آیا میدانید با ورود به سایت کنپارس با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور خود، می توانید ضمن استفاده از مطالب ویژه اعضا، با مطالعه و به اشتراک گذاری هر مطلب امتیاز جمع کنید! بااستفاده از این امتیاز ها، می توانید بر روی قرارداد خود با کنپارس تخفیف دلاری بگیرید و یا محصولات و سرویس های کنپارس را خریداری کنید!
در صورتی که عضو سایت هستید، از اینجا وارد شوید. اگر هنوز عضو سایت نشده اید، در این صفحه ثبت نام کنید. عضویت در سایت رایگان وسریع است! برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سیستم امتیاز دهی کنپارس، اینجا و اینجا را ببینید.
  • سوغاتی  ویکیپدیا و ۹۱۱

    سوغاتی، ویکیپدیا و ۹۱۱

خاطرات نیکا کیا در مونترال ترکیبی از بیان احساسات شخصی، کسب اطلاعات و انتقال تجربه‌های شخصی یا مشاهده شده در مورد یک تازه‌وارد به کاناداست.

 

در باب ۲۱

سلام

یه مستخدم مدرسه داشتیم روزهای امتحان همش می‌گفت انشالله ۲۱ بیارین! بالاخره ۲۱  را آوردم، با دو دهه تاخیر!

سال نو میلادی به همه مبارک.

یه قضیه که امسال توجهمو خیلی جلب کرد رو به صورت خبر میگم.

چند نفر ایرانی ساکن ایران میشناسین که در دوران عید نوروز کنار سفره هفت سینشون واستن و عکس بگیرن و بچسبونن این وال و اون وال؟

چند نفر ایرانی ساکن ایران میشناسین که مثلا خونه عموشون یا وسط میدون یه سفره هفت‌سین قشنگ به پا باشه، حتما باید باهاش عکس بگیرن؟ من که نمیشناسم. ولی به تعداد عیب و ایرادها و عقده‌های درونم که بیشمارن، هموطن میشناسم که همین حرکات هنگام نوروز و کریسمس، هر دو، ازشون سر میزنه.

درخت کریسمس و تزییناتش زیباست. قابل عکس گرفتنه... سفره هفت سین هم قشنگه و هم قابل افتخار کردنه.

از یکی پرسیدم ، "چرا؟!"  گفت، "یکی یعنی فرهنگ خودمون یادمون نمیره. اون یکی یعنی قاطی شدیم باهاشون تموم شد رفت."!

اینم حرفیه.

 

در باب من - ادامه:

سوغاتی خریدن واسه اونهایی که نیستن، خیلی سخته، چون خیلی زیادن و چون نیستن! ولی خداییش آسونترین مرحله راهی کردن یه مسافره...

