آیا میدانید با ورود به سایت کنپارس با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور خود، می توانید ضمن استفاده از مطالب ویژه اعضا، با مطالعه و به اشتراک گذاری هر مطلب امتیاز جمع کنید! بااستفاده از این امتیاز ها، می توانید بر روی قرارداد خود با کنپارس تخفیف دلاری بگیرید و یا محصولات و سرویس های کنپارس را خریداری کنید!
در صورتی که عضو سایت هستید، از اینجا وارد شوید. اگر هنوز عضو سایت نشده اید، در این صفحه ثبت نام کنید. عضویت در سایت رایگان وسریع است! برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سیستم امتیاز دهی کنپارس، اینجا و اینجا را ببینید.
  • مریضی در مونترال برای مبتدیان

    مریضی در مونترال برای مبتدیان

تفاوت سیستم‌های بهداشت و درمان در ایران و کانادا برای هر تازه‌واردی می‌تواند همراه با تجارب جدیدی باشد. سیستم‌های بهداشتی در کانادا حتی از یک استان به استان دیگر تفاوت‌هایی دارد و آشنایی با آنها و عادت کردن به جزییات سیستم جدید مدتی زمان می‌برد. نیکا کیا در این متن به بخشی از این تفاوت‌ها اشاره کرده است.

نیکا کیا

باید عادت کنیم، باید به این روش زندگی عادت کنیم. 

تو اتاق انتظار یه کلینیک پزشکی نشستم. دو هفته قبل اومده بودم با یه لیست بلندبالا از شکایات مختلفی که یهویی به ذهنم رسید نکنه به هم ربط داشته باشن. با توجه به سابقه خانوادگی رنگینی که از بیماری‌ها دارم، کمی نگران شده بودم. از اونجایی که پزشک خانواده ندارم، اومدم این کلینیکه! با جمع‌بندی شکایاتم خانوم دکتر مهربونی که منو ویزیت می‌کرد، یه سری آزمایش برام نوشت. منم یه جوری ته دلم خیالم راحت شد! با خودم فکر کردم، خوب، پس زیادم عجیب غریب نیست، میتونه مال بالا بودن این یا کمکاری اون باشه! یه لحظه فکر نکردم اینها مریضی به حساب میان. اولین روز کاری بعدش رفتم آزمایشگاه بیمارستان. وقتی آزمایش می‌دادم بهم گفتن ممکنه جواب آزمایشهام تا ۳ هفته طول بکشه که برسه دست کلینیک... تا اینکه امروز از کلینیک بهم زنگ زدن، گفتن بیا که  دکتر میخواد باهات حرف بزنه! پای تلفن بهم نگفتن چقدر قضیه نگران کنندست، یکمی غیرنرماله، یا خیلی ناجوره. با قرص‌های قلبم برم، یا همینجوری هر وقت، وقت کردم برم! نیم ساعت بعدش کلینیک بودم. خودم تعجب کرده بودم، انگار راننده اتوبوس میدونست میخوام زود برسم اونجا. خیلی تند می‌رفت. همه در رو برام نگه میداشتن، یکی خودشو کشت که آسانسورو برام نگه داره. با خودم گفتم دوره آخر زمون شده! توی کلینیک، پرستار یک کلمه حرف نزد، گفت باید صبر کنم و من صبر کردن رو شروع کردم! بعد از نیم ساعت یه پرستار دیگه صدام کرد. ۵ دقیقه طول کشید تا بتونم بهش بفهمونم که خودتون زنگ زدین گفتین بیام! گفت که باید صبر کنم، منم صبر کردن رو ادامه دادم! به اندازه یه قفسه کتاب بروشور بود، به هر دو زبان، همه اونا رو خوندم، از اونایی که مربوط به نوزادان میشدن تا اونایی که مربوط به مردان سالمند میشدن. چند تا مجله خانواده، یکی دو تا روزنامه... و من همچنان درحال صبر کردن بودم. میخوام مریضی نداشته باشم! کاشکی دلیل لیست مشکلاتم فقط استرس باشه!!! از طرفی اینها فقط وقتی زنگ میزنن و میخوان که باهات حرف بزنن که نتیجه آزمایشات غیرطبیعی باشن. بنابرین، مثل این فیلمها؛ یعنی چی میتونه باشه؟! 

