آیا میدانید با ورود به سایت کنپارس با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور خود، می توانید ضمن استفاده از مطالب ویژه اعضا، با مطالعه و به اشتراک گذاری هر مطلب امتیاز جمع کنید! بااستفاده از این امتیاز ها، می توانید بر روی قرارداد خود با کنپارس تخفیف دلاری بگیرید و یا محصولات و سرویس های کنپارس را خریداری کنید!
در صورتی که عضو سایت هستید، از اینجا وارد شوید. اگر هنوز عضو سایت نشده اید، در این صفحه ثبت نام کنید. عضویت در سایت رایگان وسریع است! برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سیستم امتیاز دهی کنپارس، اینجا و اینجا را ببینید.
  • من هم مونترال هستم ۲

    من هم مونترال هستم-۲

خانم کیا که حالا با فاصله می‌نویسند این نوبت حاصل تجربیات خود از چند مورد مهم در زندگی روزمره را با مخاطبان سهیم می‌شوند.

نیکا کیا

ادامه مطلب قبلی با همین عنوان «من هم مونترال هستم»

 تصمیم گرفتم نتیجه تجربیات، تحقیقات، شنیده‌ها وخونده‌های تمام این مدتم رو بگم نه فقط اطلاعاتی که اون شب و چند روز بعدش کسب کردم... 

۱- بانک: من حسابی که ازش مدام خرج میکردم ( بانک الف) رو یک سال نشده بستم، و نزدیک یک سال بعد یک حساب تو یک عدد بانک دیگه (بانک پ)  باز کردم که بشه از ولایت برام پول بفرستن واسه اینکه مدت کوتاهی صرافیها و غیره و ذلک با اون بانک اصل کاریم (بانک ب) کار نمیکردن. نمیدونم میتونم این جا اسم بگم یا نه، واسه همین تا تحقیقات در زمینه اجازه عنوان کردن اسم کامل بشه، فعلا اسم نمیبرم. ولی چیزی که خیلی دوست دارم حتما بگم اینه که، آدمهای زیادی رو میشناسم که الان سالهاست تو بانک الف حساب دارن، خیلی هم شادمان هستن. حسابشون یا با حسابی که من باز کردم متفاوته یا همون حسابه... و خیلی‌ها هم مثل رفیق خونوادگی ما بلکل بانک ب رو رد میکنن... بنابر این اینکه من بانکی رو انتخاب کردم، مسلما دلیل بر بی‌عیب بودنش نیست و اگر حسابم رو تو بانکی بستم و به قولی باهاش کار نمیکنم، دلیل بر بد بودنش نمیشه... بهترین کار اینه که آدم صبر و تحمل نشون بده و اولین و نزدیکترین بانک رو همون یک ساعت اول انتخاب نکنه. ضرری که از بانک الف به من وارد شد، خیلی کم بود ولی خیلی راحت هم قابل پیشگیری بود، من فقط میبایست کمی کمتر از حرفهای آدمها تاثیر میگرفتم و صرفا فکر میکردم آیا این بانک به دردم میخوره، توانایی اینو دارم که به تعهداتم پایبند باشم یا نه...     

