آیا میدانید با ورود به سایت کنپارس با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور خود، می توانید ضمن استفاده از مطالب ویژه اعضا، با مطالعه و به اشتراک گذاری هر مطلب امتیاز جمع کنید! بااستفاده از این امتیاز ها، می توانید بر روی قرارداد خود با کنپارس تخفیف دلاری بگیرید و یا محصولات و سرویس های کنپارس را خریداری کنید!
در صورتی که عضو سایت هستید، از اینجا وارد شوید. اگر هنوز عضو سایت نشده اید، در این صفحه ثبت نام کنید. عضویت در سایت رایگان وسریع است! برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سیستم امتیاز دهی کنپارس، اینجا و اینجا را ببینید.
  • احزاب کانادایی و فقدان استراتژی درباره مهاجران

    احزاب کانادایی و فقدان استراتژی درباره مهاجران

به نظر می‌رسد استراتژی‌های مهاجرپذیری کشورهای میزبان مهاجران از جمله کانادا، فاقد شادابی و انعطاف متناسب با تغییرات جمعیتی در بافت مهاجران جدید به این کشورها باشد.

یادآوری: این مطلب در دوازدهمین شماره نشریه پرنیان کانادا منتشر شده است.

نتایج انتخابات ۲۰۱۲ امریکا شوک جدی به محافل سیاسی و پژوهشی در امریکای شمالی وارد ساخت. در شرایطی که میت رامنی به دنبال انتخاب رنگ کروات برای نطق پیروزی بود و محافل اقتصادی هم خود را برای جهش نمودارها در بازارهای مالی و سرمایه‌ای در فردای اعلام نتایج انتخابات آماده می‌کردند، پیروزی مجدد باراک اوباما با اختلافی که بعدا چشمگیر و قابل توجه گزارش شد این پرسش را مطرح می‌کرد که «چطور چنین شد؟»

 تجزیه و تحلیل آرای رای‌دهندگان نشان داد که چگونه اقلیت‌های قومی و اجتماعی در امریکا توانستند نامزد جمهوری‌خواهان را، که یک‌سال تمام برای جذب حمایت «تی پارتی» شعارهای سوپرسفید می‌داد، از کرسی ریاست جمهوری دور کنند تا نشان دهند میدان بازی در امریکا کاملا تغییر کرده و دیگر نمی‌توان با گفتمان گذشته به این کرسی رسید. همان زمان کسانی در مقایسه میان رامنی و استفن هارپر، به هشیاری دومی در درک واقعیت تغییرات اجتماعی، کنار گذاشتن تعدادی از شعارهای کلیدی راست‌گراها، که حالا دیگر برای نسل جوان این حزب هم جذابیتی ندارد (در صدر آنها مخالفت با ازدواج همجنس‌خواهان و سقط جنین ...)، و در عین حال تمرکز روی آرای اقلیت‌های قومی کانادا (به‌ویژه با ماراتون طولانی جیسن کنی برای جذب رای آنها) بر هوش و فراست وی و تیم همراه و مشاورانش تاکید می‌کردند. اما آیا واقعا این مثال‌ها نشانه هوشیاری است؟ آیا اوبامای چپ و هارپر راست و سایر گروه‌ها و احزاب مدعی به دست‌گیری قدرت، به‌درستی فهمیده‌اند که رمز گفتگو با جامعه پوست‌انداخته و درحال تغییر امریکای شمالی چیست؟ نگاه به وقایعی چون انفجارهای لندن (۲۰۰۵)، انفجار در ماراتون باستن یا همین قصه ادعایی تلاش اخیر دو عرب برای از خط خارج کردن قطار مونترال می‌تواند ما را در یافتن پاسخ پرسش‌های پیشین یاری کند.

