آیا میدانید با ورود به سایت کنپارس با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور خود، می توانید ضمن استفاده از مطالب ویژه اعضا، با مطالعه و به اشتراک گذاری هر مطلب امتیاز جمع کنید! بااستفاده از این امتیاز ها، می توانید بر روی قرارداد خود با کنپارس تخفیف دلاری بگیرید و یا محصولات و سرویس های کنپارس را خریداری کنید!
در صورتی که عضو سایت هستید، از اینجا وارد شوید. اگر هنوز عضو سایت نشده اید، در این صفحه ثبت نام کنید. عضویت در سایت رایگان وسریع است! برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سیستم امتیاز دهی کنپارس، اینجا و اینجا را ببینید.
  • ناهماهنگی میان زوجین بر سر اهداف و الزامات مهاجرت

    ناهماهنگی میان زوجین بر سر اهداف و الزامات مهاجرت


در ارتباط با موفقیت یا عدم موفقیت در مهاجرت بارها به موضوع آمادگی اشاره کرده‌ایم. بسیاری از متقاضیان مهاجرت در وضعیتی که می‌توان آن را آمادگی نسبی نامید قدم بر خاک کانادا می‌گذارند (البته اگر رویش را ۲۰ سانتی‌متر برف نپوشانده باشد!) اما کم نیستند کسانی‌که با حداقل آمادگی به این کشور وارد می‌شوند. اما این آمادگی دقیقا یعنی چه؟ بناست در این سلسله مطالب به بحث ابعاد مختلف آمادگی برای مهاجرت اعم از مهارتی، ذهنی، روحی، برنامه‌ای، انگیزه‌ای، فیزیکی و خانوادگی پرداخته شود. برای اینکه بحث برای مخاطب ملموس و گیرا باشد به جای اینکه در مورد هر یک از این سرفصل‌ها به صورت جداگانه بحث نظری مطرح شود، مستقیم سراغ مشکلات ناشی از بی‌توجهی به آنها رفته و در قالب بیان تجربیاتی واقعی، به این ابعاد پرداخته می‌شود. امید که  به‌کار آید.

 

مهاجرت، پدیده‌ای خانوادگی و نه فردی

اگرچه مجردها هم در قالب برنامه‌های مختلف مهاجرتی به کانادا می‌آیند اما درصد کسانی‌که خانوادگی مهاجرت می‌کنند بسیار بیشتر است. حتی در میان مجردها هم کم نیستند کسانی‌که قصد ازدواج دارند و حتی فرد مورد نظر خود را هم یافته‌اند اما ترجیح می‌دهند اول ویزای مهاجرت خود را بگیرند و بعد سراغ ازدواج بروند. خلاصه مهاجرت را باید بیشتر یک پدیده خانوادگی دید و نه فردی. اگر افراد بچه داشته باشند و این بچه‌ها به‌ویژه در سنین نوجوانی به بالا باشند که موضوع از سطح زوجین هم فراتر می‌رود اما فعلا در همان سطح زوجین ببینیم قضیه چیست.

برخلاف بدیهی به نظر رسیدن جمله «مهاجرت پدیده‌ای خانوادگی است و نه فردی» کم نیستند مهاجرت‌هایی که بدون توجه به این اصل پایه‌گذاری می‌شوند. در واقع عموما مهاجرت به عنوان کاری که «یک نفر» انجام می‌دهد یعنی درخواست‌کننده اصلی (که عموما مرد است) و بقیه در کنارش قرار دارند دیده می‌شود. نمی‌گویم بقیه «تابع»‌اش هستند، چون در اغلب زمان‌ها یک گفتگو یا بحث و جدل و یا تصمیم‌گیری اولیه هم میان طرفین انجام می‌شود و در ظاهر امر این‌طور به نظر می‌رسد که زوجین (همه اعضای خانواده) در این امر به یک توافق نسبی دست یافته‌اند اما بعد از آن، مسئولیت این کار برعهده همان متقاضی اصلی است و هر جا لازم باشد فرد دیگر به کمک می‌آید. مثلا اگر مدارک تحصیلی یا زبان همسر لازم باشد؛ اگر نیاز به همراهی او در مصاحبه باشد و ...خوب! مگر قرار است همسر متقاضی اصلی کار دیگری هم انجام دهد؟

