جزوه خاطرات مهاجرت در کتابخانه کنپارس
به قلم نیکا کیا

جزوه خاطرات مهاجرت در کتابخانه کنپارس

۳ امرداد ۱۳۹۳ - یکی از بهترین‌ راهنماهای مهاجران، تجربیات افراد پیشین است؛ خصوصا آنها که زمان زیادی از مهاجرت آنها سپری نشده باشد. در جزوه «خاطرات مهاجرات»، که ترکیبی از مشاهدات، دیدگاه‌ها، تک‌گویی‌ها و...
تعریف جدید مهاجرت  ۲۰
خاطرات مهاجرت: قسمت بیست و سوم

تعریف جدید مهاجرت! ۲۰+

۱۸ شهريور ۱۳۹۲ - اینایی که میگم رو خوب بخونین، آخرش ازتون امتحان میگیرم! بچه‌ها هم این نوشته رو نخونن! نمیدونم چه جوری بگم که معنی این نوشته این نیست که من همه این کارها رو...
اندکی درباره حمل و نقل عمومی در جزیره مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت بیست و دوم

اندکی درباره حمل و نقل عمومی در جزیره مونترال

۱۷ اردي بهشت ۱۳۹۲ - در باب جیغ قرمز اسکنر مترو تا همین چند وقت قبل فکر می‌کردم در زمینه کارت مترو خیلی گیجولانه و بیگدار برخورد می‌کرده بودم (ماضی بعید استمراری: یعنی در گذشته دور به...
سوغاتی  ویکیپدیا و ۹۱۱
خاطرات مهاجرت: قسمت بیست و یکم

سوغاتی، ویکیپدیا و ۹۱۱

۲۳ بهمن ۱۳۹۱ -   در باب ۲۱ سلام یه مستخدم مدرسه داشتیم روزهای امتحان همش می‌گفت انشالله ۲۱ بیارین! بالاخره ۲۱  را آوردم، با دو دهه تاخیر! سال نو میلادی به همه مبارک. یه قضیه که امسال توجهمو خیلی...
گواهی نامه رانندگی در جزیره مونترال گران است
خاطرات مهاجرت: قسمت بیستم

گواهی‌نامه رانندگی در جزیره مونترال گران است!

۱۳ آذر ۱۳۹۱ - یادآوری سایت: مقررات رانندگی در کانادا ماهیت استانی داشته و از استانی به استان دیگر در جزییات تفاوت دارند. این مطلب در ارتباط با مقررات مربوط به استان کبک نگارش یافته...
روایت هایی از غربت قریب
خاطرات مهاجرت: قسمت نوزدهم

روایت‌هایی از غربت قریب

۱۸ مهر ۱۳۹۱ - نیکا کیا امروز از اون روزهای اسمشونبر زندگیمه، بدتر از این هم خیلی دیدم! ولی این هم یه جوریه! بنابرین مجددا بخشی از این نوشته به خصوصی‌سازی بخش غیر خصوصی میانجامه (از...
مریضی در مونترال برای مبتدیان
خاطرات مهاجرت: قسمت هجدهم

مریضی در مونترال برای مبتدیان

۲۸ شهريور ۱۳۹۱ - نیکا کیا باید عادت کنیم، باید به این روش زندگی عادت کنیم.  تو اتاق انتظار یه کلینیک پزشکی نشستم. دو هفته قبل اومده بودم با یه لیست بلندبالا از شکایات مختلفی که یهویی...
من هم مونترال هستم ۲
خاطرات مهاجرت: قسمت هفدهم

من هم مونترال هستم-۲

۴ شهريور ۱۳۹۱ - نیکا کیا ادامه مطلب قبلی با همین عنوان «من هم مونترال هستم»  تصمیم گرفتم نتیجه تجربیات، تحقیقات، شنیده‌ها وخونده‌های تمام این مدتم رو بگم نه فقط اطلاعاتی که اون شب و چند روز بعدش کسب کردم...  ۱-...
من  هم  مونترال هستم ۱
خاطرات مهاجرت: قسمت شانزدهم

من "هم" مونترال هستم-۱

۲۱ بهمن ۱۳۹۰ - نیکا کیا سلام! اعتراف می‌کنم به میزان بسیارغیر قابل وصفی چشم خوردم! راه رفتم، ملت حاضر در شعاع ۵۰ کیلومتری گفتن، "آفرین... خوش به حالت، یه جایی، یه چیزایی می‌نویسی، اونم زبون مادری،...
اولین خرید مایحتاج در مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت پانزدهم