جالبه، ایران، نتیجه آزمایش رو خودمون از آزمایشگاه تحویل می‌گرفتیم و خودمون عددهای آزمایش رو با رنج نرمال روبروش مقایسه می‌کردیم، هر جاش بالاتر یا  پایینتر بود، علامت می‌زدیم، تا وقت دکترمون بشه به هزار زحمت ۴ تا پرستار و دکتر پیدا می‌کردیم و ازشون نظر می‌خواستیم و گاهی هم گوگل می‌کردیم که ببینیم، یعنی چیا میتونه باشه! زمانی که تو سالن انتظار دکتر می‌نشستیم، یه زمینه ذهنی از درد و مرضمون داشتیم و اگر خیلی باحال بودیم قبلش گوگل می‌کردیم که راه درمانش چیه! ولی الان اینجا، هیچی نمیدونم، نمیدونم چی بالاست، یا پایین... برای رسیدن به علامت سوال مغزم، باید صبر می‌کردم... با خودم فکر کردم، اگه قرار باشه بمیرم، باید برم ایران بمیرم، یا باید خانواده بیان اینجا که من اینجا بمیرم؟! گمونم خودخواهی باشه که اونا  بیان اینجا... جای مردن هم گمونم مهم نباشه! بعدش فکر کردم، شاید مریضیم کشنده نباشه! شاید با ۴ تا قرص و دارو خوب بشه، خوب اینجا داروهاش بهتره یا ایران؟ اینجا ارزونتر در میاد یا ایران؟ اینجا متخصصهاش بهترن یا ایران؟! گمونم بستگی داشته باشه... 

باید به این سیستم عادت کرد. باید به انتظار برای شنیدن عادت کرد. باید به انتظار عادت کرد.

برای اینکه از طرف دولت دارای پزشک خانواده میشدم باید پرونده باز می‌کردم و اسمم وارد یک لیست بلند بالای انتظار می‌شد! کسی که داشت برام پرونده باز می‌کرد بهم گفت که حد اقل زمان "صبر" ۳ ساله! ازش پرسیدم که چه چیزی اسم منو تو این لیست میاره بالا، و اون گفت یکی حذف بشه؛ یا از این دنیا، یا از این شهر. که البته خیلی از آدم‌هایی که از این شهر میرن، اعلام نمیکنن و اسمشون همچنان تو این لیست هست... نتونستم! خیلی ساده، نتونستم منتظر مرگ عده‌ای باشم! بعدها یکی بهم گفت که سالانه یه عده دکتر به سیستم اضافه میشن! و گاهی این دکترا هستن که از سیستم حذف میشن!  اون قسمت مغزم که مربوط به "پشیمون شدن" میشه کار نمیکنه (شاید اینو هم باید به اون خانوم دکتره می‌گفتم) واسه همین، من الان بدون پزشک خانواده هستم و دلم به این کلینیکها خوشه که اسمشون هست کلینیک walk-in . من اونایی رو انتخاب می‌کنم که خصوصی نیستن و کارت بیمه دولتی رو قبول میکنن یا به قولی ویزیت مجانیه! بعضی از اینا پرونده مریض نگه نمیدارن و بعضیها تا چند سال پرونده نگه میدارن. اینجانب دوست میدارم پرونده‌ام حفظ بشه! ..آزمایش و عکس هم بسته به جا میتونه مجانی یا پولکی باشه. قیمت اغلب داروها توی داروخونه‌ها یکیه. قیمتی که ملت واسه دارو پرداخت میکنن بسته به اینه که اون دارو شامل بیمه‌ای که شخص داره هست یا نه و چقدرش بخاطره اون بیمه کم میشه. داروها حتی میتونن مشمول بیمه دولتی نباشن. ولی میدونم اگر کسی جایی کار میکنه و درآمدی داره واسه خودش که بخشی از این درآمدشو برای دارو درمانش داده. این رو باید تو فرم مالیاتی ذکر کنه تا مالیاتی که باید پرداخت کنه رو کمترکنه. 