یک مهاجرت موفق مهاجرتی است که ضرورت‌ها و اهداف آن برای هر دو طرف به درستی ترسیم و تثبیت شده باشد؛ مهاجرتی که هر دو نفر متقاضی اصلی آن باشند ولو اینکه از نظر مدارک رسمی عنوان یکی از آنها main applicant باشد و هر دو نفر خود را در سرزمین جدید با شرایط، پیچیدگی‌ها، دردسرها و البته فرصت‌های جدید ببینند. در این صورت رویکرد هر دو نفر به موضوع با حالت قبلی تفاوت خواهد کرد. در این صورت، همسر متقاضی اصلی فقط به این دلیل کلاس زبان نمی‌رود که بتواند برای پرونده همسرش امتیاز اضافه تدارک ببیند و یا در مصاحبه او را همراهی کند و...بلکه به این دلیل مهارت‌های زبانی خود را افزایش می‌دهد که می‌داند این امر مهم‌ترین ابزار در کانادا برای کاریابی، ادغام در سرزمین جدید، شرکت در دوره‌های آموزشی کاربردی، کمک به تحصیل و رشد بچه‌ها و یافتن فرصت‌های بهتر برای خود و برای خانواده است. شما در میان متقاضیان مهاجرت چند درصد از خانواده‌ها را می‌شناسید که غیرمتقاضیان اصلی، با چنین رویکردی در حال آماده‌سازی خود باشند؟ اگر برنامه مهاجرتی چنین الزاماتی را ایجاب نکند (نظیر برنامه نیروی متخصص فدرال) اغلب همسران غیر از امضاهای ضروری مدارک، گام از گام برنمی‌دارند؛ یا اینکه گام‌های خیلی کوچکی، بیشتر برای رفع تکلیف برمی‌دارند.

چنین افرادی معمولا خیلی دشوارتر از متقاضیان اصلی آمادگی‌های ضروری دیگر نظیر آمادگی‌های مهارتی، انگیزه‌ای، ذهنی و فیزیکی را کسب می‌کنند و به همین دلیل، همه آن بلاهایی که عدم آن دسته از آمادگی‌ها بر سر مهاجران می‌آورد در مورد آنها شدیدتر است. اما فعلا به آن بلاها نمی‌پردازم. آن بحث در زمان خودش مطرح خواهد شد.