۲- تلفن: هنوز با همون کمپانی هستم... ولی باز هم این دلیل نمیشه اون کمپانی بهترین کمپانی موجود در عرصه علم و صنعت تلفن تو مونترال باشه (مسلما) برنامه‌ای که روز اول گرفتم رو تا حالا ۳ بار عوض کردم و واضحا دلیل نمیشه این سرویس آخری، بهترین باشه... الان چند تا کمپانی اضافه شده که ارزونتر هستن... میگن هرچی کمپانی کوچکتر باشه، خدماتش ارزونتره... تو گرفتن سرویس تلفن به دوستای خودم همیشه میگم که چند تا چیز خیلی مهمه، میخوان گوشیی که از ایران آوردن رو استفاده کنن، یا میخوان گوشی از این جا بگیرن. چقدر به آدمها ممکنه زنگ بزنن، اهل حرف زدن هستن یا بیشتر پیامک میفرستن. دوست دارن طبق آخرین مد روز باشن یا فقط میخوان تلفن همراه داشته باشن که تو مواقع ضروری به دادشون برسه. آنتن‌دهی و خدمات جانبی چقدر براشون مهمه. مطمئن هستن که تا چند سال تو مونترال میمونن یا هر لحظه ممکنه که بخوان چمدون ببندن برن یه شهر دیگه. و اینکه نیازهاشونو با بودجه‌شون هماهنگ میکنن، یا بودجه رو با نیازها بالا و پایین میبرن... بعضی از اینها خیلی مهم هستن. و بعضی کمپانی‌ها بابت فصل قرارداد مقادیری نچندان هنگفت شارژ میکنن، که خوب تو غربت یک دلار هم خیلیه به نظر من چه برسه به مقادیری نچندان هنگفت! واسه همین آدم نمیتونه مدام کمپانی عوض کنه! وقتی وارد وبسایت کمپانی‌ها میشین، قسمت plan رو پیدا کنین و جدولاشون ومتغیرها رو ببینین،... مهمه که بدونین کمپانی شما مازاد بر برنامه‌ای که باهاش دارین چقدر به حسابتون مینویسه و این چیزا... ماههای اول تلفن بازی زیاد داشتم. واسه اینکه به بیمه باید زنگ میزدم یا وقتی دنبال آپارتمان میگشتم و این چیزا... تلفن ثابت خوبیش اینه که تو بعضی قراردادها ماهیانه یه چیزی میگیرن و آدم میتونه نامحدود حرف بزنه. امان از این صداهای ضبط شده که اگر اینو میخوای ۱ رو فشار بده، اگر اونو میخوای ۲ رو و امان از ناآگاهی! Answering Machine که دیگه آخرشه... ماه اول مجانی بود و چه لذتی میبردم که تو مترو هم که هستم اگر کسی زنگ بزنه، از دستش نمیدم... صدای مادر و پدر، مادربزرگ، پدربزرگم رو بعد از هر بار پیغام گذاشتن بارها گوش دادم. غافل از اینکه هر بار گوش کردن، از میزان دقایقی که دارم کم میکنه و سر دو روز شارژم تموم میشه و باقی ماه باید به ازای هر دقیقه مازاد بر قراردادم به کمپانی پرداخت کنم.. خلاصه اینکه ناآگاهی واویلاست! فاجعه است! اصل قضیعه اینه که، فقط همون چیزهایی مجانیه که تو قرارداد نوشتن در اختیارتون میذارن! ساده‌تر بگم؛ اگه میتونین با گوشی تلفنتون آب بخورین، حتی اگه توی قراردادتون نیست که اجازه ندارین باهاش آب بخورین، و حتی اگه آب مجانیه، باهاش آب بخورین، به حسابتون مینویسن! اولین برنامه‌ایی که برداشتم تقریبا از همه چیز در حد ناچیز مجاز بودم استفاده کنم که خوب، نشد و دو ماه بعد برنامه رو تغییر دادم... ولی بنا به توصیه یک عدد دوست، وبسایت کمپانی تلفنم رو مدام چک میکردم... چون کمپانی‌ها به دنبال رقابت کاری که با هم دارن، اگر ببینن برنامه‌ای از یه کمپانی دیگه خیلی طرفدار داره، میان یه چیزی شبیهش ارائه میدن و اینجوری شد که من هم برنامه‌ای جدید و بهتر پیدا کردم ... ولی خدا میدونه چقدر از این تلفن عمومیها بدم میاد. صرفا برای مواقع بسیار بسیار ضروری خوبن. واسه اینکه اصلا به صرفه نیستن و اصلا نمیشه روشون حساب کرد. واسه روزای اول هم خوبن. ولی اینی که فکر کنین میشه باهاشون یه اداره‌ای زنگ بزنین و آدرس بپرسین و راهنمایی بخواین و این حرفا، از حالا بگم که قد یه بقالی باید سکه همراهتون باشه! تازه موقعی که شارژ موبایلتون تموم شده و درمونده شدین و باید به یه جایی زنگ بزنین وغمگینین اساسی و یهو ذوق میکنین که یک عدد تلفن عمومی دیدین و خوشحال میرین طرفش چون خیلی اتفاقی کلی هم سکه همراهتونه... میبینین فقط کارت تلفن قبول میکنه و هیچ جایی برای سکه نداره! در اونجاست که باید اعصابتونو کنترل کنین وگرنه تلفن عمومی میشکنه و پلیس میاد و این حرفا!   