وقتی کسی قراره هرچند برای مدت کوتاه بره، جو کلا سنگینه. با تمام قوا سعی میکنی رفتارت عادی باشه که نمیشه! یه سری کارها هست که باید بکنی، یه سری کارها هست که باید میکردی و نکردی و یه سری کارها هست که میلیونها بار به خودت دشنام میفرستی که چرا انجامشون دادی. وقتی از فرودگاه برمیگردی... یه خونه خالی می‌بینی که حتی هواش برای نفس کشیدن سنگینه...هزار تا چیز تو اون خونه هست و اونی که تو میخوای نیست... هزار تا چیز تو اون خونه، بی‌اونی که تو میخوای معنی ندارن! با این حال، توی تمام لحظات، از قبل از راهی کردن تا سنگینی هوا، خدا رو هزاران و هزاران بار شکر می‌کنی، که گرچه اونی که تو میخوای اونجا که تو میخوای، نیست، ولی هست. یه جای دیگه، ولی هست. باز هم احساس می‌کنی که کم شکر کردی و باز هم شکر می‌کنی و شکر می‌کنی... حال و روز و ماه و سال مثل خیلی قبلترها میشه، همه لحظات قشنگ تو رو به یاد اون میندازن چون اون از این لحظات بیشتر بلد بود لذت ببره و چون لذت بردن و خوش گذروندن یه جور احساس گناه میده بهت،.... خلاصه جو قبل و بعد همش سنگینه هرچقدر هم که بگی نیست... حرفهای اطرافیان که بماند... بگذریم...  در مورد سوغاتی باید بگم که یه دوستی داشتم، هر بار میخواست بره ایران، مادر محترمش در ایران چند هفته وقت صرف می‌کرد و برای عزیزان سوغاتی می‌خرید! آماده و دسته‌بندی می‌کرد، تا دختر برسه و طی یک حرکت قهرمانانه سوغاتی‌ها(!) رو تقدیم دوستان و آشنایان کنه. احساس گناه(!) هم اینجوری رفع می‌شد که بهتره این پول تو جیب بازرگان هموطن بره تا اجنبی! تا قبل از شنیدن این قضیه فکر می‌کردم این مساله فقط مخصوص مسافرین سفرهای زیارتیه و بهشون هم حق می‌دادم.... ولی گویا همه‌جاییه. درضمن این هم بگم که همین دوست عزیز، جونش می‌رفت واسه اجناس بازرگانان خارجی! یه ضرب‌المثل جدید هست که میگه، آنچه برای خود می‌پسندی، هرگز برای دیگری نخواه که یه وقت همه اون چیزی رو دارا میشن که تو داری. اونوقت چه جوری جواب خدا رو میخوای بدی؟! در کل، مساله پیچیده می‌باشد و اساس بر پایه راحتی جان و ماله. هیچ نظر دیگه‌ای در این باره ندارم. فقط گفتم که گفته باشم.

 

 در باب تحقیق:

یکی از دوستان محترم طی چند سالی که منتظر بود کار مهاجرتش جور بشه ۱۰-۱۵ تا وبلاگ رو دنبال میکرده و یه دایره‌المعارف مونترال برای خودش درست کرده بود. میدونست که اگر یه روزی  بچه‌دار بشه، بچه رو کدوم مهدکودک بذاره بهتره! بازم هیچ نظری ندارم ولی گمونم خیلی سخت باشه نوشته‌های دیگرونو سالها خوندن... که اونور دنیا امور به چه نحوی پیش میره، یا چه جوری پیش نمیره. واسه همین امیدوارم به حق همه مقدسات عالم انتظار همه خیلی زود به سر بیاد.

 من؟ من مشکل اعتماد کردن دارم. حسابم جداست. تمام اطلاعاتی که  قبل از اومدن داشتم، از ویکیپدیا یا سایتهای معتبر دیگه بود و آقای دکتر مختاری. از جناب روزبه هم اون اواخر اندکی اطلاعات کسب کردم. همین و بس. شاید بهتر باشه آدم بیشتر بدونه شاید هم بهتر باشه آدم اصلا هیچی ندونه.

 یه چیز جالب، اینجا که اومدم یکی از اقوام که منتظرالمدیکال بود، مدام از فروشگاه‌ها و جاهای سیاحتی می‌پرسید. آیا اینجا رو دیدم آیا اونجا رفتم. لباس شب خوب کجا میشه خرید؟ کفش واسه محل کار از کجا آدم بخره بهتره؟( کدوم کار آخه؟) "کریستالهاتو از کجا خریدی؟" احتمالا از جوابهام با خودش فکر کرده چقدر فقیرانه دارم  زندگی می‌کنم ...  بهرحال برای بعضی آدمها اینجوریه که اینجا حتی از اون اول خیلی خیلی بهتر از اونجوری که ایران زندگی میکردن، زندگی رو میگذرونن و بعضی‌ها مخصوصا اوایلی که میان خیلی خیلی پایین‌تر از اونجوری که ایران زندگی میکردن گذران عمر میکنن. به نظر من گروه اول هرس (همون «حرصه» ولی چون زیاد غلیظ و واقعی و دایمی نیست ابنجوری نوشته میشه!)  گروه دوم رو درمیارن ولی آدمها با امید زنده هستند.