این روزها دولتمردان کانادایی در حال خط و نشان کشیدن برای این و آن، اعلام آغاز پروژه نیت‌سنجی و ذهن‌خوانی از تازه‌واردان به کانادا و کشف اراده‌های شیطان‌صفت هستند. این تلاشی است که البته خیلی پیش از آنها، به‌طور هر روزه در دولت‌های خاورمیانه‌ای برای دهه‌هاست برقرار بوده و نتایج آن را هم می‌توانید در میزان موفقیت امثال شاه ایران، صدام حسین، قذافی، مبارک و...در یافتن و سرکوب نیروهای «ضد امنیت ملی» ببینید! گویا این دولتمردان یک بار هم از خود نپرسیده‌اند که چطور جوان‌های متولد یا بزرگ شده در لندن، یا دو برادر چچنی که همه اطرافیانشان را از اقدام ضدانسانی خود شوکه کردند به چنین موجوداتی تبدیل شدند. اصولا قرار است سیستم‌های امنیتی در کشورهای غربی چقدر مخوف شوند؟ تا کجا وارد حریم خصوصی افراد شوند؟ از چه روش‌هایی برای کسب اطلاعات استفاده کنند؟ در یک کلام، چقدر شبیه نهادهای مشابه در دولت‌های دیکتاتور یا شبه‌دیکتاتور خاورمیانه شوند تا بتوانند چنین توطئه‌هایی را کشف و خنثی کنند؟ و حتی اگر بتوان ارزش‌های دموکراتیک حاکم بر جوامع غربی را به بهانه حفظ نظم و امنیت، با ترساندن شهروندان و به‌کارگیری روش‌های غیردموکراتیک به مخاطره انداخت اصولا از چه چیزی داریم دفاع می‌کنیم؟ بگذریم که آن پرسش باز هم قابل تکرار است که «مگر این روش‌ها در آن کشورهای دیگر موثر بوده است که این‌جا باشد؟»

از سوی دیگر، آنها که مرتبا وقایع تروریستی از نوع ماراتون باستن را حاصل طراحی و برنامه‌ریزی گروه‌های تندرویی چون القاعده و کاریکاتورهای آن می‌دانند ناخواسته در حال گمراه کردن خود، مردم و رسانه‌ها هستند. حتی اگر واقعا چنین گروه‌هایی هنوز آن‌قدر قدرتمند باشند که چنین برنامه‌ریزی‌هایی را انجام داده و عملیاتی کنند (که خود این را باید مایه شرم‌ساری نیروهای امنیتی کشورهای غربی دانست)، باز هم این حقیقت را نمی‌توان نادیده گرفت که این گروه‌ها بر روی شکاف‌هایی لانه می‌سازند که پیش‌تر به دلیل بی‌سیاستی و بی‌تدبیری سیاست‌مداران غربی به‌ویژه در ۳-۴ دهه اخیر در عملکرد سیاست خارجی و مهم‌تر از آن در سیاست داخلی پدید آمده یا دست‌کم راه حلی برای پرکردن آنها ارائه نشده است. چرا باید دانشجوی مهاجر دوره عالی دانشگاهی در غرب از فلان و بهمان کشور عربی یا اسلامی که بی‌کفایتی حاکمان کشورش را شاهد بوده برای از بین بردن شهروندان بی‌گناه کشور میزبانش دست به قتل بزند؟ چقدر برای یافتن پاسخ دقیق این پرسش وقت و انرژی گذاشته‌ایم؟ اصلا مگر پاسخ‌های حاضر و آماده ایدئولوژیک که سیاست‌مداران و جریان رسانه‌ای غالب (که البته بدش نمی‌آید از این آب گل‌آلود برای بحران فلسطین-اسراییل ماهی بگیرد) در آستین دارند اجازه می‌دهد به نکته دیگری هم بیندیشیم؟ حتی محدود تلاش‌هایی هم که در پاسخ به پرسش «چرا...؟» صورت می‌گیرد عموما عجولانه و تنها بر اساس ارزیابی‌هایی روانشناختی از تروریست‌هاست؛ این یکی مشکل خانوادگی داشته، آن یکی تربیت درستی نداشته، این دیگری تحت خشونت خانوادگی بوده و...گویی در این میان، مسائل اجتماعی و روابط موجود در میان جامعه قومی و رابطه آن با جامعه بزرگ‌تر هیچ نقشی نداشته و بدتر از آن این‌که، موفقیت‌های تحصیلی یا ورزشی این تروریست‌ها در گذشته را نشان از این بگیریم که جامعه به وظایف خود در قبال این افراد رسیدگی کرده و آنها مشکل عمده‌ای نداشته‌اند‍!