۳- آپارتمان: ۳۰ درصد شانس، ۳۰ درصد تلاش و گشت و گذار فیزیکی و اینترنتی، ۳۰ درصد اقبال، ۳۰ درصد زمان گشت و گذار، ۳۰ درصد ستارگان و کواکب، ۳۰ درصد هم چشم بخیل و چشم حسود... اینا عواملی هستن که آدم برای پیدا کردن آپارتمانی توپ متناسب با بودجه‌اش لازم داره! بنابراین اصلا غصه نداره! یه سری آدم ترجیح میدن حتما مرکز شهر خونه داشته باشن، چون به شلوغیت احتیاج دارن. یه دسته هستن که دوست دارن خونشون و محل کار یا محل تحصیلشون ۲ قدم بیشتر فاصله نداشته باشه. یه سری آدم هم هستن که خونه رو یه جای خلوت میگیرن ولی چون هرچی خلوت‌تر باشه به مراتب حمل و نقل عمومی هم کمتره، یک عدد ماشین دست و پا میکنن واسه خودشون. از یه طرف دیگه، یه سری آدمها دوست دارن تو آسمان‌خراش (!) زندگی کنن و یه سری دوست ندارن همسایه زیاد داشته باشن، بعضی میگردن جایی که حیوون خونگی آزاد باشه و بعضی میگردن جایی پیدا کنن که حیوون خونگی بلکل ممنوع باشه. بعضی دوستان سراغ ساختمونهایی میرن که اغلب سکنه، ایرونی باشن و بعضیها هم دنبال جایی میگردن که همسایه ایرونی اصلا نداشته باشن... خیلیا خیابونهای اصلی رو میپسندن و خیلی‌ها دوست دارن تو کوچه خلوت زندگی کنن. یه تعدادی هم ترجیح میدن همخونه داشته باشن بنابر این از اون اول میگردان دنبال اتاق، نه آپارتمان.

۴- دوست: ...  دونت پوت یُر هندز آن مای ستومک! 

یادآوری: برای حفظ لحن محاوره‌ای نویسنده، شیوه نگارش سایت در مورد این نوشته اعمال نشده است.


آیا میدانید اولین گام برای مهاجرت به کانادا و دریافت اقامت دایم کانادا تکمیل فرم ارزیابی رایگان است!


شنبه ۴ شهريور ماه ۱۳۹۱ در ۰۹:۳۶:۵۹ ب.ظ - پیوند همیشگی
نیکا کیا - بازدید : ۶۲۴۷ - برچسب ها:
خاطرات مهاجرتنیکا کیا
ثبت دیدگاه شما
دیدگاه ارسالی شما پیش از نمایش نیاز به تایید مدیریت خواهد داشت.
مطالب مرتبط:
جزوه خاطرات مهاجرت در کتابخانه کنپارس
به قلم نیکا کیا