تا جایی که میدونم دندون‌پزشکی و معاینه چشم (توسط اپتومتریست) تنها جاهایی هستن که کارت بیمه دولتی از آدم میخوان و با اینحال همه پول رو از آدم میگیرن. معاینه چشم تو عینک‌فروشی‌ها توسط بینایی‌سنج انجام میشه. واسه دیدن چشم پزشک باید مریضی چشمی داشته باشه آدم که نمیدونم آیا اونا هم این معاینه رو پولکی انجام میدن یا مجانی کار راه میندازن... خدا قسمت کرد و خبردار شدم، بیخبرتون نمیذارم!

اوضاع جالبیه، من هنوز در حال صبر کردن هستم! 

میدونین واسه دکتر متخصصی که نخواین بابت ویزیتش پول بدین، چقدر باید صبر کرد؟ منم نمیدونستم! بسته به دکتر و اختصاصیتش فرق میکنه. درست مثل عکسهای رادیولوژی. واسه یه سونوگرافی معمولی تا ۶ ماه باید صبر کرد و واسه MRI خدا عالمه. واسه دکتر غدد، شاید یک هفته و واسه یه دکتر دیگه غدد شاید ۱ ماه. واسه ارتوپد خدا صبر ایوب انشالله عطا کنه. خدا نکنه عمل زانو بخواد یکی، تا یک سال هم شنیدستم که ملت صبر کردن. اینو هم بگم که اگه قضیه اورژانسی باشه، خیلی سریع همه چی انجام میشه.  بنابر این، هرچی تو اون آزمایشها بهم ریخته و ناجوره، ایشالله موردی با صبر کم باشه! خدا رو ببین، به چی راضی شدیم...

توضیح کنپارس: مشکل کمبود پزشک خانواده family physician به منطقه جغرافیایی محل زندگی بستگی دارد. معمولا در مناطق قدیمی‌تر و پرجمعیت‌تر (نظیر مرکز شهر-داون‌تاون downtown) بیشتر است اما در بسیاری از مناطق جدیدتر چنین مشکلی یا وجود ندارد یا بسیار محدود است.

زمان انتظار برای آزمایشات تخصصی یا MRI نیز به وضعیت خدمات درمانی استان بستگی دارد. مثلا این زمان الان در استان‌های انتاریو و البرتا بسیار کوتاه‌تر از گذشته است و بسته به وضعیت بیمار و نوع آزمایش ممکن است از چند روز تا چند هفته بیشتر طول نکشد. تمامی آزمایشاتی که به دلیل وضعیت بیمار در مراجعه به بخش ارژانس زیر نظر پزشک مربوطه انجام می‌شود در سریع‌ترین زمان و ظرف چند ساعت انجام می‌شود.


آیا میدانید اولین گام برای مهاجرت به کانادا و دریافت اقامت دایم کانادا تکمیل فرم ارزیابی رایگان است!


سه شتبه ۲۸ شهريور ماه ۱۳۹۱ در ۰۲:۱۹:۰۶ ب.ظ - پیوند همیشگی
نیکا کیا - بازدید : ۷۰۴۵ - برچسب ها:
خاطرات مهاجرتنیکا کیا
ثبت دیدگاه شما
دیدگاه ارسالی شما پیش از نمایش نیاز به تایید مدیریت خواهد داشت.
مطالب مرتبط:
جزوه خاطرات مهاجرت در کتابخانه کنپارس
به قلم نیکا کیا

جزوه خاطرات مهاجرت در کتابخانه کنپارس

۳ امرداد ۱۳۹۳ - یکی از بهترین‌ راهنماهای مهاجران، تجربیات افراد پیشین است؛ خصوصا آنها که زمان زیادی از مهاجرت آنها سپری نشده باشد. در جزوه «خاطرات مهاجرات»، که ترکیبی از مشاهدات، دیدگاه‌ها، تک‌گویی‌ها و...
تعریف جدید مهاجرت  ۲۰
خاطرات مهاجرت: قسمت بیست و سوم