 

قطاری که از خط خارج شده است

اما به نظر می‌رسد در این‌جا یک خطای جدی و مهم‌تر وجود دارد؛ رسانه‌ها و سیاست‌مداران چنین وانمود می‌کنند که انفجارهای باستن یا تلاش برای از خط خارج کردن قطار مونترال یا بمب‌گذاری در این‌جا و آنجا تهدیدات اصلی است که آرامش و امنیت ما را به مخاطره می‌اندازد و بنا براین با کنترل این یا آن گروه تندرو می‌شود این تهدیدات را از بین برد یا از شدت آنها کاست. خطای محاسباتی درست در همین‌جاست. آنچه که امروز آرامش روانی و اجتماعی ما را برهم می‌زند و محدود به این شهر یا آن شهر یا این ساختمان و آن ساختمان نمی‌شود انفجار چند بمب یا کشته‌شدن تعدادی بی‌گناه نیست. کافی‌است به ارزش‌ها و روندهای اجتماعی به‌ویژه در شهرهای بزرگ و حومه آنها، که تغییرات جمعیتی بزرگی را شاهد بوده‌اند، نگاهی بیندازیم و وضعیت آنها را با یکی-دو دهه قبل مقایسه کنیم. ببینیم که مثلا اوضاع رانندگی چه وضعیتی دارد، احترام به حقوق یکدیگر در جاهای مختلف حتی صف خرید چگونه است، رابطه شرکت‌های خدمات‌دهنده و مشتریانشان چه شکلی پیدا کرده است، میزان اعتماد و اطمینان افراد به یکدیگر یا سازمان‌ها به افراد و بالعکس (از شیوه پذیرش مدارک دانشجویی تا درخواست ساده برای تمدید کارت بهداشت تا اجاره یک واحد آپارتمانی...) چه تغییراتی کرده است و...آن وقت خواهیم دید که کانادای امروز حداقل در شهرهای بزرگ هر روز بیشتر و بیشتر شبیه کشورهایی می‌شود که مهاجران امروز از آنجا آمده‌اند؛ جایی که تساهل و تسامح اندک است، احترام و رعایت حقوق یکدیگر ممکن است به نوعی ضعف شخصیتی تعبیر شود، دست زدن به رقابت‌های ناسالم بخشی از بازی زندگی است، تقلب روشی تایید شده برای دستیابی به موفقیت است... از این نظر تفاوتی میان مهاجر آسیای شرقی یا شبه‌قاره که احتمالا از دید نهادهای امنیتی و سیاسی کانادا مهاجر کم‌خطرتری محسوب می‌شود (چون مسلمان یا عرب نیست!) با مهاجر خاورمیانه‌ای وجود ندارد چون صفاتی که برشمردیم کمابیش در آن کشورها هم غالب است و چه بسا با شدت بیشتری حضور دارد. این افت پیوسته و دائم در همه استانداردها و کیفیت زندگی چون یک بمب دست‌ساز پرصدا نیست اما دامنه و عمق تخریبش به مراتب بیشتر است.

البته خطاست اگر بخواهیم تقصیر همه این تغییرات را به گردن مهاجرانی که به ویژه در چند دهه اخیر از کشورهایی با ساختار سیاسی-اجتماعی-فرهنگی متفاوت به کانادا آمده‌اند بیندازیم. کما این‌که خطاست اگر گسترش قتل‌های جمعی بی‌گناهان را هم فقط به اقلیت‌های تندرو مذهبی محدود کنیم و رواج تروریسم کور از سوی افراد منفرد را نبینیم. اما اگر با خود صادق نباشیم و انحرافات و فسادهای تدریجی را که بنیان ارزش‌های اجتماعی را نابود می‌کنند به‌درستی درک نکنیم مقابله با آنها در آینده به مراتب دشوارتر خواهد شد؛ و این همان قطاری است که مدت‌هاست از خط خارج شده صرف‌نظر از آن‌که RCMP ماجرای دو جوان عرب تروریست را واقعا کشف کرده باشد یا از دفتر فیلم‌نامه‌نویسی یک شرکت درجه سه فیلم‌سازی عاریه گرفته باشد!