جزوه خاطرات مهاجرت در کتابخانه کنپارس

۳ امرداد ۱۳۹۳ - یکی از بهترین‌ راهنماهای مهاجران، تجربیات افراد پیشین است؛ خصوصا آنها که زمان زیادی از مهاجرت آنها سپری نشده باشد. در جزوه «خاطرات مهاجرات»، که ترکیبی از مشاهدات، دیدگاه‌ها، تک‌گویی‌ها و...
تعریف جدید مهاجرت  ۲۰
خاطرات مهاجرت: قسمت بیست و سوم

تعریف جدید مهاجرت! ۲۰+

۱۸ شهريور ۱۳۹۲ - اینایی که میگم رو خوب بخونین، آخرش ازتون امتحان میگیرم! بچه‌ها هم این نوشته رو نخونن! نمیدونم چه جوری بگم که معنی این نوشته این نیست که من همه این کارها رو...
اندکی درباره حمل و نقل عمومی در جزیره مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت بیست و دوم

اندکی درباره حمل و نقل عمومی در جزیره مونترال

۱۷ اردي بهشت ۱۳۹۲ - در باب جیغ قرمز اسکنر مترو تا همین چند وقت قبل فکر می‌کردم در زمینه کارت مترو خیلی گیجولانه و بیگدار برخورد می‌کرده بودم (ماضی بعید استمراری: یعنی در گذشته دور به...
سوغاتی  ویکیپدیا و ۹۱۱
خاطرات مهاجرت: قسمت بیست و یکم

سوغاتی، ویکیپدیا و ۹۱۱

۲۳ بهمن ۱۳۹۱ -   در باب ۲۱ سلام یه مستخدم مدرسه داشتیم روزهای امتحان همش می‌گفت انشالله ۲۱ بیارین! بالاخره ۲۱  را آوردم، با دو دهه تاخیر! سال نو میلادی به همه مبارک. یه قضیه که امسال توجهمو خیلی...
گواهی نامه رانندگی در جزیره مونترال گران است
خاطرات مهاجرت: قسمت بیستم

گواهی‌نامه رانندگی در جزیره مونترال گران است!

۱۳ آذر ۱۳۹۱ - یادآوری سایت: مقررات رانندگی در کانادا ماهیت استانی داشته و از استانی به استان دیگر در جزییات تفاوت دارند. این مطلب در ارتباط با مقررات مربوط به استان کبک نگارش یافته...
روایت هایی از غربت قریب
خاطرات مهاجرت: قسمت نوزدهم

روایت‌هایی از غربت قریب

۱۸ مهر ۱۳۹۱ - نیکا کیا امروز از اون روزهای اسمشونبر زندگیمه، بدتر از این هم خیلی دیدم! ولی این هم یه جوریه! بنابرین مجددا بخشی از این نوشته به خصوصی‌سازی بخش غیر خصوصی میانجامه (از...
مریضی در مونترال برای مبتدیان
خاطرات مهاجرت: قسمت هجدهم

مریضی در مونترال برای مبتدیان

۲۸ شهريور ۱۳۹۱ - نیکا کیا باید عادت کنیم، باید به این روش زندگی عادت کنیم.  تو اتاق انتظار یه کلینیک پزشکی نشستم. دو هفته قبل اومده بودم با یه لیست بلندبالا از شکایات مختلفی که یهویی...
من  هم  مونترال هستم ۱
خاطرات مهاجرت: قسمت شانزدهم

من "هم" مونترال هستم-۱

۲۱ بهمن ۱۳۹۰ - نیکا کیا سلام! اعتراف می‌کنم به میزان بسیارغیر قابل وصفی چشم خوردم! راه رفتم، ملت حاضر در شعاع ۵۰ کیلومتری گفتن، "آفرین... خوش به حالت، یه جایی، یه چیزایی می‌نویسی، اونم زبون مادری،...
اولین خرید مایحتاج در مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت پانزدهم