اجازه دهید یک نتیجه بسیار عادی از این نوع طرز تلقی درباره مهاجرت را ببینیم. فقط در خلال یک سال اخیر من شخصا با ۴ مورد از این نوع مهاجرت‌های شکست‌خورده برخورد کرده‌ام که نتیجه آن به بحران ختم شده است. سه تای آن به بازگشت الزامی متقاضی اصلی منجر شده است. تقریبا همه آنها مربوط به ۳۸ رشته‌ای‌ها بوده‌اند. واقعیت این است که تا وقتی در ایران هستید شرایط قابل کنترل است اما به محض ورود به سرزمین جدید همه چیز تغییر می‌کند. بسیاری از افرادی که بعد از ۳۰ سالگی مهاجرت می‌کنند (و الان در میان ۳۸ رشته‌ای‌ها، بالای ۴۰ سال کم نیستند) موقعیت‌های اجتماعی و شغلی خاصی در ایران کسب کرده‌اند. اکثرا از کار کم‌دردسر (در مقایسه‌ای با کارهای واقعی! در کانادا)، درآمد خوب و موقعیت اجتماعی قابل قبولی برخوردار هستند؛ حال با ورود به سرزمینی که برای مدتی نامعلوم فرد همه چیز گذشته اعم از کیفیت محل زندگی، درآمد، اعتبار اجتماعی، وسائل رفت و آمد و ...را باید کنار بگذارد و در یک بلاتکلیفی مطلق ورود پیدا کند شرایط تغییر می‌کند. کسانی می‌توانند این مرحله را با موفقیت پشت سر گذارند که از قبل برای آن، به صورت ذهنی، جسمی، انگیزه‌ای و برنامه‌ای آماده شده باشند. از همه مهم‌تر برای خود هدف‌گذاری کرده باشند و بدانند که نظیر کسب هر نوع موفقیت دیگری در زندگی، دستیابی به هدف مهم‌تر توام با تحمل دشواری و حتی پذیرش قربانی کردن برخی چیزهاست. و این حرف‌ها را نه به عنوان لق‌لقه زبان، بلکه با نمونه‌سازی‌های ذهنی برای خود مانوس کرده باشند. اینکه فکر کنیم در کانادا عده‌ای برای ورود ما لحظه‌شماری می‌کنند تا بهترین امکانات و شرایط را دودستی به ما تقدیم کنند حتی در رویای پسربچه‌های نوجوان هم نمی‌گنجد. اما همین بحث‌های به ظاهر بدیهی، در عمل برای بسیاری کاملا غریب و بیگانه است. شاهد هستیم به ویژه بسیاری از همسران، انتظارشان از متقاضی اصلی این است که به محض ورود و یا حداکثر بعد از اسکان موقت، بهترین امکانات اسکان را تامین کند، به سرعت سر یک کار آبرومند! برود، همه مشکلات زندگی حتی در حد خریدهای عادی را یک تنه بر دوش بکشد (چون عموما این همسران، از نظر سطح مهارت‌های زبانی یا بی‌علاقگی به زندگی جدید، قادر به رفع نیازهای شخصی خود هم نیستند) و البته در برابر کوهی از ناله و نفرین آنها هم سیاست صبر و سکوت را در پیش بگیرد.

 

مقصر اصلی پیدایش این وضعیت کیست؟

قطعا قبل از همه خود متقاضی اصلی! شاید اگر بخواهید این حقیقت را مستقیما در وضعیت دشوار آنها به رخشان بکشید بی‌انصافی به نظر برسد اما واقعیت دارد. بسیاری از متقاضیان اصلی حتی آنها که به دلیل شرایط خود یا روحیات و خلقیات همسرشان دچار چنین مشکلاتی نمی‌شوند باز هم از این نظر مقصر هستند که همسر خود را به درستی وارد بازی آمادگی برای مهاجرت نکرده‌اند و به نوعی خودشان در پروراندن این امر که «معنای متقاضی اصلی بودن، به تنهایی برعهده گرفتن وظیفه آماده سازی خود است» نقش اصلی را داشته‌اند. اوضاع وقتی بدتر می‌شود که متقاضی اصلی میل زیادی به مهاجرت داشته باشد و به نوعی همه موفقیت و سعادت خود را در این امر ببیند و با مشاهده اولین مقاومت‌ها در همسر خود بعد از شنیدن این خبر، سعی کند کجدار و مریز و در انتظار وقوع یک معجزه، کار را پیش ببرد. و متاسفانه تعداد این افراد بسیار زیاد است.

همین چند ماه قبل با دوست عزیزی در اینجا دیدار کردم که می‌توانم بگویم از نظر آمادگی‌های شخصی، نه از بقیه مهاجران بلکه از بخش عمده‌ای از شهروندان کانادایی سر بود؛ از همه نظر: مهارت‌های زبانی، شغلی، تجربه کار در خارج از ایران، رزومه بسیار قوی و…اما فقط یک مشکل کوچک وجود داشت، همسرش به‌هیچ‌وجه حاضر نبود اینجا بماند و در همان چند هفته اول دچار مشکلات روحی شده بود. تازه این همسر محترم شرایطی از زندگی را در اینجا تجربه کرده بود که برای هر مهاجر تازه‌واردی به یک رویا شبیه است و برخی حتی پس از دو- سه سال زندگی هم نمی‌توانند به چنان شرایطی دست پیدا کنند. نتیجه این فعل و انفعالات، بازگشت نسبتا زودهنگام آنها با وزیدن اولین نسیم‌های پاییزی بود و من شخصا خیلی بعید می‌دانم آنها دوباره به کانادا بازگردند. مسئله این است که این دوست عزیز ما از اولین روز تقاضا برای مهاجرت با چنین چالشی روبرو شده بود اما مرتبا فکر می‌کرده که گذشت زمان «به یک شکلی» موضوع را حل می‌کند؛ آرزویی که معمولا محقق نمی‌شود.

