از مجموعه چای سرد: تجربه متقاضیان کبک از آمادگی و مصاحبه
از مجموعه چای سرد: تجربه متقاضیان کبک از آمادگی و مصاحبه خانم آرزو فاطمی، همکار کنپارس در «دفتر روابط عمومی و تبلیغات کاریابی بین‌المللی کنپارس» برای شماره‌های مختلف خبرنامه داخلی پرنیان (چاپ ایران) گفتگوهایی با آن دسته از موکلین کنپارس که مرحله مصاحبه کبک را با موفقیت پشت سر گذاشته‌اند انجام داده‌ است. این گفتگوها سرشار از اطلاعات خواندنی درباره نحوه آمادگی برای مصاحبه و همچنین حضور در مصاحبه بوده است ضمن اینکه در آنها دیدگاه‌های افراد و دلایل آنها برای مهاجرت و انتخاب کبک هم به بحث گذاشته شده است. مجموعه‌ی این گفتگوها در این کتابچه گردآوری شده است. لازم به یادآوری است که منهای گفتگوی آخر، این مجموعه به صورت نسخه چاپی هم پیشتر منتشر شده است. 
loading

در دست تهیه

مطلب مورد نظر شما هنوز آماده نشده است.

بخش سوم: یاری‌های کنپارس

من: این خوب است، اما به نظرم شما فقط دارید از کنپارس تعریف می‌کنید، مشتاقم که نقدی هم اگر هست، نسبت به عملکردشان در هر مرحله‌ای، بگوئید.

لادن: خوب شاید حالا چون من رفته‌ام مصاحبه و قبول شده‌ام، بگویید خوب طبیعی است گفتن این تعریف‌ها. اما اینطور نیست، در حین کار فشارهایی وجود دارد که شاید روی ارزیابی آدم تأثیر بگذارد، و آدم را به خطا بیندازد. نبود آگاهی هم موثر است، اما در مراحل بعد که اطلاعات بیشتری از سیستم خواهیم داشت، وضع بهتر می‌شود. دقت کرده‌اید حافظه دوستان هم اینجا چقدر جالب است؟ گاهی چیزی می‌گفتم و می‌خواستم که یادداشت بشود تا بعد جواب من را بدهند. اما بعد می‌دیدم که یادشان نمی‌رفت و سر موقع رسیدگی می‌کردند. گفتم آگاهی یادم آمد که بگویم تنها کارشناس‌ها و دکتر یا آقای مهندس یه صورت مستقیم این اطلاعات را منتقل نمی‌کردند، بلکه سایت، سالنامه و پرنیان هم موثر بودند.

یک وقت هایی من حتی روزی چند بار سایت را چک می‌کردم. روزی یک یا چند خبر و یک مقاله را داشتند. وقتی هم که این روال به تأخیر می‌افتاد دکتر می‌گفت که من مسافرت بودم و حالا خبر را می‌دهیم. سایت خیلی خیلی خوب بود. آقای میرزایی شما سالنامه را هم دیده‌اید؟

عباس: بله اما متأسفانه یکی از دوستانم به زور آن را از من گرفت. (هردو می‌خندند، سرعت گفت و گو کمی زیاد شده، از اینکه خودشان دارند با حرف زدن با یکدیگر مطالب را مطرح می‌کنند، بی آنکه منتظر ایفای نقش من به عنوان مصاحبه‌گر باشند، لذت می‌برم، خودم را کمی عقب می‌کشم، نگاهشان می‌کنم، و گوش می‌دهم)

لادن: من از سالنامه پارسال شروع کردم. این که تمام روال مستند کار در جمله‌های سالنامه نوشته شده بود، خیلی مفید بود. این که هفته اول چه کنیم، ماه اول و.. من توی سالنامه برای خودم یادداشت می‌گذاشتم و این‌ها را برای خودم بازسازی می‌کردم. نوشته‌های سالنامه نشان از این داشت که کسی اینها را نوشته که تجربه هم داشته است، یعنی اشراف کامل به مطالبی که طرح شده بود. پرنیان را هم می‌خواندم و البته زمانی که به آدرس منزل ارسال می‌شد خیلی بهتر بود. الان مدتی است که دسترسی به آن سخت شده است. یک شماره که در پرنیان با سه دوست مصاحبه شده بود، برای من خیلی جالب بود. اصلا باورم نمی‌شد که افرادی در این شرایط و این سن، چنین افکار و ایده‌هایی داشته باشند، ذهنیتی که درباره مسأله مهاجرت داشتند مهم بود. این خیلی خوب است که می‌بینم همراهان ما برای مهاجرت افرادی اینطور هستند.