 

یه چیزه جالبی در مورد "٩١١" بگم و برم!

یه دوستی، یه بچه ٤ ساله داره. این بچه از دیوار راست بالا میره و چندین بار خودشو درب و داغون کرده. مامانش، ٩١١  رو برای کمتر کردن استرس خواهر١٢ ساله این بچه، روی حافظه تلفنشون گذاشته که اگه یه موقع بچه از سقف افتاد پایین، این خواهره  بدون اینکه هول کنه، اول زنگ بزنه ٩١١ بعد مامانشو صدا کنه. ولی کلا گذاشتن ٩١١روی "speed dial" برای هر شهروند  مؤمن و مقید توصیه میشه! (جایی نخوندم، بهم گفتن!)

به هرحال، این بچه یه روزی شروع میکنه با تلفن بازی کردن و الو الو کردن. مامانش میرسه، بچه با گفتن "وای مامانم اومد" ارتباط رو قطع میکنه. ٣٠ ثانیه بعد از ٩١١ زنگ میزنن.

"خانوم، حالتون خوبه؟" خانومه میگه،" آره، همه چی خوبه، بچه داشت با تلفن بازی میکرد." بچه که هنوز تلفنو میخواد، یه جیغ میزنه و از اون طرف خواهرش میگه شششششس ... مکالمه با خانوم ٩١١ای ادامه پیدا می‌کنه و کار این دوست ما به قسم میکشه که به پیرو به پیغمبر همه رو به راهن و اینا کد و رمز نیست. دوست ما همچنان پای تلفن بود که زنگ در به صدا در میاد. پلیس بوده و برای چک کردن اوضاع اومده بود! حدود نیم ساعت بررسی طول میکشه و میرن!

سوال داشتین، بپرسین!


آیا میدانید اولین گام برای مهاجرت به کانادا و دریافت اقامت دایم کانادا تکمیل فرم ارزیابی رایگان است!


دو شنبه ۲۳ بهمن ماه ۱۳۹۱ در ۰۷:۰۶:۰۴ ب.ظ - پیوند همیشگی
نیکا کیا - بازدید : ۷۵۰۵ - برچسب ها:
خاطرات مهاجرتنیکا کیا
ثبت دیدگاه شما
دیدگاه ارسالی شما پیش از نمایش نیاز به تایید مدیریت خواهد داشت.
مطالب مرتبط:
جزوه خاطرات مهاجرت در کتابخانه کنپارس
به قلم نیکا کیا

جزوه خاطرات مهاجرت در کتابخانه کنپارس

۳ امرداد ۱۳۹۳ - یکی از بهترین‌ راهنماهای مهاجران، تجربیات افراد پیشین است؛ خصوصا آنها که زمان زیادی از مهاجرت آنها سپری نشده باشد. در جزوه «خاطرات مهاجرات»، که ترکیبی از مشاهدات، دیدگاه‌ها، تک‌گویی‌ها و...
تعریف جدید مهاجرت  ۲۰
خاطرات مهاجرت: قسمت بیست و سوم

تعریف جدید مهاجرت! ۲۰+

۱۸ شهريور ۱۳۹۲ - اینایی که میگم رو خوب بخونین، آخرش ازتون امتحان میگیرم! بچه‌ها هم این نوشته رو نخونن! نمیدونم چه جوری بگم که معنی این نوشته این نیست که من همه این کارها رو...
اندکی درباره حمل و نقل عمومی در جزیره مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت بیست و دوم

اندکی درباره حمل و نقل عمومی در جزیره مونترال

۱۷ اردي بهشت ۱۳۹۲ - در باب جیغ قرمز اسکنر مترو تا همین چند وقت قبل فکر می‌کردم در زمینه کارت مترو خیلی گیجولانه و بیگدار برخورد می‌کرده بودم (ماضی بعید استمراری: یعنی در گذشته دور به...
گواهی نامه رانندگی در جزیره مونترال گران است
خاطرات مهاجرت: قسمت بیستم

گواهی‌نامه رانندگی در جزیره مونترال گران است!