چه زمان این شرایط دشوارتر می‌شود؟

بخشی از دلایل دشوارتر شدن وضعیت، با همان‌ مواردی که سبب نگرانی متقاضی اصلی می‌شود یکی است اما در مورد همسر متقاضی اصلی شدیدتر است که می‌توان این موارد را برشمرد: ۱- وقتی متقاضی اصلی به جای بازکردن بحث با همسرش، مرتبا نتیجه‌گیری نهایی را به آینده موکول می‌کند بدون اینکه همسرش در این فاصله زمانی، فشاری از بابت آمادگی برای مهاجرت تحمل کند؛ ۲- وقتی همسر ریشه‌های بسیار قوی عاطفی با خانواده‌ پدری‌اش دارد و مهاجرت را به معنای قطع همه آنها می‌داند، ۳- وقتی همسر از نظر مهارت‌ها و آمادگی‌های زبانی ضعف جدی دارد و پس از بروز اولین اختلاف‌ها بر سر موضوع مهاجرت، ثبت نام برای کلاس‌های زبان را به معنای همراهی با آن ایده ببیند و بنابراین مقاومتش برای آمادگی بیشتر می‌شود. ۴- وقتی همسر موقعیت اجتماعی-شغلی خوبی در ایران دارد و مهاجرت را به معنای از دست دادن همه چیز و لزوم یک شروع مجدد می‌داند.

چه باید کرد؟

قبل از هر چیز باید باور کرد که مهاجرت یک پدیده خانوادگی است و به الزامات این حقیقت پایبند بود که یکی از این الزامات کنار گذاشتن «اصل ایده» است وقتی طرف مقابل به‌هیچ‌وجه حاضر نیست برای آن کاری انجام دهد. معنای این سخن این نیست که اگر واقعا مهاجرت را نسخه‌ای مناسب برای موفقیت خود و خانواده‌تان می‌بینید با مشاهده اولین مقاومت‌ها، منصرف شوید. چنین چیزی ممکن نیست و این فکر شما را رها نخواهد کرد؛ منظور این است که قانع کردن طرف مقابل و آوردن او به این مسیر بخش مهم و غیرقابل حذف یا تاخیر از این پروسه است و باید با وی به سطحی از توافق و همراهی برسید ولو اینکه این توافق در حد تجربه لندد شدن در کانادا و چند سال زندگی برای تصمیم‌گیری اصلی باشد. باید وی با میل و رغبت به این مسیر وارد شود و بخشی از مسئولیت‌ها را بپذیرد؛ باید ولو در حد همان میزان از توافق خود را آماده کند که یکی از مهم‌ترین آنها آمادگی زبانی حداقل در سطح متوسط است؛

اگر می‌خواهید این همراهی عمیق‌تر باشد برای هر دو طرف آینده خود را در کانادا ببینید. مثلا همسرتان باید بداند که بعد از ۵ سال زندگی در کانادا به کجا می‌تواند برسد. ترسیم چنین آینده‌ای از توان کسانی‌که خودشان کمترین اطلاعاتی درباره واقعیت‌های زندگی در کانادا ندارند بسیار دشوار است اما اگر برای این کار تلاش کنید، اطلاعات را از منابع موثق جستجو کنید و با افراد خبره مشورت کنید چنین کاری نسبت به ایران بسیار آسان‌تر است چون روال زندگی در کانادا سازمان‌یافته‌تر است.