اولین خرید مایحتاج در مونترال

۲۸ شهريور ۱۳۹۰ - نیکا کیا قدم اول پیدا کردن محلی بود که بسته‌هام رو باید تحویل می‌گرفتم! هر کسی یه آدرسی میداد. نتونستم اعتماد کنم. از رو برگه‌های رسیدی که تهرون بهم داده بودن و...
برگ سیزده بعلاوه یک مونترالی
خاطرات مهاجرت: قسمت چهاردهم

برگ سیزده بعلاوه یک مونترالی

۳۰ امرداد ۱۳۹۰ - نیکا کیا پرانتز باز، قلب بنده امروز بی‌اندازه خوشحال می‌باشد! نمیدونم چرا، اصلا سر جاش بند نمیشه، مدام میپره بالا و پایین. گاهی احساس می‌کنم  میخواد بیاد بیرون از قفسه صدریم! خیلی...
سیزدهمین برگ از دفتر خاطرات مونترالی
خاطرات مهاجرت: قسمت سیزدهم

سیزدهمین برگ از دفتر خاطرات مونترالی!

۲۶ تير ۱۳۹۰ - نیکا کیا امروز یه کمی خصوصی‌سازی بخش غیر خصوصی در پیش داریم! مطالب مرتبط اینجا می آیند. تلفنمو که راه انداختم، با کارت تلفنی که دست و پا کرده بودم، به خونه زنگ زدم....
شرایط  معمولی  تلفن همراه در مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت دوازدهم

شرایط «معمولی» تلفن همراه در مونترال

۴ تير ۱۳۹۰ - نیکا کیا سرم ازمسائل بانکی درد گرفته بود. دلم یه کافی‌شاپ خوشگل معمولی می‌خواست که بشینم ۴ تا آدم بی‌خیال معمولی ببینم، یه قهوه داغ معمولی بخورم با یه کیک خوشمزه معمولی...
برخی کشفیات بانکی در مونترال  کارت اعتباری  Credit Card
خاطرات مهاجرت: قسمت یازدهم

برخی کشفیات بانکی در مونترال: کارت اعتباری (Credit Card)

۲۱ خرداد ۱۳۹۰ - نیکا کیا یه زمانی تو زندگیم فکر می‌کردم فقط واسه خرید کردن یا پرداخت مبالغ از طریق اینترنت خوبه! فکر می‌کردم یه چیزیه  که میتونم باهاش از هرجای دنیا پول از حساب...
برخی کشفیات بانکی در مونترال  قسمت اول
خاطرات مهاجرت: قسمت دهم

برخی کشفیات بانکی در مونترال -قسمت اول

۵ خرداد ۱۳۹۰ - نیکا کیا سه تا خیابون اصلی موازی رو می‌شناختم تا الآن؛ از یکیشون برای رسیدن به محل مورد نظر اومده بودم بالا! راستش اینه که خیابون بیش از حد صاف بود و حتی طبق کشفیات سوق‌الجیشی اخیرم قاعدتا به سمت شرق اومده بودم. ولی نمیدونم چرا از اون روز به بعد، اون جهت اسمش شد؛ بالا! تصمیم گرفتم از...
اولین قدم خیلی به جلو در مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت نهم

اولین قدم خیلی به جلو در مونترال

۲۲ اردي بهشت ۱۳۹۰ - نیکا کیا در حد یه مسافر چمدونم رو باز کردم. فرداش باید SIN، بانک، تلفن و بیمه رو ردیف می‌کردم. باید به خونه زنگ می‌زدم، به فامیل‌های ساکن امریکا زنگ می‌زدم! یادم...
روز اول  مونترال  سه نقطه
خاطرات مهاجرت: قسمت هشتم

روز اول، مونترال، سه نقطه!