تعریف جدید مهاجرت! ۲۰+

۱۸ شهريور ۱۳۹۲ - اینایی که میگم رو خوب بخونین، آخرش ازتون امتحان میگیرم! بچه‌ها هم این نوشته رو نخونن! نمیدونم چه جوری بگم که معنی این نوشته این نیست که من همه این کارها رو...
اندکی درباره حمل و نقل عمومی در جزیره مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت بیست و دوم

اندکی درباره حمل و نقل عمومی در جزیره مونترال

۱۷ اردي بهشت ۱۳۹۲ - در باب جیغ قرمز اسکنر مترو تا همین چند وقت قبل فکر می‌کردم در زمینه کارت مترو خیلی گیجولانه و بیگدار برخورد می‌کرده بودم (ماضی بعید استمراری: یعنی در گذشته دور به...
سوغاتی  ویکیپدیا و ۹۱۱
خاطرات مهاجرت: قسمت بیست و یکم

سوغاتی، ویکیپدیا و ۹۱۱

۲۳ بهمن ۱۳۹۱ -   در باب ۲۱ سلام یه مستخدم مدرسه داشتیم روزهای امتحان همش می‌گفت انشالله ۲۱ بیارین! بالاخره ۲۱  را آوردم، با دو دهه تاخیر! سال نو میلادی به همه مبارک. یه قضیه که امسال توجهمو خیلی...
گواهی نامه رانندگی در جزیره مونترال گران است
خاطرات مهاجرت: قسمت بیستم

گواهی‌نامه رانندگی در جزیره مونترال گران است!

۱۳ آذر ۱۳۹۱ - یادآوری سایت: مقررات رانندگی در کانادا ماهیت استانی داشته و از استانی به استان دیگر در جزییات تفاوت دارند. این مطلب در ارتباط با مقررات مربوط به استان کبک نگارش یافته...
روایت هایی از غربت قریب
خاطرات مهاجرت: قسمت نوزدهم

روایت‌هایی از غربت قریب

۱۸ مهر ۱۳۹۱ - نیکا کیا امروز از اون روزهای اسمشونبر زندگیمه، بدتر از این هم خیلی دیدم! ولی این هم یه جوریه! بنابرین مجددا بخشی از این نوشته به خصوصی‌سازی بخش غیر خصوصی میانجامه (از...
من هم مونترال هستم ۲
خاطرات مهاجرت: قسمت هفدهم

من هم مونترال هستم-۲

۴ شهريور ۱۳۹۱ - نیکا کیا ادامه مطلب قبلی با همین عنوان «من هم مونترال هستم»  تصمیم گرفتم نتیجه تجربیات، تحقیقات، شنیده‌ها وخونده‌های تمام این مدتم رو بگم نه فقط اطلاعاتی که اون شب و چند روز بعدش کسب کردم...  ۱-...
من  هم  مونترال هستم ۱
خاطرات مهاجرت: قسمت شانزدهم

من "هم" مونترال هستم-۱

۲۱ بهمن ۱۳۹۰ - نیکا کیا سلام! اعتراف می‌کنم به میزان بسیارغیر قابل وصفی چشم خوردم! راه رفتم، ملت حاضر در شعاع ۵۰ کیلومتری گفتن، "آفرین... خوش به حالت، یه جایی، یه چیزایی می‌نویسی، اونم زبون مادری،...
اولین خرید مایحتاج در مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت پانزدهم

اولین خرید مایحتاج در مونترال

۲۸ شهريور ۱۳۹۰ - نیکا کیا قدم اول پیدا کردن محلی بود که بسته‌هام رو باید تحویل می‌گرفتم! هر کسی یه آدرسی میداد. نتونستم اعتماد کنم. از رو برگه‌های رسیدی که تهرون بهم داده بودن و...
برگ سیزده بعلاوه یک مونترالی
خاطرات مهاجرت: قسمت چهاردهم

برگ سیزده بعلاوه یک مونترالی

۳۰ امرداد ۱۳۹۰ - نیکا کیا پرانتز باز، قلب بنده امروز بی‌اندازه خوشحال می‌باشد! نمیدونم چرا، اصلا سر جاش بند نمیشه، مدام میپره بالا و پایین. گاهی احساس می‌کنم  میخواد بیاد بیرون از قفسه صدریم! خیلی...
سیزدهمین برگ از دفتر خاطرات مونترالی
خاطرات مهاجرت: قسمت سیزدهم

سیزدهمین برگ از دفتر خاطرات مونترالی!