اولین خرید مایحتاج در مونترال

۲۸ شهريور ۱۳۹۰ - نیکا کیا قدم اول پیدا کردن محلی بود که بسته‌هام رو باید تحویل می‌گرفتم! هر کسی یه آدرسی میداد. نتونستم اعتماد کنم. از رو برگه‌های رسیدی که تهرون بهم داده بودن و...
برگ سیزده بعلاوه یک مونترالی
خاطرات مهاجرت: قسمت چهاردهم

برگ سیزده بعلاوه یک مونترالی

۳۰ امرداد ۱۳۹۰ - نیکا کیا پرانتز باز، قلب بنده امروز بی‌اندازه خوشحال می‌باشد! نمیدونم چرا، اصلا سر جاش بند نمیشه، مدام میپره بالا و پایین. گاهی احساس می‌کنم  میخواد بیاد بیرون از قفسه صدریم! خیلی...
سیزدهمین برگ از دفتر خاطرات مونترالی
خاطرات مهاجرت: قسمت سیزدهم

سیزدهمین برگ از دفتر خاطرات مونترالی!

۲۶ تير ۱۳۹۰ - نیکا کیا امروز یه کمی خصوصی‌سازی بخش غیر خصوصی در پیش داریم! مطالب مرتبط اینجا می آیند. تلفنمو که راه انداختم، با کارت تلفنی که دست و پا کرده بودم، به خونه زنگ زدم....
شرایط  معمولی  تلفن همراه در مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت دوازدهم

شرایط «معمولی» تلفن همراه در مونترال

۴ تير ۱۳۹۰ - نیکا کیا سرم ازمسائل بانکی درد گرفته بود. دلم یه کافی‌شاپ خوشگل معمولی می‌خواست که بشینم ۴ تا آدم بی‌خیال معمولی ببینم، یه قهوه داغ معمولی بخورم با یه کیک خوشمزه معمولی...
برخی کشفیات بانکی در مونترال  کارت اعتباری  Credit Card
خاطرات مهاجرت: قسمت یازدهم

برخی کشفیات بانکی در مونترال: کارت اعتباری (Credit Card)

۲۱ خرداد ۱۳۹۰ - نیکا کیا یه زمانی تو زندگیم فکر می‌کردم فقط واسه خرید کردن یا پرداخت مبالغ از طریق اینترنت خوبه! فکر می‌کردم یه چیزیه  که میتونم باهاش از هرجای دنیا پول از حساب...
برخی کشفیات بانکی در مونترال  قسمت اول
خاطرات مهاجرت: قسمت دهم

برخی کشفیات بانکی در مونترال -قسمت اول

۵ خرداد ۱۳۹۰ - نیکا کیا سه تا خیابون اصلی موازی رو می‌شناختم تا الآن؛ از یکیشون برای رسیدن به محل مورد نظر اومده بودم بالا! راستش اینه که خیابون بیش از حد صاف بود و حتی طبق کشفیات سوق‌الجیشی اخیرم قاعدتا به سمت شرق اومده بودم. ولی نمیدونم چرا از اون روز به بعد، اون جهت اسمش شد؛ بالا! تصمیم گرفتم از...
اولین قدم خیلی به جلو در مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت نهم

اولین قدم خیلی به جلو در مونترال

۲۲ اردي بهشت ۱۳۹۰ - نیکا کیا در حد یه مسافر چمدونم رو باز کردم. فرداش باید SIN، بانک، تلفن و بیمه رو ردیف می‌کردم. باید به خونه زنگ می‌زدم، به فامیل‌های ساکن امریکا زنگ می‌زدم! یادم...
روز اول  مونترال  سه نقطه
خاطرات مهاجرت: قسمت هشتم

روز اول، مونترال، سه نقطه!