 

مهاجر نسل دوم، منجی یا ویرانگر

«آنها روی ما هیچ حسابی بازنکرده‌اند؛ هدف‌شان فقط بچه‌های ماست؛ می‌دانند که ما هیچ‌وقت کانادایی واقعی نمی‌شویم» این سخنی است که از اولین روز ورود به کانادا تا به امروز بارها از سوی افراد مختلف شنیده‌ام. چنین موضوعی آیا حقیقت دارد یا نه؟ نمی‌دانم؛ نشانه‌هایی از حقیقت در آن هست اما یک چیز را مطمئنم و آن این‌که خام‌اندیشی‌است اگر کسی بپندارد که مسائل نسل دوم مهاجران کمتر از نسل اول است و این گروه در صورت رهاشدن، پتانسیل بحران‌سازی کمتری دارد. به همان اندازه که آینده یک کانادای پیشرفته وابسته به تلاش و موفقیت فرزندان نسل دوم مهاجران است به همان اندازه هم آنها می‌توانند چون بمب‌های ساعتی فعال‌شده باشند. و از یاد نبریم که برای سازندگی تلاش جمعی همه لازم است اما برای انهدام، تنها چند نفر به آخر خط ‌رسیده کفایت می‌کنند.

این نسل از چند نظر وضعیتی غم‌انگیزتر از والدین مهاجرشان دارند، اول این‌که مهاجرت به کانادا انتخاب آنها نبوده برای همین عموما نمی‌دانند یا درکی از این ندارند که چرا باید هزینه‌هایی چون ضعف پایگاه اجتماعی و مالی والدین تحصیل‌کرده‌اشان، فقدان یک خانواده بزرگ و کامل با حضور همه آنها که دوست‌شان می‌دارند و همچنین فقدان شبکه‌های قوی اجتماعی-ارتباطی قومی برای یافتن موقعیت‌های بهتر را تحمل کنند. دوم، برخلاف مهاجران تازه‌وارد که کم و بیش، موفق یا ناموفق، برنامه‌هایی برای حمایت و توجه به آنها وجود دارد، این جوانان فاقد ریشه‌های خانوادگی و اجتماعی قوی، باید در دنیایی که رقابت شدیدی برای دستیابی به منابع و موقعیت‌های کمیاب برای زندگی بهتر در آن در جریان است با آن دسته از همسن و سال‌های خود رقابت کنند که عموما بدون داشتن مزیتی خاص، تنها چون والدینی غیرمهاجر دارند به فرصت‌های بهتری دست می‌‌یابند.

 

جامعه نیازمند اما فاقد آمادگی

امروزه هیچ گزارش و تحلیل علمی و آکادمیک در ارتباط با بحث ورود مهاجران نمی‌بینید که بر اهمیت و نقش آنها در آینده کانادا و مقابله با بحران‌های جمعیتی و بازار کار تاکید نکرده باشد. صحبت درباره میزان افزایش مهاجرین است نه اصل پذیرش آنها. اما آیا جامعه کانادا عمیقا آماده پذیرش مهاجران بیشتر، سپردن نقش‌های مناسب به آنها و در عین حال حفظ استانداردها و ارزش‌های زندگی کانادایی شده است؟ متاسفانه متولیان امور مهاجرت آن‌قدر که درباره «آمادگی مهاجران» سخن می‌گویند از «آمادگی جامعه» حرفی به میان نمی‌آورند.