۲۶ تير ۱۳۹۰ - نیکا کیا امروز یه کمی خصوصی‌سازی بخش غیر خصوصی در پیش داریم! مطالب مرتبط اینجا می آیند. تلفنمو که راه انداختم، با کارت تلفنی که دست و پا کرده بودم، به خونه زنگ زدم....
شرایط  معمولی  تلفن همراه در مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت دوازدهم

شرایط «معمولی» تلفن همراه در مونترال

۴ تير ۱۳۹۰ - نیکا کیا سرم ازمسائل بانکی درد گرفته بود. دلم یه کافی‌شاپ خوشگل معمولی می‌خواست که بشینم ۴ تا آدم بی‌خیال معمولی ببینم، یه قهوه داغ معمولی بخورم با یه کیک خوشمزه معمولی...
برخی کشفیات بانکی در مونترال  کارت اعتباری  Credit Card
خاطرات مهاجرت: قسمت یازدهم

برخی کشفیات بانکی در مونترال: کارت اعتباری (Credit Card)

۲۱ خرداد ۱۳۹۰ - نیکا کیا یه زمانی تو زندگیم فکر می‌کردم فقط واسه خرید کردن یا پرداخت مبالغ از طریق اینترنت خوبه! فکر می‌کردم یه چیزیه  که میتونم باهاش از هرجای دنیا پول از حساب...
برخی کشفیات بانکی در مونترال  قسمت اول
خاطرات مهاجرت: قسمت دهم

برخی کشفیات بانکی در مونترال -قسمت اول

۵ خرداد ۱۳۹۰ - نیکا کیا سه تا خیابون اصلی موازی رو می‌شناختم تا الآن؛ از یکیشون برای رسیدن به محل مورد نظر اومده بودم بالا! راستش اینه که خیابون بیش از حد صاف بود و حتی طبق کشفیات سوق‌الجیشی اخیرم قاعدتا به سمت شرق اومده بودم. ولی نمیدونم چرا از اون روز به بعد، اون جهت اسمش شد؛ بالا! تصمیم گرفتم از...
اولین قدم خیلی به جلو در مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت نهم

اولین قدم خیلی به جلو در مونترال

۲۲ اردي بهشت ۱۳۹۰ - نیکا کیا در حد یه مسافر چمدونم رو باز کردم. فرداش باید SIN، بانک، تلفن و بیمه رو ردیف می‌کردم. باید به خونه زنگ می‌زدم، به فامیل‌های ساکن امریکا زنگ می‌زدم! یادم...
روز اول  مونترال  سه نقطه
خاطرات مهاجرت: قسمت هشتم

روز اول، مونترال، سه نقطه!

۲۵ فروردين ۱۳۹۰ - نیکا کیا خداییش اگر قرار بود اون روز یکشنبه رو خیلی خلاصه تعریف کنم، مینوشتم:سه نقطه! حافظه‌ای که از اون روز دارم اونقدر ناقص و بی در و پیکره که خودم گاهی...
چرا مونترال
خاطرات مهاجرت- قسمت هفتم

چرا مونترال؟

۸ فروردين ۱۳۹۰ - نیکا کیا ... بله! پریوش با چشم‌های برق زده منتظر من بود. اونقدر سفت بغلم کرد که احساس کردم یه عمری میشه ایرونی ندیده... یعنی منم ۱۰ روزه این قدر دلتنگ میشم؟ موقع بغل کردنش یه نیمکت دیدم. ازش خواستم بریم بشینیم. از موقعی که از صندلیم تو هواپیما پا شده بودم یه لحظه هم ننشسته...
آخرین مطالب سایت:
برنامه زنده پاسخ به سوالات مهاجرتی  جمعه ها ساعت 21 00 پخش می شود