حتما با کسانی‌که سابقه بیشتری از زندگی در کانادا دارند و همسرتان به آنها اعتماد دارد مشورت کنید. مشوره با چند گروه اصلا مفید نیست و چه بسا مضر باشد. اول تازه‌واردانی که هنوز خودشان وضعیت تثبیت‌شده‌ای ندارند و هر روز بسته به اینکه آفتاب کانادا از کدام سوی پنجره‌اشان طلوع کند، تغییر موضع می‌دهند. دوم، کسانی‌که به دلایلی همیشه از کانادا بدگویی می‌کنند و همه شکست‌های شخصی ناشی از ناتوانی‌های خود را به گردن این کشور می‌اندازند و سوم کسانی‌که خود را خیلی موفق‌تر از آنچه هستند نشان می‌دهند و درباره همه چیز اغراق و بزرگ‌نمایی می‌کنند. هیچ‌کدام از این گروه‌ها، مشاوران مفیدی برای شما نیستند. سعی کنید با کسانی گفتگو کنید که با شرایطی نظیر خود شما به کانادا آمده‌اند، سختی کشیده‌اند اما یک مسیر موفقیت تدریجی و گام به گام را طی کرده‌اند و حالا به یک وضعیت تثبیت‌شده نسبی دست یافته‌اند. این گروه که تعداد آنها هم بسیار زیاد است و بیشترین تعداد را در جامعه ایرانیان تشکیل می‌دهند می‌توانند بهترین راهنماهای شما حداقل در این مرحله حساس که شما بیش از همه به انگیزه و انسجام نیازمند هستید باشند.

برخلاف این ایده که اگر همسرتان ممکن است احساس دلتنگی و قطع ریشه‌ها بکند بهتر است در مناطق ایرانی‌نشین اقامت کنید، تجربه الان به من می‌گوید این امر مشکل را بیشتر و عمیق‌تر می‌کند؛ به‌ویژه اگر نظیر بسیاری از ایرانیان سراغ مناطقی که ایرانیان تازه‌وارد در آن اکثریت دارند بروید. در این باره مجموعه مقالات «در مزایا و معایب زندگی در نورث یورک…» را بخوانید. اما اجماع بحث اینکه زندگی در این مناطق از یکسو همسر شما را از ورود سریع‌تر به زندگی کانادایی و الزامات آن که نیازمند افزایش مهارت‌های فردی وی است بازمی‌دارد و از سوی دیگر با توجه به رواج اخلاق‌های ایرانی در این محیط‌ها (که از جمله آنها، میل به راحت‌طلبی، فضل‌فروشی، ریخت و پاش، اغراق‌گویی، چشم و هم‌چشمی و…است) می‌تواند برخی از فشارها و ناراحتی های روحی و ذهنی را در وی تشدید کند. علاوه بر این معمولا زندگی در این مناطق، به دلیل نگرانی از شناخته شدن توسط دیگران (مقایسه موقعیت شغلی-اجتماعی و وضعیت امروز) هم وی و هم شما را از جستجو برای یافتن کارهای با درآمدهای پایین‌تر بازمی‌دارد که بر اقتصاد خانواده اثر گذاشته و وضعیت را بحرانی‌تر می‌کند. به دلیل همه این نکات، بهتر است به مناطق دیگری از شهر بروید که در میان ایرانیان نباشید اما در صورت لزوم و مثلا برای شرکت در برخی برنامه‌های جمعی (مثلا جشن‌های ایرانی) فرصت فراهم باشد.

اما سخن آخر با همسران…

معمولا همسران متقاضیان اصلی به همان دلایلی که در بالا بیان شد («این وظیفه همسرم است!») خواننده این وبلاگ و مشابه آن نیستند اما من باید کار خودم را انجام بدهم. من در همه این سال‌ها دیده‌ام که چگونه این افراد با اعمال فشار زیاد بر روی همسران‌شان آنها را به اجبار در مسیری قرار می‌دهند که صرف‌نظر کردن از مهاجرت و بازگشت به ایران در انتهای آن قرار دارد. گاهی مواقع این امر فقط به دلیل بروز بحران‌های ناخواسته روحی و روانی در آنهاست و در اغلب زمان‌ها هم با بهره‌گیری از انواع ترفندها و ابزارهایی که در سال‌های زندگی مشترک آموخته‌اند و با سواستفاده از فشار خانواده همسر که در این‌گونه مواقع معمولا به یک همکاری تاکتیکی با طیف متخاصم! رضایت می‌دهند انجام می‌شود.