۱۳ آذر ۱۳۹۱ - یادآوری سایت: مقررات رانندگی در کانادا ماهیت استانی داشته و از استانی به استان دیگر در جزییات تفاوت دارند. این مطلب در ارتباط با مقررات مربوط به استان کبک نگارش یافته...
روایت هایی از غربت قریب
خاطرات مهاجرت: قسمت نوزدهم

روایت‌هایی از غربت قریب

۱۸ مهر ۱۳۹۱ - نیکا کیا امروز از اون روزهای اسمشونبر زندگیمه، بدتر از این هم خیلی دیدم! ولی این هم یه جوریه! بنابرین مجددا بخشی از این نوشته به خصوصی‌سازی بخش غیر خصوصی میانجامه (از...
مریضی در مونترال برای مبتدیان
خاطرات مهاجرت: قسمت هجدهم

مریضی در مونترال برای مبتدیان

۲۸ شهريور ۱۳۹۱ - نیکا کیا باید عادت کنیم، باید به این روش زندگی عادت کنیم.  تو اتاق انتظار یه کلینیک پزشکی نشستم. دو هفته قبل اومده بودم با یه لیست بلندبالا از شکایات مختلفی که یهویی...
من هم مونترال هستم ۲
خاطرات مهاجرت: قسمت هفدهم

من هم مونترال هستم-۲

۴ شهريور ۱۳۹۱ - نیکا کیا ادامه مطلب قبلی با همین عنوان «من هم مونترال هستم»  تصمیم گرفتم نتیجه تجربیات، تحقیقات، شنیده‌ها وخونده‌های تمام این مدتم رو بگم نه فقط اطلاعاتی که اون شب و چند روز بعدش کسب کردم...  ۱-...
من  هم  مونترال هستم ۱
خاطرات مهاجرت: قسمت شانزدهم

من "هم" مونترال هستم-۱

۲۱ بهمن ۱۳۹۰ - نیکا کیا سلام! اعتراف می‌کنم به میزان بسیارغیر قابل وصفی چشم خوردم! راه رفتم، ملت حاضر در شعاع ۵۰ کیلومتری گفتن، "آفرین... خوش به حالت، یه جایی، یه چیزایی می‌نویسی، اونم زبون مادری،...
اولین خرید مایحتاج در مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت پانزدهم

اولین خرید مایحتاج در مونترال

۲۸ شهريور ۱۳۹۰ - نیکا کیا قدم اول پیدا کردن محلی بود که بسته‌هام رو باید تحویل می‌گرفتم! هر کسی یه آدرسی میداد. نتونستم اعتماد کنم. از رو برگه‌های رسیدی که تهرون بهم داده بودن و...
برگ سیزده بعلاوه یک مونترالی
خاطرات مهاجرت: قسمت چهاردهم

برگ سیزده بعلاوه یک مونترالی

۳۰ امرداد ۱۳۹۰ - نیکا کیا پرانتز باز، قلب بنده امروز بی‌اندازه خوشحال می‌باشد! نمیدونم چرا، اصلا سر جاش بند نمیشه، مدام میپره بالا و پایین. گاهی احساس می‌کنم  میخواد بیاد بیرون از قفسه صدریم! خیلی...
سیزدهمین برگ از دفتر خاطرات مونترالی
خاطرات مهاجرت: قسمت سیزدهم

سیزدهمین برگ از دفتر خاطرات مونترالی!