برنامه زنده پاسخ به سوالات مهاجرتی، جمعه ها ساعت 21:00 پخش می شود

برنامه بعدی: جمعه 28 تیر ماه 1398 ۱۹ تير ۱۳۹۸ - برنامه زنده پاسخ به سوالات مهاجرتی با حضور علی مختاری، عضو رسمی انجمن کانادایی نظارت بر مشاورین مهاجرت ICCRC و نیز عضو کانون وکلای دادگستری تهران، جمعه ها   ساعت 21:00 به وقت تهران  12:30...
علی مختاری ۵ جولای در سمینار Bonjour Quebec سخنرانی می کند
موضوع سخنرانی: در کبک کار یا تحصیل می کنید؟ روش مناسب برای دریافت اقامت دایم شما چیست؟

علی مختاری ۵ جولای در سمینار Bonjour Quebec سخنرانی می کند

۱۲ تير ۱۳۹۸ - اگر در کبک درس می خوانید یا مشغول کار هستید این سمینار برای شماست. سمینار Bonjpur Quebec در تاریخ ۵ جولای در دانشگاه کنکوردیا به نشانی 1455 خیابان مزونوف غربی برگزار می...
چرا اول ژوییه روز ملی کانادا نامیده شد

چرا اول ژوییه روز ملی کانادا نامیده شد؟

۶ تير ۱۳۹۸ - آنچه که امروز به نام کانادا می شناسیم، به اتفاق یک ژوییه ۱۸۶۷ بر می گردد. یکم ژوییه روز ملی کانادا؛ سالگرد تصویب قانون بریتانیایی آمریکای شمالی در این تاریخ است. قانونی...
تصمیم کبک در مورد ۱۸۰۰۰ پرونده نیروی متخصص نهایی شد  چه کردیم و چه می توان کرد
تحلیل علی مختاری در مورداتفاقات اخیر در سیستم مهاجرت کبک

تصمیم کبک در مورد ۱۸۰۰۰ پرونده نیروی متخصص نهایی شد: چه کردیم و چه می توان کرد؟

۲۷ خرداد ۱۳۹۸ - خبر عجیبی بود. ساعت ۴ صبح روز یکشنبه لایحه را تصویب کردند. زمانی که همه خواب هستند و تعطیل آخر هفته است بدون خبر قبلی. نمی دانم چرا با این عجله...
دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 465
انتخاب شماره 119 اکسپرس انتری در12 ژوئن 2019

دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 465

۲۳ خرداد ۱۳۹۸ - انتخاب شماره 119 اکسپرس انتری که صبح روز چهارشنبه 12 ژوئن 2019 انجام شد، تعداد 3350 دعوت نامه با حداقل امتیاز 465 صادر شد.  حداقل امتیاز برگزیدگان در انتخاب شماره 118 نیز...
پیام تبریک جاستین ترودو به مناسبت عید فطر

پیام تبریک جاستین ترودو به مناسبت عید فطر

۱۵ خرداد ۱۳۹۸ - جاستین ترودو، نخست وزیر کانادا در بیانه ای، اعلام داشت: «امشب با غروب خورشید، مسلمانان کانادا و تمام جهان، عید فطر را جشن خواهند گرفت. این عید نشان دهنده پایان ماه...

راهنمای جستجو در سایت

  • جهت جستجوی یک عبارت خاص از گیومه در دو طرف عبارت استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجوی چند کلمه در کل مطلب، کلمات را با فاصله از هم وارد کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها عنوان مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از عنوان: و یا title: استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها متن مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از متن: و یا body: استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها خلاصه مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از خلاصه: و یا brief: استفاده کنید. مانند:
  • شما می توانید تمام موارد را ترکیب کنید. برای ترکیب شرایط عنوان، متن و خلاصه، بین شرط ها ; (سمی کالن - semicolon) قرار دهید. مانند:
    • عنوان:دهان و دندان;متن:"مسیر شغلی دندانپزشکان" (نشانم بده)
    • title:دهان و دندان;body:"مسیر شغلی دندانپزشکان" (نشانم بده)
  • توجه داشته باشید که هر مطلبی که در آن حداقل یکی از شرایط جستجو برقرار باشد در نتایج جستجو قرار می گیرد.