تنها به عنوان یک نمونه به تصویری توجه کنید که وزیر مهاجرت از مهاجران یعنی همان کسانی‌که مهم‌ترین افراد حوزه ماموریتش هستند می‌سازد؛ ببینید او هر زمان که خواسته یک برنامه مهاجرتی را تعطیل کند، سرویسی را تغییر دهد یا انباشتی از پرونده‌ها را حذف کند از مهاجران چه تصویری به جامعه کانادا، مالیات‌دهندگان و رسانه‌ها ارائه داده است. مهاجران در اغلب این تصاویر یا آنها که خیلی در رسانه‌ها برجسته شده‌اند افرادی متقلب، سوءاستفاده‌گر، توطئه‌گر، تهدیدگر امنیت کانادا، فاقد توانایی‌های شغلی مورد نیاز کانادا و... هستند (و اداره مهاجرت، نهادهای بررسی‌کننده مدارک، کارفرمایان کانادایی و... مبرا از هر نوع ضعف و کوتاهی و نقصان.) بحث بر سر این نیست که درصد مهاجرانی که چنان صفاتی در موردشان صادق است در مقایسه با تمامی مهاجران چه میزان است و آیا واقعا لازم است که یک وزیر برای رسیدن به این یا آن هدف سیاسی برای تصویب یک ماده قانونی به چنین روش‌ها و تصویرسازی‌هایی متوسل شود؛ مهم‌تر از این نکته این واقعیت است که چنین سخنانی بر روی افکار عمومی کانادایی‌ها تاثیرگذار است. آنها عادت کرده‌اند که وزرا را افرادی مورد وثوق بدانند که می‌فهمند و درک دارند که چه واژگانی با چه حدود از تاثیرگذاری از دهانشان خارج می‌شود پس چنین سخنانی را تعمیم می‌دهند و آنها را چون اتیکتی بر روی مهاجران الصاق می‌کنند. این درحالی است که برای حل مشکلاتی که در بالا به آن اشاره شد بیش از این یا آن برنامه دولتی، حمایت و همراهی همه ساکنان کانادا اعم از متولدین، مهاجران قدیمی‌تر و تازه‌واردان لازم است. جامعه کانادا باید باور کند که برای حفظ جایگاه برتر در عرصه اقتصاد جهانی و شرایط رقابتی شدید به حضور این افراد نیازمند است و آنها را تهدیدی برای آینده و رفاه و آرامش خود نبیند بلکه برعکس به مهاجران کمک کند که ضمن حفظ ارزش‌های فرهنگی مثبت و پویای خود، چگونه برای رفع عادات و رفتارهای نامناسب خود تلاش کنند و این فعالیتی جمعی و گروهی‌ا‌ست که شاید بودجه‌های دولتی کم‌ترین نقش و اهمیت را در اجرای موفق آن برعهده داشته باشند.

 

انتخابات و احزاب بدون برنامه

اگر به پلت‌فورم احزاب مختلف در کانادا نگاه کنید می‌بینید تصور آنها درباره مهاجران و مشکلاتشان تفاوت عمده‌ای با یکدیگر ندارد. همچنین تصور آنها از جایگاه مهاجران و اهمیت آنها هم به همین ترتیب. همه آنها مهاجران را به‌سان مشتری‌های جدیدی می‌دانند که باید آنها را از طریق پروموشن‌ها جذب کرد تا بتوان چیزی به آنها فروخت، «رای به حزب متبوعشان را»؛ بعد هم که جنس فروخته شد آنها را نظیر همه فروشنده‌های عمده بازار به امان خدا رها کرد تا نوبت خرید و فروش بعدی. «مهاجران» هم از نظر آنها یعنی همان «تازه‌واردان ۲-۳ سال اول» و گویا مشکلات مهاجران بعد از این سال‌ها یا برای نسل دوم به صورت خودکار دود می‌شود و به هوا می‌رود. این وضعیت را شما می‌توانید کم یا بیش در مورد همه احزاب ببینید. اما واقعیت چیز دیگری‌ا‌ست. توجه به مسائل مهاجران باید به یک بحث استراتژیک در کانادا تبدیل شود؛ محدوده مسائل و مشکلات آنها از حد عدم آشنایی به زبان انگلیسی یا مشکل عدم تایید مدارک شغلی-تحصیلی فراتر رود؛ این کشور به‌زودی نیازمند پذیرش بیش از ۴۰۰ هزار مهاجر در هر سال است که اکثر آنها از کشورهایی به کانادا خواهند آمد که تفاوت‌های فرهنگی-اجتماعی عمیقی با ساکنان قدیمی این کشور دارند کما این‌که همه چند دهه گذشته هم چنین بوده است. دیگر بحث یک اقلیت محدود در یک منطقه از شهر نیست؛ در خیلی از شهرهای مهم، «اقلیت‌های آشکار» به «اکثریت ساکنان» تبدیل شده یا خواهند شد پس لازم است تا آنها که در اندیشه مدیریت کشور در چند دهه حساس آینده هستند به ویژه سه حزب اصلی کشور در فاصله دو سال باقیمانده تا زمان انتخابات آتی به این موضوع به عنوان یک اولویت مهم بیندیشند تا قطاری که از خط خارج شده، سالم و سلامت به مسیر اصلی بازگردانده شود.