۲۶ تير ۱۳۹۰ - نیکا کیا امروز یه کمی خصوصی‌سازی بخش غیر خصوصی در پیش داریم! مطالب مرتبط اینجا می آیند. تلفنمو که راه انداختم، با کارت تلفنی که دست و پا کرده بودم، به خونه زنگ زدم....
شرایط  معمولی  تلفن همراه در مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت دوازدهم

شرایط «معمولی» تلفن همراه در مونترال

۴ تير ۱۳۹۰ - نیکا کیا سرم ازمسائل بانکی درد گرفته بود. دلم یه کافی‌شاپ خوشگل معمولی می‌خواست که بشینم ۴ تا آدم بی‌خیال معمولی ببینم، یه قهوه داغ معمولی بخورم با یه کیک خوشمزه معمولی...
برخی کشفیات بانکی در مونترال  کارت اعتباری  Credit Card
خاطرات مهاجرت: قسمت یازدهم

برخی کشفیات بانکی در مونترال: کارت اعتباری (Credit Card)

۲۱ خرداد ۱۳۹۰ - نیکا کیا یه زمانی تو زندگیم فکر می‌کردم فقط واسه خرید کردن یا پرداخت مبالغ از طریق اینترنت خوبه! فکر می‌کردم یه چیزیه  که میتونم باهاش از هرجای دنیا پول از حساب...
برخی کشفیات بانکی در مونترال  قسمت اول
خاطرات مهاجرت: قسمت دهم

برخی کشفیات بانکی در مونترال -قسمت اول

۵ خرداد ۱۳۹۰ - نیکا کیا سه تا خیابون اصلی موازی رو می‌شناختم تا الآن؛ از یکیشون برای رسیدن به محل مورد نظر اومده بودم بالا! راستش اینه که خیابون بیش از حد صاف بود و حتی طبق کشفیات سوق‌الجیشی اخیرم قاعدتا به سمت شرق اومده بودم. ولی نمیدونم چرا از اون روز به بعد، اون جهت اسمش شد؛ بالا! تصمیم گرفتم از...
اولین قدم خیلی به جلو در مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت نهم

اولین قدم خیلی به جلو در مونترال

۲۲ اردي بهشت ۱۳۹۰ - نیکا کیا در حد یه مسافر چمدونم رو باز کردم. فرداش باید SIN، بانک، تلفن و بیمه رو ردیف می‌کردم. باید به خونه زنگ می‌زدم، به فامیل‌های ساکن امریکا زنگ می‌زدم! یادم...
روز اول  مونترال  سه نقطه
خاطرات مهاجرت: قسمت هشتم

روز اول، مونترال، سه نقطه!

۲۵ فروردين ۱۳۹۰ - نیکا کیا خداییش اگر قرار بود اون روز یکشنبه رو خیلی خلاصه تعریف کنم، مینوشتم:سه نقطه! حافظه‌ای که از اون روز دارم اونقدر ناقص و بی در و پیکره که خودم گاهی...
چرا مونترال
خاطرات مهاجرت- قسمت هفتم

چرا مونترال؟

۸ فروردين ۱۳۹۰ - نیکا کیا ... بله! پریوش با چشم‌های برق زده منتظر من بود. اونقدر سفت بغلم کرد که احساس کردم یه عمری میشه ایرونی ندیده... یعنی منم ۱۰ روزه این قدر دلتنگ میشم؟ موقع بغل کردنش یه نیمکت دیدم. ازش خواستم بریم بشینیم. از موقعی که از صندلیم تو هواپیما پا شده بودم یه لحظه هم ننشسته...
آخرین مطالب سایت:
دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 452
انتخاب شماره 113 اکسپرس انتری در 20 مارس 2019

دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 452

۲۹ اسفند ۱۳۹۷ - در انتخاب شماره 113 اکسپرس انتری که صبح امروز چهارشنبه 20 مارس 2019 انجام شد، تعداد 3350 دعوت نامه با حداقل امتیاز 452 صادر شد.  حداقل امتیازها در انتخاب شماره 112 که 6 مارس...
سال نو مبارک

سال نو مبارک...