همسر گرامی متقاضی اصلی!، باید این نکته را باور کنید که مهاجرت شبیه چیزهای دیگر زندگی مثلا خرید خانه یا مبلمان نیست. همان‌طور که اگر همسر شما بخواهد شما را به‌زور و از سر اجبار به دیار غربت بیاورد باید خود را آماده دردسرهای فراوانی کند، شما هم باید دریابید که اگر وی را از سر اجبار و بدون اینکه خودش باور کند مهاجرت‌تان امر مفیدی نیست، به بازگشت وادار سازید باید خود را آماده دردسرهای فراوان‌تری کنید. چون وی زندگی در ایران را قبلا تجربه کرده اما شما فرصت یک تجربه جدید که می‌تواند به همه زندگی‌اش تا پایان معنای دیگری ببخشد از وی سلب کرده‌اید. پس قبل از اینکه با مخالفت‌های فراوان، حرکت در این مسیر را برای او غیرممکن سازید، با او همراه شوید تا خودش به نتیجه درست برسد. جان کلام اینکه، زندگی مشترک شما بعد از مهاجرت، چه مهاجرت موفقی باشد و چه  مهاجرت ناموفقی، شبیه قبل از آن نخواهد بود پس سعی کنید نتیجه مهاجرت هر چه که می‌خواهد باشد، برای زندگی مشترک شما یک پیروزی و موفقیت باشد.

این مجموعه مقالات ادامه خواهد داشت…

 

این مقاله پیش از این در فروردین ۹۳ در همین وب سایت منتشر شده است.


آیا میدانید اولین گام برای مهاجرت به کانادا و دریافت اقامت دایم کانادا تکمیل فرم ارزیابی رایگان است!


دو شنبه ۴ امرداد ماه ۱۳۹۵ در ۰۱:۰۹:۳۸ ق.ظ - پیوند همیشگی
مجید بسطامی - Majid Bastami - بازدید : ۸۶۱۳ - برچسب ها:
تازه واردین کانادا

دیدگاه خوانندگان

ثبت دیدگاه شما
دیدگاه ارسالی شما پیش از نمایش نیاز به تایید مدیریت خواهد داشت.
مطالب مرتبط:
قسمت دوم   ۱۵ خطای عمده و ویرانگر مهاجران تازه وارد
توصیه‌های کاربردی برای مهاجران

قسمت دوم - ۱۵ خطای عمده و ویرانگر مهاجران تازه‌وارد

۶ بهمن ۱۳۹۵ - چون برخی خواسته اند زودتر مطالب ادامه یابد و دوستی هم توصیه کرده بودند خلاصه بنویسم تعداد موارد را کمتر کردم اما فاصله انتشار را کوتاه تر کردم. اگر توضیحات هم...
ناهماهنگی میان زوجین بر سر اهداف و الزامات مهاجرت
چرا مهاجرت برای برخی افراد بسیار دشوار است؟ قسمت اول

ناهماهنگی میان زوجین بر سر اهداف و الزامات مهاجرت

۲۹ فروردين ۱۳۹۳ - در ارتباط با موفقیت یا عدم موفقیت در مهاجرت بارها به موضوع آمادگی اشاره کرده‌ایم. بسیاری از متقاضیان مهاجرت در وضعیتی که می‌توان آن را آمادگی نسبی نامید قدم بر خاک...
توافق جدید دولت  فدرال و استان انتاریو برای آموزش مهاجران متخصص
در قالب سرمایه‌گذاری در Ontario Bridge Training