۲۵ فروردين ۱۳۹۰ - نیکا کیا خداییش اگر قرار بود اون روز یکشنبه رو خیلی خلاصه تعریف کنم، مینوشتم:سه نقطه! حافظه‌ای که از اون روز دارم اونقدر ناقص و بی در و پیکره که خودم گاهی...
چرا مونترال
خاطرات مهاجرت- قسمت هفتم

چرا مونترال؟

۸ فروردين ۱۳۹۰ - نیکا کیا ... بله! پریوش با چشم‌های برق زده منتظر من بود. اونقدر سفت بغلم کرد که احساس کردم یه عمری میشه ایرونی ندیده... یعنی منم ۱۰ روزه این قدر دلتنگ میشم؟ موقع بغل کردنش یه نیمکت دیدم. ازش خواستم بریم بشینیم. از موقعی که از صندلیم تو هواپیما پا شده بودم یه لحظه هم ننشسته...
آخرین مطالب سایت:
کبک بالاخره سیستم آریما ARRIMA را باز کرد

کبک بالاخره سیستم آریما ARRIMA را باز کرد

۲۷ شهريور ۱۳۹۷ - پس از مدتها انتظار سیستم ARRIMA یا همان سیستم ابراز علاقمندی که به عنوان سیستم اکسپرس انتری کبک هم از آن یاد می شود، باز شد. به این ترتیب کبک پرونده های...
دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 440
افزایش تعداد دعوت نامه ها در انتخاب 5 سپتامبر 2018

دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 440

۱۴ شهريور ۱۳۹۷ - در انتخاب شماره 99 اکسپرس انتری که صبح امروز چهارشنبه 5 سپتامبر 2018 انجام شد، تعداد 3900 دعوت نامه با حداقل امتیاز 440 صادر شد.  در 6 دور انتخاب های قبلی تعداد دعوت نامه...
فهرست مشاغل مورد نیاز استان ساسکچوان تغییر کرد
22 آگوست 2018

فهرست مشاغل مورد نیاز استان ساسکچوان تغییر کرد

۱ شهريور ۱۳۹۷ - اداره مهاجرت استان ساسکچوان ساعاتی پیش در 22 آگوست 2018 فهرست مشاغل مورد نیاز خود را تغییر داد.  متاسفانه بر اساس این تغییر، مشاغل زیر از فهرست حذف شدند و کد شغلی جدیدی به...
دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 440
22 آگوست 2018

دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 440

۱ شهريور ۱۳۹۷ - در انتخاب شماره 98 اکسپرس انتری که صبح امروز چهارشنبه 22 اوت 2018 انجام شد، تعداد 3750 دعوت نامه با حداقل امتیاز 440 صادر شد.   در انتخاب شماره 97 اکسپرس انتری نیز همین تعداد دعوت نامه...
برنامه خوداشتغالی استان کبک متقاضی می پذیرد

برنامه خوداشتغالی استان کبک متقاضی می پذیرد

۱ شهريور ۱۳۹۷ - استان کبک، سه برنامه تجاری دارد که درباره برنامه سرمایه گذاری این استان و شرایط جدید این برنامه مهاجرتی، و همچنین برنامه کارآقرینی پیش ازاین سخن گفته ایم، حال در این...

راهنمای جستجو در سایت

  • جهت جستجوی یک عبارت خاص از گیومه در دو طرف عبارت استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجوی چند کلمه در کل مطلب، کلمات را با فاصله از هم وارد کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها عنوان مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از عنوان: و یا title: استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها متن مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از متن: و یا body: استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها خلاصه مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از خلاصه: و یا brief: استفاده کنید. مانند:
  • شما می توانید تمام موارد را ترکیب کنید. برای ترکیب شرایط عنوان، متن و خلاصه، بین شرط ها ; (سمی کالن - semicolon) قرار دهید. مانند:
    • عنوان:دهان و دندان;متن:"مسیر شغلی دندانپزشکان" (نشانم بده)
    • title:دهان و دندان;body:"مسیر شغلی دندانپزشکان" (نشانم بده)
  • توجه داشته باشید که هر مطلبی که در آن حداقل یکی از شرایط جستجو برقرار باشد در نتایج جستجو قرار می گیرد.