۲۸ اسفند ۱۳۹۷ - بهار، تکراری است که هیچ گاه تکراری نمی شود.   روزهای پایانی سال 1397 خورشیدی را پشت سر می گذاریم و به امید تحولی دوباره همراه با شما دوستداران بهار به استقبال...
برنامه زنده پاسخ به سوالات مهاجرتی  جمعه ها ساعت 21 00 پخش می شود

برنامه زنده پاسخ به سوالات مهاجرتی، جمعه ها ساعت 21:00 پخش می شود

برنامه بعدی: چمعه 9 فروردین 1398 ۲۴ اسفند ۱۳۹۷ - برنامه زنده پاسخ به سوالات مهاجرتی با حضور علی مختاری، عضو رسمی انجمن کانادایی نظارت بر مشاورین مهاجرت ICCRC و نیز عضو کانون وکلای دادگستری تهران، جمعه ها   ساعت 21:00 به وقت تهران  12:30...
تغییر ساعت تابستانی در کانادا از 11 مارس

تغییر ساعت تابستانی در کانادا از 11 مارس

۲۱ اسفند ۱۳۹۷ - تغییر ساعت تابستانی یا صرفه جویی در زمان نور روز (DST) ـ در بیشتر کشورها با نام ساعت تابستانی نامیده می شود.   به تغییر ساعت در منطقه های زمانی گفته می شود...
دو برنامه جدید مهاجرتی برای پرستاران خانگی

دو برنامه جدید مهاجرتی برای پرستاران خانگی

۱۰ اسفند ۱۳۹۷ - وزارت مهاجرت، پناهندگی و شهروندی کانادا هفته گذشته اعلام کرد که قصد دارد دو برنامه آزمایشی جدید برای مهاجرت پرستاران خانگی را راه اندازی کند که به متقاضیان واجد شرایط این...
دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 457
انتخاب شماره 111 اکسپرس انتری در 20 فوریه 2019

دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 457

۱ اسفند ۱۳۹۷ - در انتخاب شماره 111 اکسپرس انتری که صبح امروز چهارشنبه 20 فوریه 2019 انجام شد، تعداد 3350 دعوت نامه با حداقل امتیاز 457 صادر شد.  در انتخاب شماره 110 که در تاریخ 30...
طرح لایحه جدید وزارت مهاجرت در مجلس استان کبک

طرح لایحه جدید وزارت مهاجرت در مجلس استان کبک

۱۹ بهمن ۱۳۹۷ - وزارت مهاجرت استان کبک، امروز صبح 7 فوریه 2019 لایحه جدیدی در راستای رفاه اقتصادی و اجتماعی استان کبک و به منظور افزایش انطباق پذیری مهاجران برای پاسخگویی به نیازهای بازار...

راهنمای جستجو در سایت

  • جهت جستجوی یک عبارت خاص از گیومه در دو طرف عبارت استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجوی چند کلمه در کل مطلب، کلمات را با فاصله از هم وارد کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها عنوان مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از عنوان: و یا title: استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها متن مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از متن: و یا body: استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها خلاصه مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از خلاصه: و یا brief: استفاده کنید. مانند:
  • شما می توانید تمام موارد را ترکیب کنید. برای ترکیب شرایط عنوان، متن و خلاصه، بین شرط ها ; (سمی کالن - semicolon) قرار دهید. مانند:
    • عنوان:دهان و دندان;متن:"مسیر شغلی دندانپزشکان" (نشانم بده)
    • title:دهان و دندان;body:"مسیر شغلی دندانپزشکان" (نشانم بده)
  • توجه داشته باشید که هر مطلبی که در آن حداقل یکی از شرایط جستجو برقرار باشد در نتایج جستجو قرار می گیرد.