آیا میدانید اولین گام برای مهاجرت به کانادا و دریافت اقامت دایم کانادا تکمیل فرم ارزیابی رایگان است!


جمعه ۳ خرداد ماه ۱۳۹۲ در ۰۶:۳۱:۱۵ ق.ظ - پیوند همیشگی
مجید بسطامی - Majid Bastami - بازدید : ۳۵۷۰ - برچسب ها:
parnian magazinecanadian parties
ثبت دیدگاه شما
دیدگاه ارسالی شما پیش از نمایش نیاز به تایید مدیریت خواهد داشت.
مطالب مرتبط:
پایان هشتمین رقابت

پایان هشتمین رقابت

هشت برگزیده هشتمین دوره مسابقه هفت سین پرنیان انتخاب شدند ۲۸ فروردين ۱۳۹۶ - دبیرخانه هشتمین دوره مسابقه بزرگ هفت سین پرنیان، ضمن سپاس از تمامی شرکت کنندگان در بخش اصلی و جنبی این مسابقه پس از بررسی نهایی و حذف لایک های تقلبی، نتایج...
بیستمین شماره خبرنامه داخلی پرنیان منتشر شد

بیستمین شماره خبرنامه داخلی پرنیان منتشر شد

۲۶ اسفند ۱۳۹۵ - به گزارش دفتر روابط عمومی و پژوهش کنپارس، بیستمین شماره خبرنامه داخلی پرنیان منتشر و برای موکلین این شرکت در ایران ارسال گردید. این خبرنامه که به صورت گاهنامه منتشر می گردد،...
خدمات دولت کبک به کهنسالان

خدمات دولت کبک به کهنسالان

۱۹ آبان ۱۳۹۵ - جمعیت کبک نیز مانند بسیاری از نقاط دیگر جهان به سرعت در حال پیر شدن است. این امر تاثیر زیادی به ویژه بر خدمات اجتماعی  به کهنسالان خواهد داشت و جوامع...
اما شما به کسی نگین
یک خاطره از نوروز

اما شما به کسی نگین

۲ فروردين ۱۳۹۵ - ونکوور/در آستانه نوروز ۱۳۹۳ جونم براتون بگه: قدیما – نه خیلی قدیما! - همین چند ده سال پیش که مراسم هنوز ریشه‌ا‌شون تو خاک بود، نوروز یه رنگ دیگه داشت. نمی‌خوام بگم که...
جلسات فروش  اتلاف وقت یا راهگشا
توصیه‌هایی به صاحبان کسب و کار در کانادا

جلسات فروش، اتلاف وقت یا راهگشا

۷ اردي بهشت ۱۳۹۴ - این مطلب در شماره 31-32 پرنیان کانادا, در این صفحات منعکس شده است.در ادامه سلسله مطالب مربوط به شاغلان بخش فروش یک شرکت تجاری و واحد فروش به عنوان موتور محرکه کسب درآمد...
جلسات فروش  اتلاف وقت یا راهگشا
توصیه‌هایی به صاحبان کسب و کار در کانادا

جلسات فروش، اتلاف وقت یا راهگشا

۲۱ فروردين ۱۳۹۴ - این مطلب در شماره 31-32 پرنیان کانادا, در این صفحات منعکس شده است. در ادامه سلسله مطالب مربوط به شاغلان بخش فروش یک شرکت تجاری و واحد فروش به عنوان موتور محرکه کسب درآمد...
شماره نوروز 1394 پرنیان کانادا   کوپن 75 امتیازی

شماره نوروز 1394 پرنیان کانادا + کوپن 75 امتیازی

۲۹ اسفند ۱۳۹۳ - شماره فروردین 1394 پرنیان که به دلیل ادغام شماره‌های ماه‌های مارچ و ایپریل در صفحات بیشتری انتشار یافته در وبسایت نشریه و همچنین از طریق اپلیکیشن‌های نشریه در دسترس است. شماره 31-32...
زبان  ناشناسان و آرزوی سال نو
یادداشت سردبیری شماره نوروزی پرنیان

زبان‌‌ناشناسان و آرزوی سال نو

۱۹ اسفند ۱۳۹۳ - واپسین دقایق سالی که به پایان خود نزدیک می‌شود و نخستین لحظات سالی که آغاز می‌شود توام با نوعی تضاد و تداخل احساسات هستند. معمولا مشکلات، دغدغه‌ها و از دست دادن‌های...
صد رحمت به علی بابا و چهل  دزد بغداد
کمپانی‌های تلفن همراه و اینترنت امریکای شمالی مشتریان را شاکی می‌کنند

صد رحمت به علی‌بابا و چهل ‌دزد بغداد!