۲۵ فروردين ۱۳۹۰ - نیکا کیا خداییش اگر قرار بود اون روز یکشنبه رو خیلی خلاصه تعریف کنم، مینوشتم:سه نقطه! حافظه‌ای که از اون روز دارم اونقدر ناقص و بی در و پیکره که خودم گاهی...
چرا مونترال
خاطرات مهاجرت- قسمت هفتم

چرا مونترال؟

۸ فروردين ۱۳۹۰ - نیکا کیا ... بله! پریوش با چشم‌های برق زده منتظر من بود. اونقدر سفت بغلم کرد که احساس کردم یه عمری میشه ایرونی ندیده... یعنی منم ۱۰ روزه این قدر دلتنگ میشم؟ موقع بغل کردنش یه نیمکت دیدم. ازش خواستم بریم بشینیم. از موقعی که از صندلیم تو هواپیما پا شده بودم یه لحظه هم ننشسته...
جز راست نباید گفت
خاطرات مهاجرت- قسمت ششم

جز راست نباید گفت

۱۵ اسفند ۱۳۸۹ - نیکا کیا  سالن تحویل بار خلوت بود. یه جایی بود مربوط به بارهای جا مونده. نزدیک ۵ ساعت از نشستنم می‌گذشت، فکر کردم یقینا چمدونهای بیچاره‌ام  «جا مونده» تلقی شدن! «خانوم ببخشید، من چمدونهامو تحویل نگرفتم...
CSQ
خاطرات مهاجرت-قسمت پنجم

CSQ

۲۵ بهمن ۱۳۸۹ - نیکا کیا تو ورقه‌هایی که داده بودم دستش دید برگه CSQنیستش! گفتم که ندارم و فدرالی بودم و میخوام بخرمش. بهم گفت تو فرودگاه از کسی پولی نمی‌گیرن و CSQنمیفروشن. «دیگه نمیشه!» اگر دوران طفولیت بود، احتمالا پا...
فرودگاه مقصد
خاطرات مهاجرت- قسمت چهارم

فرودگاه مقصد

۱۰ بهمن ۱۳۸۹ - نیکا کیا نشسته بودم مثل بچه‌های خوب و منتظر بودم راهروی هواپیما خلوت شه... مادر بزرگه که کنار دستم نشسته بود، جمع و جور کرده بود و منتظر عروس و پسرش بود.بهم گفت که...
پرواز دراز
خاطرات مهاجرت- قسمت سوم

پرواز دراز!

۲۸ دي ۱۳۸۹ - نیکا کیا یعنی شما خودتونو بکشین، صفت پرواز رو عوض نمی‌کنم! موقع گرفتن شماره صندلی یادم میاد که گفتم یه جایی بدن که جلوم آدمیزاد نباشه! هرکی مسبب قضیه بود، خدا عمرش بده، جلوم دیوار بود......
فرودگاه
خاطرات مهاجرت- قسمت دوم

فرودگاه

به همراه نکاتی درباره تحویل بار در فرودگاه ۱۸ دي ۱۳۸۹ - نیکا کیا ۲تا چمدون به چه بزرگی، یه کوله‌پشتی و یه چمدون کوچولو، از اونا که بهش میگن کریر! مگه گذاشتن؟! این مسولین پرواز ایرانی لوفتهانزا! میگفتن، نمیشه ببرم! گفتم، چیکار کنم؟ ...
مونترال وطن شماره چهار
خاطرات مهاجرت- قسمت اول: پرواز

مونترال وطن شماره چهار

۱۰ دي ۱۳۸۹ - نیکا کیا هفت ماهی می‌شه که وارد وطن چهارم شرعی‌ام شدم ...  ... بد یا خوب ، درست یا غلط، مفهوم استرس سفر برای من جور دیگه تعریف شد... از یکی دو روز...
loading
loading
مطلب دیگری وجود ندارد. شما می توانید کلید واژه های دیگری را امتحان فرمایید.
نتیجه جستجو برای «

tag:"نیکا کیا"

»
جستجوی شما برای «tag:"نیکا کیا"» نتیجه ای نداشت. لطفا کلید واژه های دیگری را امتحان فرمایید.

راهنمای جستجو در سایت

  • جهت جستجوی یک عبارت خاص از گیومه در دو طرف عبارت استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجوی چند کلمه در کل مطلب، کلمات را با فاصله از هم وارد کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها عنوان مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از عنوان: و یا title: استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها متن مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از متن: و یا body: استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها خلاصه مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از خلاصه: و یا brief: استفاده کنید. مانند:
  • شما می توانید تمام موارد را ترکیب کنید. برای ترکیب شرایط عنوان، متن و خلاصه، بین شرط ها ; (سمی کالن - semicolon) قرار دهید. مانند:
    • عنوان:دهان و دندان;متن:"مسیر شغلی دندانپزشکان" (نشانم بده)
    • title:دهان و دندان;body:"مسیر شغلی دندانپزشکان" (نشانم بده)
  • توجه داشته باشید که هر مطلبی که در آن حداقل یکی از شرایط جستجو برقرار باشد در نتایج جستجو قرار می گیرد.