(عباس چای سرد را به یک باره سر می‌کشد و می‌گوید؛): من خودم این مصاحبه‌ها را همیشه دنبال می‌کنم، اینکه آدم با فضای ذهنی آنهایی که می‌خواهند مهاجرت کنند و دید دیگران آشنا می‌شود، خیلی خوب است. خیلی‌هاشان به آدم دید و روش می‌دهد. گاهی ما کاری را می‌خواهیم بکنیم بعد روش و راهی را که یکی دیگر رفته است می‌بینیم، و این کمک می‌کند. بهرحال اکثر این افراد، مصاحبه رفته‌اند، توضیح می‌دهند که قبل از آن و در طول پروسه مهاجرتشان چه مشقت‌هایی را داشتند، مثلا برای زبان خواندن، یا ارسال مدارک. قبلا هم که گفتم؛ من اول با سایت کنپارس شروع کردم. اطلاعاتم را از آنجا می‌گرفتم. مقالاتش را می‌خواندم. سایت خیلی خوب و کامل بود. من به همه دوستانم آن را معرفی می‌کنم. الان گاهی کسی می‌پرسد تو چه کار کردی چه مراحلی را گذراندی؟ سریع روی کاغذ می‌نویسم parscanada.com و می‌دهم دستش.

می‌گویم برو در سایت اطلاعات اولیه‌ات را ببین و بعد برو مشاوره ببین شرایطش را داری یا نه. همیشه شروع کار با سایت کنپارس است. پرنیان را هم فکر می‌کنم که پارسال توی همایش‌ها بود که با آن آشنا شدم، دو سه تا همایشی که پارسال دکتر گذاشته بود، آنجا فرم اشتراک پر کردم و آدرس گذاشتم که به هربار چاپ می‌شد به آدرسم می‌آمد. خوبی پرنیان و سایت کامل بودن آن و درست بودن آن است و اینکه بر اساس تجربه افراد است؛ تجربه زیسته خودشان. مقالاتی که آقای بسطامی می‌نویسند، که البته برخی از مسائل مطروحه در آن را پارسال توی همایش هم مطرح کردند خیلی خوب است. مثلا گفتند که آقا واقعیت‌های زندگی آنجا اینهاست، بعضی از ایرانی‌ها با تصور غلط می‌آیند آنجا. تجملات باید برود کنار، لباس مارک پوشیدن و خرج‌های بیهوده کردن. خیلی‌ها شاید توی آن همایش بودند که هنوز اقدام نکرده بودند، و می‌خواستند بعد از همایش اینکار را بکنند. شاید خیلی‌ها تصور دیگری از زندگی و مهاجرت به کانادا داشتند آقای بسطامی خیلی رک گفتند که این تصورات غلط هست و شاید شما حتی اینجا راحت‌تر زندگی کنید، امکاناتی که اینجا در خانه خودتان دارید، شاید آنجا نداشته باشید و مردم ساده‌تر و بدون تجملات زندگی کنند.

خوب این واقعیت‌های زندگی در کانادا، همیشه، صادقانه در مجله پرنیان و سایت منعکس می‌شود. آنجا هیچوقت نمی‌بینید که مطالبی از این دست بیاید که شما در کانادا بی‌هیچ مشکلی زندگی می‌کنید و با تجملات و راحت، طوری که تصور خیلی‌هاست.