۱۸ اسفند ۱۳۹۳ - گزارش خبری «فاکتور» از بدحسابی شرکت تلفن بل که از شبکه سراسری فرانسه زبان کانادا پخش شدبا مردم کاری را نکن که دوست نداری با تو بکنند. این دستور تقریبا همه...
صد رحمت به علی بابا و چهل  دزد بغداد
کمپانی‌های تلفن همراه و اینترنت امریکای شمالی مشتریان را شاکی می‌کنند

صد رحمت به علی‌بابا و چهل ‌دزد بغداد!

۵ اسفند ۱۳۹۳ - گزارش خبری «فاکتور» از بدحسابی شرکت تلفن بل که از شبکه سراسری فرانسه زبان کانادا پخش شد با مردم کاری را نکن که دوست نداری با تو بکنند. این دستور تقریبا همه...
اهمیت و لزوم آموزش نیروی انسانی
توصیه‌هایی به صاحبان کسب و کار در کانادا

اهمیت و لزوم آموزش نیروی انسانی

۱۱ بهمن ۱۳۹۳ - برای مطالعه این متن در نسخه دیجیتالی شماره 29 پرنیان اینجا را ببینید.امروزه همگان به این نتیجه رسیده‌اند که رشد و توسعه پایدار هر بنگاه اقتصادی‌ در گرو ایجاد فرهنگ آموزش و یادگیری...
اهمیت و لزوم آموزش نیروی انسانی
توصیه‌هایی به صاحبان کسب و کار در کانادا

اهمیت و لزوم آموزش نیروی انسانی

۹ بهمن ۱۳۹۳ - برای مطالعه این متن در نسخه دیجیتالی شماره 29 پرنیان اینجا را ببینید. امروزه همگان به این نتیجه رسیده‌اند که رشد و توسعه پایدار هر بنگاه اقتصادی‌ در گرو ایجاد فرهنگ آموزش و یادگیری...
بیست و نهمین شماره پرنیان منتشر شد  کوپن 75 امتیازی
با مرور مهم‌ترین وقایع و حوادث سال 2014

بیست و نهمین شماره پرنیان منتشر شد+ کوپن 75 امتیازی

۱۷ دي ۱۳۹۳ - در بیست و نهمین شماره ماهنامه پرنیان کانادا مرور وقایع و اتفاقات مهم سال 2014 محور اصلی مطالب نشریه است. شماره ژانویه 2015 که به مناسبت آغاز سال نو یک کوپن 75...
آیا ماشین های هوشمند جانشین آدم ها خواهند شد  قسمت دوم و لینک به مطلب کامل
درباره تغییرات عظیم در بازار کار

آیا ماشین‌های هوشمند جانشین آدم‌ها خواهند شد؟ قسمت دوم و لینک به مطلب کامل

۱۶ دي ۱۳۹۳ - نوشته PAUL WISEMAN, BERNARD CONDON and JONATHAN FAHEY یادآوری: خلاصه‌ای از این مطلب پیشتر در وبسایت پارس‌کانادا منتشر شده است اما به دلیل اهمیت مباحث مطرح شده و اطلاعات و آمار آن، نسخه کامل‌تر...
آیا ماشین های هوشمند جانشین آدم ها خواهند شد
درباره تغییرات عظیم در بازار کار

آیا ماشین‌های هوشمند جانشین آدم‌ها خواهند شد؟

۲۹ آذر ۱۳۹۳ - نوشته PAUL WISEMAN, BERNARD CONDON and JONATHAN FAHEY یادآوری: خلاصه‌ای از این مطلب پیشتر در وبسایت پارس‌کانادا منتشر شده است اما به دلیل اهمیت مباحث مطرح شده و اطلاعات و آمار آن، نسخه کامل‌تر...
آخرین مطالب سایت:
دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 452
انتخاب شماره 113 اکسپرس انتری در 20 مارس 2019

دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 452

۲۹ اسفند ۱۳۹۷ - در انتخاب شماره 113 اکسپرس انتری که صبح امروز چهارشنبه 20 مارس 2019 انجام شد، تعداد 3350 دعوت نامه با حداقل امتیاز 452 صادر شد.  حداقل امتیازها در انتخاب شماره 112 که 6 مارس...
سال نو مبارک

سال نو مبارک...