توافق جدید دولت‌ فدرال و استان انتاریو برای آموزش مهاجران متخصص

۱۶ آذر ۱۳۹۲ - وزرای مهاجرت دولت فدرال و استان انتاریو موافقت کردند تا با سرمایه‌گذاری مشترک در مورد برنامه شناخته شده«دوره‌های آموزشی بریجینگ (معادل‌سازی)» Ontario  Bridge Training آن را گسترش دهند. برنامه فوق که یکی...
شش راهکار مالی برای مهاجران قسمت دوم
توصیه‌های مالی یک کارشناس به تازه‌واردان

شش راهکار مالی برای مهاجران-قسمت دوم

۱۲ مهر ۱۳۹۲ - در قسمت اول این نوشتار به معرفی واز-اُکسلید، یکی از موفق‌ترین کارشناسان و مشاوران مالی در کانادا که خودش هم مهاجر است پرداختیم و دو توصیه از ۶ توصیه او به...
شش راهکار مالی برای مهاجران
توصیه‌های مالی یک کارشناس به تازه‌واردان

شش راهکار مالی برای مهاجران

۱۹ شهريور ۱۳۹۲ - توصیه‌های گِیل واز-اُکسلید، نویسنده و استاد مسائل مالی در تلویزیون کانادا   روش توصیف صادقانه و واقعی از مسائل و البته خنده‌های بلند ناهنجارگونه‌اش او را به یکی از شخصیت‌های شناخته شده...
قسمت پنجم   ۱۵ خطای عمده و ویرانگر مهاجران تازه وارد
توصیه‌های کاربردی برای مهاجران

قسمت پنجم - ۱۵ خطای عمده و ویرانگر مهاجران تازه‌وارد

۵ شهريور ۱۳۹۲ - در اینجا آخرین بخش از مجموعه مباحث با عنوان «۱۵ خطای عمده تازه‌واردان» که بسیار مورد استقبال و توجه دوستان مخاطب قرار گرفته بود ارائه می‌شود. خطای چهاردهم: افراط...
قسمت سوم   ۱۵ خطای عمده و ویرانگر مهاجران تازه وارد
توصیه‌های کاربردی برای مهاجران

قسمت سوم - ۱۵ خطای عمده و ویرانگر مهاجران تازه‌وارد

۱۰ امرداد ۱۳۹۲ - با تشکر از کامنت‌های پرمحبت دوستان، در ادامه دو قسمت از سلسله مطالب بررسی مهم‌ترین خطاها و اشتباهاتی که مهاجران تازه‌وارد مرتکب می‌شوند (قسمت اول و قسمت دوم) ...
ورود سریع  دایمی و با درآمد به بازار کار

ورود سریع، دایمی و با درآمد به بازار کار

آشنایی با برخی برنامه‌های انتاریو برای کاریابی تازه‌واردان ۸ تير ۱۳۹۲ - توجه به این نکته که سیاست‌ها و برنامه‌های دولتی استان انتاریو جهت کمک به مهاجرین تازه‌وارد برای ورود به بازار کار، هماهنگ و در راستای استراتژی جامع مهاجرتی این استان می‌باشد...
محاسبه هزینه مصرف برق در انتاریو
رعایت نکاتی ساده برای کاهش هزینه‌ها

محاسبه هزینه مصرف برق در انتاریو

۲۶ بهمن ۱۳۹۰ - الکتریسیته یکی از انرژی‌های بسیار پرمصرف در کاناداست. فعالیت‌های بسیار زیادی در داخل خانه‌ها، خیابان‌ها، و شرکت‌ها با این انرژی انجام می‌شود و به عنوان مثال زمانی‌که برق منزل...
صد روز اول در کانادا

صد روز اول در کانادا

۲۹ اسفند ۱۳۸۶ - برای همه مهاجرین بسیار مهم است که بدانند در اولین روزهای ورود چه در پیش دارند. بر آنیم در این بخش تا حدودی به این نیاز پاسخ گوییم. از آنجا که...
آخرین مطالب سایت:
برنامه زنده پاسخ به سوالات مهاجرتی  جمعه ها ساعت 21 00 پخش می شود