لادن: معذرت می‌خواهم ببخشید صحبت‌تان را قطع می‌کنم، بعضی وقت‌ها آدم به یک سری نکته خیلی ریز احتیاج دارد برای اینکه یک جهش بزرگ بکند. یکی از چیزهایی که در نوشته‌های دکتر و آقای بسطامی هست و همیشه برام جالب بوده این است که می‌خواهند آدم را به سمتی هدایت کنند که بازتر فکر کند، تنها روی چیزهایی تمرکز نکنند که فقط مربوط به خودشان است و به آن‌ها بپردازد. یک چیزی که در همایش‌ها پیش آمد و برای من واقعا عجیب بود اینکه دکتر با آقای بسطامی شوخی می‌کردند که من کبکم تو آنجا زندگی می‌کنی بچه‌هایی که اینجا هستند بیشترشان می‌خواهند بروند کبک و یک چنین شوخی‌هایی، دیدم خیلی جالب می‌گفتند مطالبی که روی سایت گذاشته می‌شود مربوط به خارج از کبک هست را هم حتما بخونید. شاید کسی بگوید که من الان باید تمام وقتم را بگذارم روی اینکه مطالبی را که صرفا به خودم مربوط است بخوانم. نه این درست نیست که لزوما تجربه‌ای که می‌خواهیم بدانیم فقط مربوط به مسیر مورد نظر خود ما باشد. گاهی تجربیات دیگر هم به ما کمک می‌کند. یکی از عناوین مورد علاقه من در سایت «کانادا مرغ کیلیویی چند است؟» بود. همیشه وقتی درگیر این قضیه می‌شودم یادم می‌آید که کانادا مرغ کیلویی چند است. یعنی به شما یادآوری می‌کند که حواستان به چه چیزهایی باشد یه چه چیزهایی فکر کنید..

(عباس برای ادامه دادن و تأیید جمله‌های لادن، به آرامی می‌گوید؛): از چه جاهایی و چطوری خرید کنید...

لادن: این مقاله‌ها نه بخاطر اینکه بگوید مرغ کیلیویی چند است نوشته شده، بلکه می‌خواهد مثالی بزند تا بدانید روش زندگی کردن آنجا چطور است، یک تجربه عملی است که می‌توانید بسطش بدهید به تمام نکاتی که ممکن است در زندگی پیش بیاید.

من: شما چطور آقای میرزایی؟ سالنامه را چطور دیدید؟

عباس: من هردو شماره سالنامه را دیده‌ام. امسال به نظرم مفیدتر و منظم‌تر بود. سایت‌هایی که در سالنامه معرفی شده بود، خیلی خوب بود. بهرحال خواندن تمام مقالات و اطلاعات رسانه‌‌ای کنپارس در موفقیت من روز مصاحبه موثر واقع شد.

من: گفتید مصاحبه. راستی از مصاحبه‌تان بگویید. شما تقریبا یک هفته پیش از خانم مجیدزاده مصاحبه داشتید.

(لادن رو به عباس؛): اگر شما را می‌شناختم حتما می‌توانستم برای هفته بعد مشورت بگیرم.
(هردو می‌خندند)

 

راهنمای جستجو در سایت

  • جهت جستجوی یک عبارت خاص از گیومه در دو طرف عبارت استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجوی چند کلمه در کل مطلب، کلمات را با فاصله از هم وارد کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها عنوان مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از عنوان: و یا title: استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها متن مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از متن: و یا body: استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها خلاصه مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از خلاصه: و یا brief: استفاده کنید. مانند:
  • شما می توانید تمام موارد را ترکیب کنید. برای ترکیب شرایط عنوان، متن و خلاصه، بین شرط ها ; (سمی کالن - semicolon) قرار دهید. مانند:
    • عنوان:دهان و دندان;متن:"مسیر شغلی دندانپزشکان" (نشانم بده)
    • title:دهان و دندان;body:"مسیر شغلی دندانپزشکان" (نشانم بده)
  • توجه داشته باشید که هر مطلبی که در آن حداقل یکی از شرایط جستجو برقرار باشد در نتایج جستجو قرار می گیرد.