۲۸ اسفند ۱۳۹۷ - بهار، تکراری است که هیچ گاه تکراری نمی شود.   روزهای پایانی سال 1397 خورشیدی را پشت سر می گذاریم و به امید تحولی دوباره همراه با شما دوستداران بهار به استقبال...
برنامه زنده پاسخ به سوالات مهاجرتی  جمعه ها ساعت 21 00 پخش می شود

برنامه زنده پاسخ به سوالات مهاجرتی، جمعه ها ساعت 21:00 پخش می شود

برنامه بعدی: چمعه 9 فروردین 1398 ۲۴ اسفند ۱۳۹۷ - برنامه زنده پاسخ به سوالات مهاجرتی با حضور علی مختاری، عضو رسمی انجمن کانادایی نظارت بر مشاورین مهاجرت ICCRC و نیز عضو کانون وکلای دادگستری تهران، جمعه ها   ساعت 21:00 به وقت تهران  12:30...
تغییر ساعت تابستانی در کانادا از 11 مارس

تغییر ساعت تابستانی در کانادا از 11 مارس

۲۱ اسفند ۱۳۹۷ - تغییر ساعت تابستانی یا صرفه جویی در زمان نور روز (DST) ـ در بیشتر کشورها با نام ساعت تابستانی نامیده می شود.   به تغییر ساعت در منطقه های زمانی گفته می شود...
دو برنامه جدید مهاجرتی برای پرستاران خانگی

دو برنامه جدید مهاجرتی برای پرستاران خانگی

۱۰ اسفند ۱۳۹۷ - وزارت مهاجرت، پناهندگی و شهروندی کانادا هفته گذشته اعلام کرد که قصد دارد دو برنامه آزمایشی جدید برای مهاجرت پرستاران خانگی را راه اندازی کند که به متقاضیان واجد شرایط این...
دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 457
انتخاب شماره 111 اکسپرس انتری در 20 فوریه 2019

دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 457

۱ اسفند ۱۳۹۷ - در انتخاب شماره 111 اکسپرس انتری که صبح امروز چهارشنبه 20 فوریه 2019 انجام شد، تعداد 3350 دعوت نامه با حداقل امتیاز 457 صادر شد.  در انتخاب شماره 110 که در تاریخ 30...
طرح لایحه جدید وزارت مهاجرت در مجلس استان کبک

طرح لایحه جدید وزارت مهاجرت در مجلس استان کبک

۱۹ بهمن ۱۳۹۷ - وزارت مهاجرت استان کبک، امروز صبح 7 فوریه 2019 لایحه جدیدی در راستای رفاه اقتصادی و اجتماعی استان کبک و به منظور افزایش انطباق پذیری مهاجران برای پاسخگویی به نیازهای بازار...

راهنمای جستجو در سایت

  • جهت جستجوی یک عبارت خاص از گیومه در دو طرف عبارت استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجوی چند کلمه در کل مطلب، کلمات را با فاصله از هم وارد کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها عنوان مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از عنوان: و یا title: استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها متن مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از متن: و یا body: استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها خلاصه مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از خلاصه: و یا brief: استفاده کنید. مانند:
  • شما می توانید تمام موارد را ترکیب کنید. برای ترکیب شرایط عنوان، متن و خلاصه، بین شرط ها ; (سمی کالن - semicolon) قرار دهید. مانند:
    • عنوان:دهان و دندان;متن:"مسیر شغلی دندانپزشکان" (نشانم بده)
    • title:دهان و دندان;body:"مسیر شغلی دندانپزشکان" (نشانم بده)
  • توجه داشته باشید که هر مطلبی که در آن حداقل یکی از شرایط جستجو برقرار باشد در نتایج جستجو قرار می گیرد.