برنامه زنده پاسخ به سوالات مهاجرتی، جمعه ها ساعت 21:00 پخش می شود

برنامه بعدی: جمعه 4 مرداد ماه 1398 ۲۶ تير ۱۳۹۸ - برنامه زنده پاسخ به سوالات مهاجرتی با حضور علی مختاری، عضو رسمی انجمن کانادایی نظارت بر مشاورین مهاجرت ICCRC و نیز عضو کانون وکلای دادگستری تهران، جمعه ها   ساعت 21:00 به وقت تهران  12:30...
علی مختاری ۵ جولای در سمینار Bonjour Quebec سخنرانی می کند
موضوع سخنرانی: در کبک کار یا تحصیل می کنید؟ روش مناسب برای دریافت اقامت دایم شما چیست؟

علی مختاری ۵ جولای در سمینار Bonjour Quebec سخنرانی می کند

۱۲ تير ۱۳۹۸ - اگر در کبک درس می خوانید یا مشغول کار هستید این سمینار برای شماست. سمینار Bonjpur Quebec در تاریخ ۵ جولای در دانشگاه کنکوردیا به نشانی 1455 خیابان مزونوف غربی برگزار می...
چرا اول ژوییه روز ملی کانادا نامیده شد

چرا اول ژوییه روز ملی کانادا نامیده شد؟

۶ تير ۱۳۹۸ - آنچه که امروز به نام کانادا می شناسیم، به اتفاق یک ژوییه ۱۸۶۷ بر می گردد. یکم ژوییه روز ملی کانادا؛ سالگرد تصویب قانون بریتانیایی آمریکای شمالی در این تاریخ است. قانونی...
تصمیم کبک در مورد ۱۸۰۰۰ پرونده نیروی متخصص نهایی شد  چه کردیم و چه می توان کرد
تحلیل علی مختاری در مورداتفاقات اخیر در سیستم مهاجرت کبک

تصمیم کبک در مورد ۱۸۰۰۰ پرونده نیروی متخصص نهایی شد: چه کردیم و چه می توان کرد؟

۲۷ خرداد ۱۳۹۸ - خبر عجیبی بود. ساعت ۴ صبح روز یکشنبه لایحه را تصویب کردند. زمانی که همه خواب هستند و تعطیل آخر هفته است بدون خبر قبلی. نمی دانم چرا با این عجله...
دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 465
انتخاب شماره 119 اکسپرس انتری در12 ژوئن 2019

دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 465

۲۳ خرداد ۱۳۹۸ - انتخاب شماره 119 اکسپرس انتری که صبح روز چهارشنبه 12 ژوئن 2019 انجام شد، تعداد 3350 دعوت نامه با حداقل امتیاز 465 صادر شد.  حداقل امتیاز برگزیدگان در انتخاب شماره 118 نیز...
پیام تبریک جاستین ترودو به مناسبت عید فطر

پیام تبریک جاستین ترودو به مناسبت عید فطر

۱۵ خرداد ۱۳۹۸ - جاستین ترودو، نخست وزیر کانادا در بیانه ای، اعلام داشت: «امشب با غروب خورشید، مسلمانان کانادا و تمام جهان، عید فطر را جشن خواهند گرفت. این عید نشان دهنده پایان ماه...

راهنمای جستجو در سایت

  • جهت جستجوی یک عبارت خاص از گیومه در دو طرف عبارت استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجوی چند کلمه در کل مطلب، کلمات را با فاصله از هم وارد کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها عنوان مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از عنوان: و یا title: استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها متن مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از متن: و یا body: استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها خلاصه مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از خلاصه: و یا brief: استفاده کنید. مانند:
  • شما می توانید تمام موارد را ترکیب کنید. برای ترکیب شرایط عنوان، متن و خلاصه، بین شرط ها ; (سمی کالن - semicolon) قرار دهید. مانند:
    • عنوان:دهان و دندان;متن:"مسیر شغلی دندانپزشکان" (نشانم بده)
    • title:دهان و دندان;body:"مسیر شغلی دندانپزشکان" (نشانم بده)
  • توجه داشته باشید که هر مطلبی که در آن حداقل یکی از شرایط جستجو برقرار باشد در نتایج جستجو قرار می گیرد.