5 مهر 94 در همین وب سایت منتشر شده است

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.

مراقب تشابه نام‌ها باشید! مارا با نام کنپارس به دوستان خود معرفی کنید.
This is default text for notification bar